ناصر خالدیان

جوان دمپایی دزد دستگیر شد

یك جوان 23 ساله به جرم دزدیدن یك جفت دمپایی دستگیر شد. م.س جوان 23 ساله دیروز با ورود به یك خانه در بندرعباس، دست به سرقت یك جفت دمپایی زد كه دستگیر شد. متهم علت عمل خود را نیاز و فقر ذكر كرد و از بیكاری پدر خود خبر داد.

نقل از روزنامه جام جم


این چه وضعش است؟ این مفسدین اقتصادی شورش را در آورده‏اند. آقا روز روشن دمپایی می‏دزدند. قباحت دارد. چرا با اینها برخورد نمی‏شود؟ اینها اقتصاد مملكت‏ ما را كرده‏اند فلج. اینها پدر خلایق را درآورده‏اند. یعنی چی آخر؟ این همه هشدار، این همه اخطار این همه نصیحت كه باباجان من، با اقتصاد مملكت،‌با آبروی مردم، با كفش و دمپایی آنها بازی نكنید. این همه مردم می‏گویند كه با مفاسد اقتصادی برخورد بشود. كو پس؟ كو؟ آقا روز روشن می‏زنند دمپایی خلایق را می‏دزدند. فساد اقتصادی اظهرمن‏الشمس‏تر از این؟ فردا یحتمل می‏شوند دمپایی‌دزد دانه‌درشت و كله‌گنده، كشتی كشتی دمپایی و گالش و تله‏موش و آفتابه و كش تنبان بالا می‏كشند. پس فردا هم لباس به تن خلایق روا نمی‏بینند. همین جور كرور كرور دمپایی دزد و آفتابه دزد زده‏اند اقتصاد مملكت را كرده‏اند فلج.

آخر مگر چه گناهی كرده‏اند مردم توی این وانفسا؟ كه نتوانند با خیال راحت دمپایی پا كنند؟ یك چیز می‏گویند...چی؟ مثل تخم‏مرغ دزد می‏شود شتر دزد. دمپایی دزدها هم فردا می‏آیند كل آفتابه‏ی این مردم را می‏دزدند آن وقت هم خلایق می‏شوند سرگردان هم مملكت را فساد برمی‏دارد. پیف ‏پیف... چه فسادی بالاتر از این؟ بعد یارو می‏نشیند به ریش مردم می‏خندد. از آن طرف گیر می‏دهند آخر به چه چیزهای بی‏ربطی، نادان! دمپایی دزدها غارتت كردند. كجای كاری؟ آن وقت اینها مهمل می‏گویند كه برخی مدیران عزیز ما با استفاده از موقعیت‏شان قاچاق پاچاق می‏كنند. آقا اسم واردات حلال و تجارت را گذاشته‏اند قاچاق. بی‏شرمانه هم می‏گویند:‌«قاچاق سفید». یا می‏گویند رانت‌خواری و نمی‏دانم پورسانت.

كجای كاری نادان؟ دمپایی دزد اقتصاد مملكت ما را كرده فلج. اینها اقتصاد كشور ما را به نابودی كشانده‏اند. مردم را به روز سیاه نشانده‏اند. این همه مشكلات اقتصادی ما از همین افراد است وگرنه اگر این مفسدین اقتصادی دمپایی دزد نبودند حالا ما زده بودیم جلو از ژاپن حتی ماداگاسكار و هونولولو. چه وضعیتی ساخته‏اند اینها برای مملكت. طرف رفته شرم نمی‏كند از روی مردم شریف ما. خجالت نمی‏كشد. نمی‏گوید كه این كار او چه مضاری دارد برای اقتصاد. همین جور برای هوای نفسانی خودش و برای مال بی‏ارزش دنیا كه چرك كف دست و بوی بد پاست این حرام‏خواری چه معنا دارد آخر؟ چرا این گونه مردم را بیچاره می‏كنند. این كارها را نكنید. دمپایی دزدیدن عذاب و عِقاب دارد. یك روز همان دمپایی كه دزدیدی می‏كوبند پس ملاجت. حالا حساب كن چقدر دزدیدی، بدبخت، بیچاره تو كه اسیر هوی و هوس دنیا شدی به خاطر یك ثروت بادآورده، چه جواب این ملت را می‏دهی؟

این دمپایی كه از باد هوا نیامده، این محصول نفتی است. اینها از نفت یعنی خون این مملكت درست شده. اینها دارند نفت ما را می‏برند. اینها جیره‏خوار همان استعماری هستند كه نفت مردم را به غارت می‏برد. حالا آمده‌ا‏ند نفت ما را به روش‏های دیگر ـ نقاب عوض كرده‏اند آقا، نقاب ـ می‏برند كه اقتصاد ما فلج بشود كه مسؤولین مردم‌سالار ما بروند زیر سؤال بعد مردم ما بروند توی پرانتز بعد خودشان بروند توی آكلاد به ریش مردم بخندند. به این غارت اقتصادی هم راضی نمی‏شوند. مفاسد اقتصادی مصادیق دارد آقا مصادیق، طرف به شغل و پست خودش راضی نیست صبح كارمند است بعدازظهر دست فروشی می‏كند، شب مسافركشی. ‌این فساد اقتصادی نیست پس چیست؟ چرا باید این آقا سه پست داشته باشد؟ یا یك مفسد اقتصادی دیگر آمده كلیه‏اش را فروخته به دلایل واهی، می‏رود با پول‏های بادآورده آن خوش می‏گذارند. بعد یك ریال مالیات هم نمی‏دهد. این فساد اقتصادی نیست پس چیست؟ آقا تو چرا به دولت مالیات نمی‏دهی؟ مگر تو شهروند این مملكت نیستی كه بی‏مالیات و عوارض، امعا و احشایت را می‏فروشی؟ این كارها بد است. دمپایی دزدی نكنید. آفتابه‏دزدی نكنید. مردم از این فساد اقتصادی شما جگرشان خون است. چقدر ثروت باد آورده؟ چقدر شما با دمپایی و آفتابه، كاخ و برج هوا كردید؛ چقدر پلاستیك و نفت این مردم را غارت كردید. بس است دیگر خجالت بكشید.