به جرات میتوان گفت بيست و سوم دیماه 63 نقطه عطفی در تاريخ مطبوعات ايران است، روزی که برای اولين بار ستون "دو کلمه حرف حساب" با امضای گلآقا در روزنامه اطلاعات بهچاپ رسيد. در دورهای که کشور درگير جنگ است و چند سالی از تاسيس نظام نمیگذرد انتقاد کردن از دولت و مسوولان دولتی دل شير میخواهد، اما کيومرث صابری که پيش از اين با پيروزی انقلاب از تدريس و شغل معلمی کناره گرفتهبود و به مناصب دولتی مشغول شدهبود دل به دريا زد و با استفاده از اعتبار و محبوبيتی که نزد دولتمردان داشت، با طنزی که بعدها به طنز گلآقايی معروف شد به انتقاد از وضع کشور و بازگو کردن مشکلات مردم پرداخت.

در اول آبانماه 69، به اصرار دوست قديمیاش مرتضی فرجيان، هفتهنامه گلآقا را بهقيمت 15 تومان روانه دکهها میکند که بهسرعت ناياب میشود و به چاپ دوم میرسد. صابری در دو کلمه حرف حساب که حکم سرمقاله اولين شماره را دارد، مینويسد:
" احتمالا بعضی از خوانندگان عزيز همين حالا که نخستين شماره مجله گلآقا را در دست دارند از خودشان میپرسند عجب اين گلآقا که پنج، شش سال قبل حرف حساب را در صفحه سه روزنامه اطلاعات با دو کلمه و در يک وجب و چهار انگشت جا شروع کردهبود، چطور در همين مدت کوتاه از حيث حرف حساب به توليد انبوه رسيده... نخير! گلآقا از حيث حرف حساب شخصا موفق به توليد انبوه نشده است، اين مجله که مهر مبارک گلآقا بر پيشانی تابناکش خورده حاصل کار يک ايل و قبيله از طنزنويسان و طنزسرايان کشور است..."
بعدها با موفقيت نشريه گلآقا و استقبال از آن، گلآقا تصميم میگيرد حوزه فعاليتاش را گسترش دهد؛ ماهنامه، سالنامه و بعدتر هفتهنامه بچهها...گلآقا و انتشارات گلآقا که تنها به انتشار کتب طنز و کاريکاتور میپردازد، حاصل اين دوره است و موسسه گلآقا بدل به خانه طنز مطبوعات ايران میشود و کلاس درسی برای کاريکاتوريستها و طنزپردازان تازهکار.
پس از دوم خرداد و باز شدن نسبی فضای مطبوعات، گلآقا که همواره به حرکتی آرام و تدريجی اعتقاد داشت در ميان غبار برخواسته از تندرویهای همکاران مطبوعاتیاش، عنان اختيار از کف نداد و به اصولی که طنز گلآقايی را بر آن استوار کردهبود پايدار ماند. همين اصول باعث شد تا گلآقا در ميان هر دو جناح محبوب و مغضوب باشد و افطاریهای سالانهای که با دعوت از مقامات سياسی برگزار میکرد تنها جايی باشد که سران هر دو جناح درگير سر يک سفره مینشينند.
اما دوم آبانماه 81 در سالگرد هفتهنامهاش، تصميم گرفت به فعاليت مطبوعاتی خاتمه دهد و خود را بازنشسته کند. حرکتی که حتی برای همکارانش در موسسه گلآقا هم غيرمنتظره بود، صابری در آخرين سرمقالهاش مینويسد:
"... تصميم دارم داستانی را که بسيار ساده است، پيچيده و بغرنج نکنم، تصميم دارم به آنچه در اين چند سال شگرد گلآقا در سرمقالهنويسی بوده است عمل نکنم بلکه در يک جمله کوتاه و ساده به خوانندگان وفادار و مهربان که در دوازده سال گذشته بخشی از زندگیام بودهاند بگويم: انتشار هفتهنامه گلآقا متوقف شد، میخواستم و مقدور نيست که در زير گوش تکتک خوانندگان با صميميتی برادرانه و به ملايمترين لحن زمزمه کنم که حالت کودکی را دارم که میداند تا لحظهای ديگر، عزيزترين اسباببازیاش را نخواهد داشت."
کيومرث صابری فومنی ملقب به گلآقا، متولد 1320 در شهرستان صومعهسرا پس از تحمل يک دوره بيماری صبح روز جمعه 11 ارديبهشت در بيمارستان مهر تهران دارفانی را وداع گفت. روحش شاد.
[مطلبی قديمی بهقلم خداداد رضاخانی بهمناسبت تعطيلی هفتهنامه گلآقا]
[سايت رسمی موسسه گلآقا]