يک مطلب جدی جينگول!!!
يک مطلب جدي جينگول!!!
از اولين روزی که صحبت از طنز نوشتن من تو کاپوچينو به ميون اومد، دوست داشتم يه مطلب جدی هم راجع به اين مساله داشته باشم…
يه چيزی که دلمشغولی من بود و هميشه وقتی يک مطلب طنز می خوندم من رو به فکر می برد…
چيزی که الان هم وقتی مطلب طنز می نويسم يا می خونم ذهنم رو مشغول می کنه…
می شه هر چرت و پرتی رو طنز ناميد؟می شه روی هر چيزی که آدم رو می خندونه اسم طنز گذاشت؟اصلا يه مطلب طنز بايد آدم رو بخندونه؟ می شه برای طنز مرزی در نظر گرفت؟ اصلا طنز چی هست؟
خيلی ها تنها انتظاری که از يک مطلب طنز دارن اينه که اونها رو بخندونه، بدون در نظر گرفتن هر گونه محتوايی؛ بعضی ها می گن نه، طنز اصلا نبايد خنده دار باشه و خوب و بدی يک طنز بستگی به پيامی داره که می خواد به مخاطب برسونه…
به نظر شما اگر طنز هم بخندونه و هم پيام داشته باشه چطوره؟
خب اين حرف که طنزنويس داره روی لبه تيغ راه می ره کاملا درسته چون اگر بخواد کم مايه بذاره مطلبش تاثير لازم رو روی خواننده نمی ذاره و تلاشش بيهوده می شه و از طرف ديگه اگر نويسنده بخواد مايه مطلبش رو زياد کنه و از اون ور پشت بوم بيفته، به ورطه هزل بيفته...
از قديم و نديم اولين بحثی که در مورد مطالب خنده دار به ذهن می رسه اينه که مطلب مورد نظر تو تقسيم سه گانه طنز، هزل و هجو چه جايگاهی داره...
***
طنزهميشه نگاه اعتراض آميز عده ای بوده که نمی تونستند به هر دليلی حرفهاشون رو در قالب معمول بزنن، از اين رو در لفافه و در قالب کلمات کنايه آميز و توام با ايهام به رسوندن پيام مورد نظر اقدام می کردن...
از طرف ديگه و در طرف ديگر اين قضيه عده ای برای مهم نشون دادن يک معضل با استفاده از زبان طنز به بزرگ نمايی مشکل پرداخته و اون رو مورد انتقاد قرار می دادن که در علم غير نوشتاری، کاريکاتور رو می توان مثال زد...
اما وجه اشتراک اين نوشته های انتقادی تحت عنوان طنز شيوه پردازش دستمايه مورد نظره؛
به طوريکه نويسنده يا توسط بازی با کلمات و استفاده از اعجاز ايهام در نگارش منظور خودش رو بيان می کنه يا به وسيله موقعيت و فضايی که از طرف نگارنده بزرگ نمايی شده و اون رو به موقعيتی کميک تبديل کرده...
پس نوشته ای طنزه که نگاهی انتقاد آميزبه يک معضل در فضايی معمولا خنده آور داشته باشه.
از طرف ديگه نوشته هايی هستند که هرچند خنده دار اما هيچ هدف خاصی رو دنبال نمی کنند و به زبان ساده تر می شه اونها رو ياوه گويی به حساب آورد، اين مطالب که از قديم الايام هزل ناميده می شدن هيچ وقت آثار عميق و قابل تاملی نبوده اند...
گاهی هم نوشته هايی که با طنز اشتباه می شن اون دسته مطالبی هستند که هجو لقب گرفتن؛ مطالبی سطحی سرشار از الفاظ رکيک و فحش و ناسزا که عليه شخص يا جريانی نوشته می شه و هدف از اون صرفا خراب کردن موضوع نشانه رفته است...
نتيجه گيری:
1) در شماره های سال آينده کاپوچينو بيشتر در باره طنز نويسان، هزل نويسان و هجونويسان ايرانی در سالهای دور و نزديک خواهم نوشت
2) مطمئن باشيد کاريکاتوريست ها رو از قلم نمی ندازم
3) اميدوارم تا به حال در اين صفحه طنز خونده باشيد، نه چيز ديگه....
سامان سيف اللهی









