گاوخوني ساده خوانده ميشود، اما کتاب سادهانگارانهاي نيست. جعفر مدرسصادقي چالش اصلي را آخر کار براي خواننده باقي ميگذارد.
او داستان گاوخوني را با زباني روان و واضح [ که درآوردنش اصلا کار ساده اي نيست] مينويسد:
آپارتمان ما يک اتاق بيشتر نداشت. در را که باز ميکردي، واد اتاق بزرگي ميشدي که هم هال بود و هم پذيرايي و هم اتاق کار و هم اتاق خواب و هم اتاق نشيمن. و آشپزخانه کوچکي چسبيده به آن اتاق.
داستان بلند گاوخوني از زاويهی ديد اولشخص روايت ميشود. روايت خطي است، ولي مرتبا به گذشته برميگردد و در ضمن توضيحات وتفسيرهاي آشکار راوي را هم داريم که داستان را از يکسو به حکايتهاي قديمي و از سوي ديگر به داستانهاي پسامدرن نزديک ميکند.
ارجاع به خوابها هم جزء مهمي از داستان است. هرچه پيش ميروبم اين خوابها مفصلتر و جديتر ميشوند تا جايی که در سه فصل آخر عملا رويا و واقعيت درهمميآميزند و خواننده هم همانند راوي آنچه را ميخواهد بيشتر در خواب مييابد تا در بيداري.
چاپ چهام اين کتاب را نشر مرکز با قيمت هزار تومان در سال 83 منتشر کرده است.
گاوخوني نام خود را از باتلاق گريزناپذير زايندهرود ميگيرد؛ همانطور که ساختار خود را با استفاده از زمان و مکانهاي مربوط به آن بنا ميکند. همهی آنچه مدرسصادقي ميخواهد بگويد در آبهاي زايندهرود جاري است، براي او و براي ما:
عشق کنيد بچهها! همهی اين رودخانه مال خودمونه! تا دلتون مي خواد عشق کنيد!