علی زراندوز
Alizarandoz@yahoo.com
به تازگی کتابی تحت عنوان زبان مخفی درباره اصطلاحات مورد استعمال نسل سوم و توضيح و بسط معانی آن منتشر شده است. از آنجا که احساس شد تعدادی اصطلاح نسل سومی از چشم تيزبين مولف اين فرهنگ دور مانده، در ادامه برخی اصطلاحات ذکر نشده در اين کتاب را بررسی میکنيم.
توضيح : « م . ظ » مخفف "معنای ظاهری" و « م . ح » مخفف "معنای حدودی" است.
:: جريان
م.ظ: حادثه، اتفاق / م.ح: به هر چيزی (از شير سماور گرفته تا خرطوم فيل، کفش و سوسک) گفته میشود. معنی آن با توجه به جمله، فرد استفادهکننده و خيلی چيزهای ديگر در لحظه مشخص میشود. / مثال: از جريان چه خبر؟
:: آبکی
م.ظ: يک چيز مايع! / م.ح: نوشيدنی مسالهدار / مثال: اصولا چون مثالهای عناصر مسالهدار هم مسالهدار از آب درمیآيند مثال زدن بخصوص اين مثالهای آبکی معذوريم. حالا يک مثال محض گل رویتان: چسب آبکی = چسب مسالهدار!
:: شاسميخ
م.ظ: ... (چه عرض کنم!) / م.ح: فردی که زياد در باغ يا حتی حوالی و حواشی آن نباشد. / مثال: شاسميخ! اين مجسمه ابوالهوله نه منارجنبان!
:: چشمه
م.ظ: جايی که آب از داخل زمين میجوشد و بيرون میريزد. / م.ح: رفتار، يک عمل خاص، توپ و هيجانانگيز (توجه: هر سه ويژگی برای عمل ذکرشده لازم و ضروری است.) / مثال: صبر کن يه چشمه از هوشنگ برات تعريف کنم کف کنی!
:: دامبولی
م.ظ: دامبو (فيل پرنده) وقتی شلوار لی پايش کرده باشد! / م.ح: در بيشتر اوقات به انواع چيزهای شاد و حال بده و البته تا حدودی هم جواد گفته میشود. / مثال: پسر يک نوار دامبولی بذار حال کنيم.
:: دامبولی + هر پسوندی که در زمان بطلبد
م.ظ: به کسی گفته میشود که کاری را درست انجام نمیدهد يا رفتارش عادی نيست. / مثال: اين ]دانبولی + پسوند ذکرشده![ بازیها چيه درمياری بچه؟
:: آمار ريز
م.ظ: آماری که جامعه آماریاش کوچک باشد! م.ح: اطلاعات بسيار دقيق درباره فردی گرفتن يا دادن / مثال: بابات آمده بود آمار ريزت را از ما میپرسيد.
:: لاو ترکاندن (لاو بازی)
م.ظ: آدامس لاويز باد کردن و بعد آن را ترکاندن! م.ح: عشقبازی در سطوحی پايين (که البته همين هم برای خودش درجاتی دارد!) / مثالها: 1- طرف نافرم لاو میترکونه = تابلو و ضايع عشقبازی میکند. 2- شنيدم لاو میترکونی سنگين يا خف لاو میترکونی يا هستهای لاو میترکونی = در عشقبازی پيشروی خوبی داشتی!
:: شاسی بلند
م.ظ: يک اتومبيل شاسی بلند مانند پاترول. / م.ح: به دخترهای قد بلند و خوشهيکل گفته میشود. / مثال: طرف عجب شاسی بلندی داره.
و ...
از آنجا که خوشبختانه خلاقيت جوانان و نوجوانان کشورمان (بخصوص پايتختنشينان محترم) در جهت ابداع اين تصطلاحات نسل سومی فوق تصور است لذا مطمئنا تا زمانی که دوستان اين مطلب را رئی سايت بگذارند و شما مطالعهاش کنيد به همين تعداد (و بلکه هم بيشتر) به گنجينه لغات نسل سوم اضافه شده. وجود اين « و ... » آخر متن بالا به همين دليل لازم و ضروری است. در پايان اميدوارم بزودی مترجمهای جيبی ترجمه زبان نسل سوم به فارسی دری به بازار ارائه شود تا جوانان عزيز برای ارتباط با پدر، مادر، پدربزرگ، مادربزرگ، عمو، عمه و در مجموع نسل اولی و دومیها مشکلی نداشته باشند و اينقدر نگويند: کسی حرف ما را نمیفهمد!
به اميد آن روز ...