جشنواره.نمايشگاه.بچگي...
جشنواره.نمايشگاه.بچگي...
وقتی بچه بودم فکر می کردم نمايشگاه بين المللی جايی است که چيزهای خيلی بين المللی را می شود در آن ديد، چيزهايی که شايد در هيچ شرايط ديگری امکان لمس کردن و روبرو شدن با آن وجود ندارد...
ولی وقتيکه بزرگتر شدم فهميدم نمايشگاه بين المللی جايی است که می شود رفت کنار غرفه مرسدس بنز، آدامس خروس را به قيمت تعاونی تهيه کرد...
بعدا وقتيکه بيشتر بزرگتر شدم فهميدم که در هيچ شرايط ديگری نمی توان آدامس خروس را به قيمت تعاونی لمس کرد و با آن روبرو شد!
وقتی بچه بودم فکر می کردم نمايشگاه کتاب جايی است که کتابهای مختلف ويا مجموعه آثارنويسندگان را می شود در آن ديد، کتابهايی که شايد در هيچ ميدان انقلاب ديگری امکان لمس کردن و روبرو شدن با آن وجود ندارد...
ولی وقتيکه بزرگتر شدم فهميدم نمايشگاه کتاب جايی است که می شود رفت کنار غرفه انتشارات اميرکبير، تست رياضيات گسسته يا زيست شناسی ويا اقتصاد قلم چی ويا حل المسائل نشر آزمون را با15% تخفيف تهيه کرد...
بعدا وقتيکه بيشتر بزرگتر شدم فهميدم که در هيچ ميدان انقلاب ديگری نمی توان تست رياضيات گسسته يا زيست شناسی ويا اقتصاد قلم چی ويا حل المسائل نشر آزمون را با15% تخفيف لمس کرد و با آن روبرو شد!
وقتی بچه بودم فکر می کردم نمايشگاه مطبوعات جايی است که نويسندگان ويا مسوولان روزنامه های مختلف را می شود در آن ديد و در غرفه های مختلف با آنان به بحث و گفتگو نشست، نويسندگان ويا مسوولانی که شايد در هيچ کيوسک روزنامه فروشی ديگری امکان لمس کردن و روبرو شدن با آن وجود ندارد...
ولی وقتيکه بزرگتر شدم فهميدم نمايشگاه مطبوعات جايی است که می شود رفت کنار سالن مطبوعات، سيب زمينی سرخ کرده را به نصف قيمت و کلی روزنامه مفت تهيه کرد...
بعدا وقتيکه بيشتر بزرگتر شدم فهميدم که در کيوسک رزنامه فروشی ديگری نمی توان سيب زمينی سرخ کرده را با نصف قيمت و کلی روزنامه مفت لمس کرد وبا آن روبرو شد!
وقتی بچه بودم فکر می کردم جشنواره غذا جايی است که غذاهای کشورهای مختلف جهان را می شود در آن ديد، غذاهايی که شايد در هيچ رستوران ديگری امکان لمس کردن و روبرو شدن با آن وجود ندارد...
ولی وقتيکه بزرگتر شدم فهميدم جشنواره غذا جايی است که می شود رفت کنار غرفه غذاهای سنتی چينی، چيپس خورد و سس مايونز را 30% زيرقيمت تهيه کرد...
بعدا وقتيکه بيشتر بزرگتر شدم فهميدم که در هيچ رستوران ديگری نمی توان چيپس خورد و سس مايونز را 30% زيرقيمت لمس کرد و با آن روبرو شد!

وقتی بچه بودم فکر می کردم جشنواره گل و گياه جايی است که گلها وگياهان نادر و زيبای جهان را می شود در آن ديد، گلها و گياهانی که شايد در هيچ گل و گياه فروشی ديگری امکان لمس کردن و روبرو شدن با آن وجود ندارد...
ولی وقتيکه بزرگتر شدم فهميدم جشنواره گل و گياه جايی است که می شود رفت کنار مجسمه های پوشيده شده از انواع گياهان، پشمک را 100تومان بيشتر از قيمت آن در پارکها تهيه کرد...
بعدا وقتيکه بيشتر بزرگتر شدم فهميدم که در هيچ گل و گياه فروشی ديگری نمی توان پشمک را به 100تومان بيشتر از قيمت آن در پارکها لمس کرد و با آن روبرو شد!
وقتی بچه بودم فکر می کردم جشنواره فيلم کوتاه جايی است که فيلمهای کوتاه را می شود در آن ديد، فيلمهای کوتاهی که شايد در هيچ سينمای ديگری امکان لمس کردن و روبرو شدن با آن وجود ندارد...
ولی وقتيکه بزرگتر شدم فهميدم جشنواره جايی است که می شود رفت کنار سالن نمايش دهنده فيلمها، از پاساژ پرديس کيش خريد کرد...
بعدا وقتيکه بيشتر بزرگتر شدم فهميدم که در هيچ سينمای ديگری نمی توان مفت رفتن کيش و خريد از بازار پرديس را لمس کرد و با آن روبرو شد!
نتيجه گيری:
وقتی بچه بودم نمی فهميدم چرا اين جورجاها اينهمه شلوغ پلوغ می شن و ملت اين همه سرودست می شکونن...
وقتی بزرگ شدم هم نفهميدم چرا اين جورجاها اينهمه شلوغ پلوغ می شن و ملت اين همه سرودست می شکونن...
ولی وقتیکه بيشتر بزرگتر شدم فهميدم چرا اين جورجاها اينهمه شلوغ پلوغ می شن و ملت اين همه سرودست می شکونن...
سامان سيف اللهي









