تنها نشريه تخصصی کاريکاتور پس از دوازده سال انتشار، تعطيل شد.
خبر ساده است، تعطيلی خودخواسته يک نشريه ديگر. اما به سادگی نميتوان از کنارش گذشت. «کيهان کاريکاتور» با تمام ضعفهايش با تمام بی نظمی هايش با تمام مشکلاتش نياز جامعه کاريکاتوريستهای ايرانی بود. به قول بهرام عظيمی تصور اينکه به خاطر دوزار پول چنين نشريه ای را پس از دوازده سال تعطيل کنند، مضحک است. ميخواهم از مسوولان موسسه معظم کيهان بپرسم کداميک از نشريات ديگر اين موسسه بازدهی مالی داشته که قرعه به حذف کيهان کاريکاتور در آمده است؟ نشريه ای که از ابتدايش هم فکر نمی کنم هيچوقت سودی در بر داشته که حالا آنرا از دست داده است. اصلا مگر در موسسه ای که تمامی بودجه اش را از دولت دريافت می کند ضرردهی يک نشريه فرهنگی – هنری بايد باعث تعطيلی اش شود؟
اما بعد ديگر قضيه اين است که با تمام احترامی که برای آقايان نيرومند و شجاعی (مدير مسوول و سردبير کيهان کاريکاتور) قائلم آنها را در اين واقعه مقصر می دانم. کسانی که در دهه اخير همواره در سمت مديران مجموعه شکل نگرفته کاريکاتوريستهای ايرانی حضور داشته اند و نتوانسته اند اين جامعه را مستقل کنند. تاسيس "خانه کاريکاتور" حرکت بزرگی بود، راه اندازی نشريه آن هم (ايران کارتون) حرکت بزرگتری، اما الان خانه کاريکاتور و ايران کارتون کجا هستند؟ ايران کارتون که پس از دو شماره ديگر ديده نشد و خانه کاريکاتور هم که هيچگاه نتوانست همه را سر يک ميز گرد آورد تا انجمنی را بالاخره شکل دهد. برگزاری چند کلاس کاريکاتور که از هر خانه فرهنگ و کتابخانه ای بر می آيد. گالری هم که شکر خدا در تهران کم نداريم. برگزاری دوسالانه امسال هم که جز حرف و حديث چيزی نداشت.
قبول کنيم که مدير نبوده ايم.
اما با تمام اينها نميتوان از خدمتهايی که اين دو عزيز کرده اند به سادگی گذشت. در جامعه ای که ايده آليسم مضحک ترين انديشه است، بايد به حداقل ها بسنده کرد. به خاطر همين است که می گويم کيهان کاريکاتور نبايد تعطيل می شد. می ترسم از روزی که سازمان فرهنگی هنری شهرداری هم به فکر استفاده تجاری از مکان خانه کاريکاتور بيفتد و آنرا به بقالی تبديل کند.
واکنشهای کاريکاتوريستها به تعطيلی کيهان کاريکاتور از هادی تونز