تتو، اپيلاسيون دائم بدون درد و خونريزی، لاغری موضعی ، ...!
يکی بود، يکی نبود...
يکی بود، يکی نبود
زير گنبد کبود
غيراز خدا هيچ کس نبود
خر خراطی می کرد
خر خانم لنزای آبی می گذاشت
انگاری آهو باشه، برای همه کلاس می ذاشت...
اسبه عصاری می کرد
اسب خانوم مدام می رفت،
ابرو ها شو نازک می کرد
گاهی هشتی شون می کرد،
گاهی هم مثل تير و کمون می کرد
خره گفت: خاک به سرم،
اسب خانوم تتو بکن
و خيال همه رو راحت بکن
ديگه دردسر نکش
با مداد هم ديگر نکش
اسبه گفت: راست می گيا،
خط لب هم می ذارن؟!...
موشه ماسوره می کرد
دختر موش ناله می کرد
نخ ها رو اضافی شو نگه می داشت
زنهای شهرشونو صدا می کرد
صورتای همشونو
واسشون بند می نداخت
خيلی ماهر شده بود
صورتا رو از سفيدی
انگاری برق می نداخت...
شتره نمدمالی می کرد
خانوم شتر مدام
لبهای غنچه ای شتريشو
می نشست به پای آيينه ماتيک مالی می کرد
آره جونم،
خانومه هر وقت می خواست رژ بزنه،
سه چهار تا رژ لب مصرف می کرد
گنده بود لباش آخه
بيچاره آقا شتر
هرچی پول داشت صرف رژ لب می شد...
گربه بقالی می کرد
خانومش سه روز يه بار
آرايشگاه می نشست،
ناخنای پاشو پدی کور می کرد...
سگه قصابی می کرد
خانومش موهاشو های لايت کرده بود
تازشم می خواست بره ويج بکنه،
آقاشون اجازه نداد
گفت: ديگه پول ندارم،
منو بدبخت کردی
اين چيه؟
رفتی موهات رو
صد و هفت رنگ کردی...
خاله سوسکه بيچاره شوهر نداشت
حال و حوصله هيچ کاری نداشت
بعدازظهرا مينی ژوپ به پا می کرد
هم خودش رو توی شهر رسوا می کرد
هم حال مردم همه بهم می خورد
هرکی يک نظر به اون نگا می کرد
زنهای شهر همگی جمع شدند به دور هم
دست و پای خاله سوسکه رو گرفتند زوری
مجبوری اپيلاسيون کردند
ديگه از شّر موها،
کار اون سوسکه رو آسون کردند...
فيله رفت دماغشو عمل کنه
افتاد و دندونش شکست
پولی که برای عمل گذاشته بود،
دندون مصنوعی کاشت...
پايين رفتيم آرکانسيل،
بالا رفتيم جيو بود
قصه ما " نيو " بود
قصه ما به سر رسيد
کلاغه،
پرش شرابی بود
رژلبش اناری بود
آرايشش عنابی بود
لنزای چشمش آبی بود
راه که می رفت،
هرکی می ديد ترمز می کرد
برای همين،
رفت و به خونش نرسيد.









