گلاب به روی ماهتون، وظيفه خطير طنز نويسی به عهده بنده است اين هفته، احتمالا من چون به اندازه طنزنويس هر هفته کاپوچينو با مزه نيستم، يا مثل نويسنده ستون داراخ دوروخ از دار و درخت (همين بود اسمش ديگه نه ؟) خوب تيکه نمی اندازم، بايد براتون شيرين کاری کنم... يا... يا براتون جک بگم! آها پيدا کردم براتون جک می گم:
يه روز يه تُر...
شترق! ترق! توق! تاخ! توخ! (افکت صدای لنگه دمپايی های اعضای هيات تحريريه!)
آی! اووی! آخ! بابا پاتو از رو دهن من بردار! اِی! اوی! اوه! (افکت صدای من!)
خب ببخشيد، و اينک ادامه اخبار.....
جونم براتون بگه که، آهان، فهميدم، همون شيرين کاری خوبه، فکر کنم صدای سوسک براتون دربيارم خيلی جالب بشه ............................................................ عزيزان (وبمستر سايت: آقای حسين زاده) از بيرون اشاره می کنن که صدای سوسک رو نمی تونن تو ستونم بگذارن، چون هاست کاپوچينو Real Audio ساپورت نمی کنه!
خب پس.... پس براتون يه شعر می خونم تو مايه های همون شهر قصه مدرن، که يکی دو دفعه اينجا بود و شماها خوشتون اومده بود....
کلای من افتاده تو کاپوچينو و گم شده، خبر داری؟ نچ نچ! بی خبری؟ نچ نچ! پس تو خر من هس....
ترق! (لنگه دمپايی خانم دولت شاهی!) شترق (يه چک جانانه و محکم که خانم بهمنيار به من می زنه!) خدا بکشدت! (صدای يک آقا مانند از ميان جمع تحريريه!) الهی با مثلث شرارت محشور بشی! (صدای نفرين آقای قاقانی!) مرتيکه احمق راس می گی ساعت دو بيا پارک دانشجو! (صدای آقای عسگری!) دلقک! اثر محمد اصفهانی (صدای آقای طاهباز!) اگزجره بشی ايشالام! (يه صدای خشن احتمالا آقای تسبيحی!) و
آخ! (صدای فرياد من که در اثر گرفتن گوشم توسط يک ضعيفه يعنی خانم دوکوهکی بلند شده!) برو بيرون «مرد» تيکه!
تلپ! (و صدای پهن شدن من روی زمين که در اثر لقدی است که آقای فرخی به جای بد بنده زده است!) راس می گه مرتيکه راک ول يه چيپ!
***
خب نامردا! نمی خواين بنويسم از اون اول بگين ديگه... بيا سامان جون ستونت ارزونی خودت!