سامان سيف‌اللهی

فيلترينگ مسئله‌ی مهميه، نه؟
حتما مهمه که همه دارن راجع بهش صحبت می‌کنن ديگه، فرقی هم نمی‌کنه که کاربر اينترنت باشن يا نه.
تو همون بحثايی که از سياست کلان خارجی ايران و موضع سران کشورهای غيرعضو اپک در برابر کاهش فيمت نفت برنت دريای شمال شروع می‌شه و با تفاوت انديشه‌های چپ طرفدار لنينيسم با راست سنتی ادامه پيدا می‌کنه و دست آخر به مصدوميت علی دايی و قيمت پياز ختم می‌شه، فيلترينگ هم جايگاه خاص خودش رو داره! اما نکته‌ی جالب اينه که کسی هنوز نمی‌دونه که فيلترينگ يعنی چی و از کجا اومده...

فيلترينگ از جمله هنرنمايی‌ها و شيرين‌کاری‌های حيوان عظيم‌الجثه و طوسی‌رنگي است به نام فيل که خاستگاه آن شبه‌قاره‌ی هندوستان است( بخوانيد می‌باشد!). ريشه‌ی اصلی کلمه فيل‌تر بوده که نوع پيشرفته‌ی چس فيل است اما به مرور زمان وقتی که اين هنر اصيل هندی از کشورهای مختلف جهان عبور کرده و به ايران‌زمين رسيده به فيلتر تغيير هويت داده است و اتفاقا بعد از اين اتفاقات، يکی از کشورهايی که از آن خيلی استقبال کرد، همين ايران خودمان است( بخوانيد می‌باشد!).

به‌هرحال اين حق طبيعی هر کشوری است که به فراخور حال خود از هنرنمايی فيل‌ها بهره‌مند شود؛ نيست؟!
ولی اصولا با هنرنمايی و شيرين‌کاری‌های فيل‌ها می‌توان مبارزه کرد؛ برای مثال اين ذرت‌های جديد که در ليوان عرضه می‌شود و جديدا هم خيلی مد شده يک مبارزه‌ی جدی مدنی با چس فيل است! ما هم می‌توانيم همين کار را در برابر فيل‌تر انجام بديم که به همين منظور راه‌های زير به صورت کاملا برادرانه پيشنهاد می‌شود:

1) خودمون بشينيم يه ليست تهيه کنيم و ابلاغ کنيم به نهادهای ذی‌ربط!
2) کمک کنيم که اينترنت زنونه- مردونه بشه!
3) تا به حال دو تا تيم سه‌نفره تشکيل شده، ماهم يک تيم سه‌نفری تشکيل بديم و وايستيم تيم بعد، ديواری هم اوته!
4) در رده‌های مختلف سنی تيم تشکيل بديم و برای هر کدوم از تيم‌های جوانان، اميد و بزرگسالان مربی خارجی بياريم!
5) حکومت نظامی اعلام کنيم که اجتماع بيش از دونفر ممنوع شه، بعدش اعضای اون کميته‌ی سه‌نفره ديگه نمی‌تونن دور هم جمع بشن و کميته منحل می‌شه!
6) فشاربديم تا دست بکشن!
7) تروجان ببنديم به خودمون و با رمز ياگوگل بپريم تو اينترنت!
8) سايتمون رو جلوی سفارت انگليس آتيش بزنيم!
9) هرکی هر سايتی هک کرد ما مسئوليتش رو به عهده بگيريم يا خودمون بريم سايت هک کنيم و بندازيم گردن آسپيران غياث‌آبادی!
10) يه نامه‌ی عاشقانه به خاوير پرز د کوئيار بنويسيم و ازش خواهش کنيم که با استفاده از روابطش از کوفی عنان خواهش کنه!
11) با فلش و هر برنامه‌ی ديگه کاری بکنيم که سايتمون بلرزه، بعد يه ستاد بحران تشکيل بديم که به کمک آسيب‌ديدگان سايت‌لرزه بياد!
12) از ستاد بحران بخوايم که به همه‌ی اونايی که هيت سايتشون اومده پايين کمک کنه؛ مثلا يه گروه صد‌نفری رو مامور کنه که هی Ctrl+F5 (بخوانيد Refresh) بگيرن!
13) فقط اون دسته از مسافران عزيزی که کش شلوارشون شل شده کمربندهای خود را سفت ببندند!
14) ايستگاه آزادی کسی پياده نمی‌شه؟ نبود؟! ايستگاه بعدی شوشه‌ها...
15) الکی ذرت پرت نکنيم!
16) سعی کنيم منطقی باشيم!
17) توکل کنيم به خدا و دل به کار بديم!
18) آدم ضايع تو جلسه راه نديم!

نتيجه گيری 1):
زنده باد زاپاتا
نتيجه گيری 2):
زنده باد مخالف من
نتيجه گيری 3):
زنده باديه زنده باد... بدو بدو... خونه‌دار و بچه‌دار زنبيل رو بردار و بيار...