بحريست بحر عشق، كه هيچش كرانه نيست
بحريست بحر عشق، كه هيچش كرانه نيست
مجله فيلم بيست ساله شد. تقريبا همسنهاي خود ما. همسنهاي خود سينماي نوين ايران. مبارك باشد.
از چند وقت پيش خبر داشتم كه دست اندركارانش در تدارك يك ويژهنامه هستند براي اين بيست سالگي. در شماره قبل هم فراخواني براي ارسال مطالب خوانندگان چاپ شده بود. دلم ميخواست در اين شماره بيست سالگيشان مطلب داشتم. وقتي فراخوان ارسال مطالب خوانندگان را هم ديدم گفتم حتما يک نوشته برايشان مينويسم. به ياد احمد طالبينژاد، كامبيز كاهه و امير قادري. خوانندگاني كه منتقد شدند. اما تنبلي و كمي (يا خيلي) خودبزرگ بيني مانع شد. وقتي چند روز پيش امير قادري در حضورم سراغ چاپ مجله را از عليرضا معتمدي ميگرفت، تازه يادم افتاد كه ... . اين مطلب را نوعي كارت تبريك از طرف خودم و شايد بقيه اعضاي كاپوچينو براي اين بيست سالگي بدانيد.
قديمي ترين شماره مجله فيلمي كه دارم شماره 19 است. براي آذر 63. البته همان زمان نخريدم. پارسال كه سينما سپيده گاو را اكران كرده بود از دست فروشي كه روبروي سينما شمارههاي قديمي مجله را ميفروخت خريدم. اين قديميترين شمارهاي بود كه داشت. 10 شماره قديمي ديگر هم ازش خريدم. اما قديميترين شمارهاي كه خودم خريدم شماره 119 بود كه براي جشنواره دهم فجر بود. كلاس پنجم دبستان و در ميانههاي خود جشنواره. شبي كه دلشدگان را از دست دادم. و اصلا مجله فيلم براي من با خود جشنواره گره خورده است. مگر ميشد صفهاي سينما عصر جديد را، وقتي ايثار تاركوفسكي را نمايش ميداد، بدون مجله فيلم تحمل كرد، تازه با بغل دستيات درباره خود فيلم و اين شماره مجله صحبت نكرد؟ 3 شماره اولي كه خودم خريدمش، همهاش ويژهنامههاي جشنواره بودند. دهم، يازدهم و دوازدهم. بعد از آن ديگر اين وسطها هم ميخريدمش. از جشنواره چهاردهم ديگر شمارههاي بعد جشنواره را هم براي اطلاع يافتن از نظرات نويسندگانش ميخريدم. تا شماره 200 كه ديگر شمارهاي را از دست ندادم. ديگر جزو زندگي شده بود و محرم راز. بي حوصلگيهاي شبهاي كنكور را در آخر شب تسلي ميداد. بخصوص در آن تابستان اعلام نتايج كه هر 3 شمارهاش را 2 بار خواندم. بعد از آن هم كه ديگر جديتر از گذشته شد.
فيلم فراتر از يك مجله سينمايي صرف بود. در زماني كه سادهترين حركات با انگي خاص متوقف ميشدند، فيلم تک و تنها بود و باعث بسياري از جريانهاي بعدي. اين را همه ميدانند. نوعي آرمان خواهي خاصي در نوشتههاي نويسندگانش بود و هست كه به مرور به سليقه سينمايي خيليها تبديل شد. در مقاطعي هم جهت گيريهايي را انجام داد كه بسيار بحث انگيز شدند.
چند روز پيش قبل از اينكه اين شماره دربيايد در حضور جمعي از نويسندگان سينمايي صحبت بر اين بود كه همه در نوشتهشان از مجله بجاي تعريف انتقاد كردهاند و محافظهكاريش را به چالش كشيدند. در اين نوشته هم چند عيب و ايراد بر فيلم گرفته بودم. اما همه را پاک كردم. آخر همين نوشتهها را هم از او دارم.









