به نظر من، من و شمای نوعی ( این "نوعی" نمی‌دانم به درد این‌جا می‌خورد یا نه ) حال نداریم حرف‌های بیشتر از سه خط را تحمل کنیم.

دروغ می‌گویم؟ گرگ آخر گوسفندهای من را می‌خورد
دروغ می‌گویم؟ خرج عمل دماغم را بابا لنگ دراز تقبل می‌کند
دروغ می‌گویم؟ چه کسی گفته من باید متفاوت باشم

مشکل من این است که فال ورق برایم زیادی فلسفی و فال قهوه
زیادی خاله زنکی است.پس...ببخشید...یک فنجان کاپوچینو لطفا!
ببخشید این آدمهایی که دارند تویش شنا میکنند حمام کرده اند؟

کدام آدمها؟
همین آدم‌های تلخی که جدید را دوست ندارند
همین آدم‌های داغی که شنا را دوست ندارند
همین آدم‌های جدیدی که تلخ را داغ داغ دوست ندارند


من ته فنجانم غرق می‌شوم
می‌فهمید؟