آب، باد، منهتن، امير نادري
آب، باد، منهتن، امير نادري
امير نادري فيلمساز تواناي سينماي ايران كه سال 1365 از ايران رفت، اخيرا در آمريكا فيلمي ساخته است درباره زني كه در مدت بيست و چهار ساعت در مترو، هشتاد و چهار جدول روزنامه نيويورك تايمز را حل مي كند. با اين داستان و فضاي فيلمهاي نادري پيش از اين احتمالا اين ساخته آخر او اوج ارائه مفاهيم انتزاعي و خاص در كارنامه فيلمسازي 31 ساله اش است. فضايي كه او در اين اواخر به شدت تلاش داشت تا به آن برسد.
نادري را به حق پايه گذار سبک فيلمسازي جشنواره اي سينماي ايران ناميده اند. در سالهاي 62 تا 65 كه همه مشغول ساخت فيلمهايي درباره خيانتهاي رژيم گذشته بودند او دونده و آب، باد، خاک را مي ساخت كه از لحاظ فرم روايي و ساختاري نمونه اي نداشت. دو فيلمي كه به راحتي مؤلفه هاي ساختاري اش را مي توان در ساخته هاي بعدي كيارستمي و بالطبع دنباله روهايش از جمله مخملباف اين روزها ديد. و احتمالا به دليل همان خلاف جريان شنا كردن بود كه سبب شد نادري تاب تحمل نداشته باشد و عاقبت در ميانه سال 65 در حاليكه هنوز تكليف نمايش آخرين فيلمش (آب، باد، خاك) مشخص نبود ايران را ترك كند. همزمان با او فيلمبردار فيلمش، رضا پاكزاد نيز ايران را ترك كرد تا فيلم در دستان تهيه كننده اش (صدا و سيماي جمهوري اسلامي) بماند تا عاقبت در ششمين جشنواره فجر به نمايش در آيد و پس از آن سفرهاي دور دنيايش را آغاز كند و تازه با جايزه فستيوال نانت كشف شود.
نادري پس از آن ديگر هرگز به ايران بازنگشت. حتي براي ديداري دوباره و با سختكوشي به دنبال تهيه كننده اي براي ساخت فيلمنامه هايش گشت تا عاقبت در سال 91 توانست منهتن از روي شماره را بسازد كه داستان مردي بود كه در خيابانهاي منهتن بي هدف به دنبال شخصي مي گشت. آنها كه فيلم را ديده بودند آن را به نوعي حديث نفس نادري در سالهاي اخير مي دانستند. فيلم همان سال در بخش غير رقابتي فستيوال كن به نمايش در آمد.
امير نادري فيلمساز سختكوشي كه با عكاسي قيصر كارش را آغاز كرد و با خداحافظ رفيق و تنگنا ضد قهرمانان دوست داشتني را به سينماي ايران ارائه داد، در حالي در آن سوي دنيا مشغول تجربيات نوينش است كه اسلافش در اينجا با كپي برداري از نماهاي فيلمش در كن و ونيز جايزه مي گيرند.









