قربانش برویم این نظام دیوانسالاریمان را كه این قدر محكم و منظم است كه هر چه در آن غور میكنیم تا راه علاجی پیدا كنیم، بیشتر فرو میرویم. از همهی محاسن آشكار و خفیهی این ادارهجات كه بگذریم، این دستگاه كاغذخوار كه در هیبت یك موریانهی غولآسای فلزی با چشمانی ورقلمبیده، هنری جز سوراخ كردن شرمآور لایهی اوزون و نابودی جنگلها ندارد. فقط یك عیب خیلی كوچك دارد به قاعدهی یك تربچه نقلی كه ما هم بیخود و بیجهت و از سر این كه عشقمان كشیده بلكه یك بهانهای از نظام منظم اداریمان گیر بیاوریم، به شرح ماوقع میپردازیم. آن هم این است كه این نظام منظم در سال تنها «یك روز» عملاً كار میكند. اصلاً نیازی به ماشین حساب و چرتكه نیست. ما با یك حساب دبش سرانگشتی ثابت میكنیم ادارات ما در طول سال تنها «یك روز» كار میكنند.
ببینید: هر سال غیر كبیسه 365 روز دارد. این 365 روز هم كه در اصل 365 شبانه روز است و مسلماً هیچ بنیبشری ولو مشور به تراكتور، نمیتواند شبانه روز كار كند و بیشتر، «روز»ها كار میكند. در نتیجه چون شب و روز با هم مساوی است این مقدار نصف میشود یعنی تقریباً 183 روز! از این 183 روز باقیمانده هم كه عبارت است از 183تا 12 ساعتی،سه چهارم آن یعنی روزی 8 ساعت كار رسمی است. در نتیجه 122روز واقعی باقی میماند.
30 روز اول سال و ماه فروردین را هم كه به كل از خیرش بگذرید چون غیر از ایام تعطیلات تا سیزده بهدر، تا برخی مدیران بخواهند گاماس گاماس از سفرهای كیش و قشم و شمال و خارجه و ولایات خودشان برگردند، ادارات «بالقوه» تعطیل هستند و با مراجعه به آنها با جملاتی شبیه اینها استقبال میشوید: ای بابا تازه اول ساله... برو بابا بودجه نداریم... برو بابا حال نداریم...
بعد هم حساب كنید كه 52 روز جمعه تعطیل است و حداقل 18 روز تعطیلات رسمی و اعیاد و مراسم و مناسبتهای رسمی و غیر رسمی و مراسم بهانهای كه به طور اتوماتیك كركرهای ادارت پایین كشیده میشود. چقدر میماند؟ 22 روز؟
هر كارمند هم حداقل سالی 15 روز مرخصی استحقاقی دارد و گیریم 2 روز مرخصی استعلاجی و حداقل حداقل 1 روز هم مرخصی جیمفنگی، میماند چقدر؟ 2 روز؟ بخشی از این دو روز هم صرف دست دست كردن و چاق سلامتی با همكاران و غیبت و تهمت و افترا به یكدیگر و زیرپاكشی و توطئهچینی و پاپوش دوختن برای همكارانِ بالادست و پاییندست و سخنچینی و تملق و چاپلوسی و مداهنه نزد روسا و مدیران و پرداختن به مسائل شخصی به صورت تلفنی یا حضوری و نزاع و معاشقه خانوادگی و ایضاً صرف صبحانه و نان و پنیر و بربری و جوكهای دسته جمعی در راهرو اداره و دست انداختن همدیگر و مطالعه روزنامه و حل غلط جدول كلمات متقاطع و متلك به كارمندان زن و هكذا برعكس و رفتن به مجالس ترحیم همكاران و بحث توخالی سیاسی و چرتهای مرغوب و وقت تلف كردن به نام راه انداختن كار ارباب رجوع و وقتكشی به نام كار میشود كه آن را سرجمع چون شمایید فقط یك روز حساب میكنیم. چقدر میماند؟
«یك» روز!
بله نظام اداری ما در طول سال تنها «یك» روز كار میكند. آن یك روز هم اختصاص دارد به مدیران و پرسنل شریف و زحمتكشی كه مقداری وجدان كاری و انضباط اجتماعی سرشان میشود وگرنه برخی افراد بیوجدان كاری (تركیبو داشته باش!) حتی این یك روز را هم كار نمیكنند و معلوم نیست به چه خاطر حقوق میگیرند.
بفرمایید خوشتان آمد؟ حالا خودتان سفسطه و واقعیت را از هم سوا كنید.