به جای طنز: گل آقا رفت، زنده باد گل آقا!



هفته نامه گل آقا، يکی از مهمترين و معروفترين مجلات طنز بعد از انقلاب، اين هفته تعطيل شد. تعطيلی که بر خلاف نشريات ديگری که در چند سال اخير بسته شده بودند، خود خواسته بود. با اين تعطيلی، تاريخچه يکی از مهمترين نشريات طنز ايران، حداقل برای مدتی، به پايان رسيد.

طنز ژورناليستی در ايران تاريخچه صد ساله ای دارد که خيلی ها در موردش نوشته اند و چون در بعضی موارد، اين تاريخچه، تاريخ طنز هم هست، شايد يک اشاره کوچک به آن در اينجا بد نباشد.

طنز ژورناليستی ايران با نوشته های «چرند و پرند» علی اکبر دهخدا در روزنامه صوراسرافيل، مهمترين روزنامه سياسی دوران مشروطه، شروع شد. خاصيت نوشته های دهخدا فصاحت آنها و استفاده بسيار کامل نويسنده از لهجه ها و اصطلاحات محلی و همچنين گزندگی سياسی آنها بود. دهخدا، به پيروی از مجله معروف ملانصرالدين که در باکو منتشر می شد، پايه گذار طنز سياسی، و شايد تاريخ مصرف دار، در ايران بود، هرچند که فصاحت و زيبايی اين نوشته ها، هنوز هم طنز دهخدا را خواندنی می کنند.

بعد از صوراسرافيل، طنز ژورناليستی بوسيله نشرياتی مثل نسيم شمال و قرن بيستم دنبال شد. گزندگی و سياسی بودن اين طنزها از نوشته های صوراسرافيل بيشتر بود، و همين موضوع به تاريخ مصرف دار بودن آنها اضافه می کرد.

روی کردن هفته نامه ادبی «توفيق» به طنز در سال 1316، به توصيه ابولقاسم حالت، آغاز فصلی جديد در طنز ژورناليستی ايران بود. توفيق، با وجود توقيفهای مکرر و نسلهای مختلف، مدرسه ای بود برای بهترين طنز نويسها، شاعران شوخ، و کاريکاتوريستهای ايران. خيلی از نويسنده های توفيق، اساتيد و صاحب نظران ادبيات و سياست بودند، و بعضی از شاعرانش از بزرگان ادبی زمان. کاريکاتوريستها اکثرا" گرافيستهای حرفه ای بودند و جدا از کار طنز، به فعاليتهای هنری می پرداختند.

بعد از توقيف آخر توفيق در 1350، برای حدود دو دهه، طنز ژورناليستی ايران دستخوش انتشار مجلات غير منظمی شد که بعضی ها در سالهای انقلاب، محبوبيت بسياری بدست آوردند. بعضی از احزاب سياسی با پی بردن به اهميت طنز ژورناليستی در جا انداختن عقايد ميان عموم، دست به انتشار مجلات مختلفی زدند که بعد از پايان يافتن هياهوی سياسی، خود به خود تعطيل شدند. بعضی از مجلات مانند فکاهيون و خورجين، با جذب چهره های پراکنده توفيق و نويسنده های جديدتر، تا اواخر دهه شصت، مشعل طنز ژورناليستی را روشن نگه داشتند.

سال 1369، سال آغاز انتشار گل آقا بدست يکی از نويسندگان سابق توفيق و از فعالان دوران انقلاب بود. موفقيت اوليه گل آقا بيشتر بدليل جمع کردن نويسندگان و کاريکاتوريستهای توفيق زير پرچم يک مجله جديد به علاوه محبوبيت شخص گل آقا (کيومرث صابری فومنی) در ميان علاقه مندان طنز بخاطر طنزهای روزانه اش در روزنامه اطلاعات بود. چند سال اول انتشار هفته نامه گل آقا از درخشان ترين سالهای طنز ژورناليستی در ايران بود. حضور بزرگانی مثل حالت، فرجيان، عربانی و خود صابری، مجله را مجموعه ای از نوشته های قوی و کاريکاتورهای زيبا کرده بود. جدا از آن، حضور طنز نويسان تازه نفس و پر استعدادی مثل ابولفضل زرويی نصر آباد که يکی از مخترعان سبکهای جديد طنز نويسی است، جو هيجان انگيزی به اين نشريه می داد.

