قهقهه در سالن


پس از موفقيت نان و عشق و موتورهزار در گيشه، اكنون نوبت به دختر شيريني فروش رسيده تا با فروش بالايش بار ديگر توپ را به زمين سينماي كمدي بيندازد. توپي كه مدتهاست در بين داعيه داران فيلمهاي اجتماعي دست به دست ميشود و حاصل آن چيزي جز انبوهي از فيلمهاي بي محتواي دختر پسري نيست.

در اواخر دهه ۶۰ و سالهاي آغازين دهه ۷۰ بود كه فيلمهاي كمدي به مدد حضور دو بازيگر محبوب آنروزها (عبدي و خمسه) توانستند خودي نشان دهند و جامعه خسته از جنگ ايران را ساعتها در صفهاي طويل پشت گيشه نگهدارد و در سالن به خنديدن وادارد. اما پديد آمدن موج فيلمهاي عاشقانه و دختر پسري كه به لطف كمرنگ شدن خط قرمزها در حال تبديل شدن به يك اپيدمي بود، موجب گشت تا سينماي طنز و كمدي به گوشه اي پناه ببرد و با ساخت يكي دو فيلم در سال خود را زنده نگهدارد. ولي در اين مدت هرگاه كه فيلم كمدي خوش ساختي روانه اكران شده با پاسخ مناسبي از سوي گيشه روبرو شده است. (در اين بين ميتوان از موميايي ۳ و مردعوضي ـ هر دو ساخته محمدرضا هنرمند ـ ياد كرد.) اما گويا حالا هنگام خودنمايي اين ژانر فرارسيده. اكران نان و عشق و... و دختر شيريني فروش در فاصله كوتاهي پس از هم نشان داد كه اين ژانر محبوب در جهان در ميان سينماگران ايراني مورد بي لطفي قرار گرفته. نكته اي كه نبايد ناگفته بماند رقيبان اين دو فيلم بهنگام اكران است كه همگي مدعي مخاطب محوري هستند. نان و عشق و... بهنگام اكران رقيب سرسختي بنام ارتفاع پست داشت ـ كه همه در جشنواره بيستم از آن بعنوان پرفروشترين فيلم امسال ياد مي كردند ـ اما توانست براحتي فيلم خوش ساخت حاتمي كيا را كنار زند و پس از حدود ۴۵ روز نمايش عمومي با فروشي نزديک به ۴۰۰ ميليون از پرده پايين آيد. دختر شيريني فروش هم كه اين روزها در حال اكران است توانسته سام و نرگس و اثيري و بانوي كوچك را پشت سر بگذارد و خود يكه تاز اين دوره باشد.

بهرحال جماعت سينماروي ايراني به وضوح علاقه خود را به اين ژانر نشان داده تا در نظر بزرگان چه آيد؟ (اميدوارم موفقيت نسبي اين دو فيلم باعث پديد آمدن موجي زودگذر در سينما نشود كه حاصل آن يک مشت فيلمهاي بي هدف بنام كمدي باشد.)

حميد رضا نصيری