تغييرات کلی در هيئت تحريريه گل آقا در اواسط دهه هفتاد باعث کم شدن ناگهانی تعداد پيشکسوتان و تبديل مجله به مجموعه ای کما بيش از هم گسيخته از نوشته های پخته و کارهای تجربی شد. همچنين، ازدياد و محبوبيت نشريات انتقادی که در پی تغييرات سياسی پا به عرصه وجود گذاشته بودند، اثر گل آقا را به عنوان يک وزنه انتقادی کم می کرد. گل آقا در اين دوره دست به گسترش هرچه بيشتر فعاليتهای موسسه گل آقا زد که در طی آن، دفتر گل آقا به صورت مرکز غير رسمی طنز نويسی جديد ايران در آمد. ماهنامه گل آقا و ديگر نشريات کناری که گل آقا به پيروی از توفيق، به انتشار آنها دست می زد، به صورت مستقل تری به حيات خود ادامه دادند. بسياری از نويسندگان جديد، با پشتيبانی گل آقا و استفاده از امکانات و تجربيات موسسه و نويسندگان آن، کار خود را شروع کردند.

حالا، گل آقا بعد از 12 سال انتشار هفتگی، اعلام کرد که گل آقای هفتگی ديگر منتشر نخواهد شد. اينکه دلايل اين تصميم چيست، مسئله ايست که خود صابری جوابش را در مقالات آخرينش در مجله داده. اما به عنوان يک خواننده کما بيش مرتب و همچنين علاقه مند به مقوله طنز ژورناليستی، عقيده من اينست که بسته شدن گل آقا به عنوان يک هفته نامه حاصل دو تغيير کلی در جامعه و روزنامه نگاری است.

اول اينکه استفاده گل آقا به عنوان يک نشريه انتقادی، مجله ای که «حرف دل مردم رو می زنه»، به سر آمد. اين سر آمدن به دليل باز شدن ديد مردم ما نسبت به سياست و در آمدن سياست از صورت يک «تابو» است. زمانی که طنز زبان در قفا تنها راه بيان کردن احساسات عامه بود، تا حدی به سر آمد. امروزه آزادی مطبوعات به عنوان رکن دمکراسی، حق مردم و لازم دانسته می شود، نه فقط يک رويا.

دوم، مسئله ازدياد طنز روزانه و تاريخ مصرف دار در ايران بعد از انتخاب خاتمی است. طنز خجول و خود سانسور گل آقا، برندگی لازم برای موقعيت تغييرات سياسی و اجتماعی را نداشت. اين نه تخطئه گل آقا، بلکه روشن کردن مواضع آنست که به زيبايی، ظرافت و عمق طنز بيشتر از محبوبيت روزانه اهميت می دهد. استفاده از طنز تاريخ مصرف دار همين الان هم به سر آمده و شايد بزرگترين نويسنده اين نوع طنز هم به واقعيت اصل اولی که در بالا آمد، کمرنگ شدن نقش طنز ژورناليستی به عنوان تنها مفر احساسات انتقادی، پی برد و اعلام کرد که «من ديگر طنز روزانه نخواهم نوشت».

گل آقا اما می خواهد که نشريات جانبی مثل ماهنامه و يا بچه ها...گل آقا را منتشر کند. اينکه اين کار ممکن است مسئله ايست که در آينده روشن می شود، اما اين نکته روشن است که گل آقا در آينده به عنوان معلم و پناهگاه نسل جديدی از طنز نويسان اديب و اديبان طنزنويس شناخته خواهد شد. زنده باد گل آقا!



خداداد رضاخانی