سينماي ايران، چهار برداشت




برداشت يك : دور باطل



چندي پيش رئوس برنامه‌هاي بيست‌ويكمين جشنواره بين‌المللي فيلم فجر اعلام شد. ازمدتها قبل سياستگذاران جشنواره وعده ايجاد تغيير و تحولات گسترده در ساختار كلي آنرا داده بودند و به نظر مي‌رسيد كه پس از20 دوره كه از عمر جشنواره مي‌گذرد امسال شاهد تغييراتي خواهيم بود.
كاهش تعداد جوائز، افزودن بخش فيلمهاي مهمان در كنار بخش مسابقه و همچنين اضافه كردن بخش فيلمهاي اول كارگردانان از جمله اين تغييرات گسترده ! است.
ظاهرا توجيه اين تصميم گيري نزديك كردن جشنواره فجر به ساختار جشنواره كن بوده است. (حتما اطلاع داريد كه جشن سالانه خانه سينما هم به مراسم اسكار تشبيه مي‌شود و لابد ما هم بايد خوشحال باشيم كه در كشورمان هر سال يك اسكار و يك جشنواره كن برگزار مي‌شود.
فارغ از اينكه با اين تصميمات تا چه حد از رونق جشنواره فجر كاسته خواهد شد، به‌نظر مي‌رسد كهدر عمل سياستگذاران جشنواره بيست‌و‌يكم برنامه جديدي ارائه نكرده‌اند. چون در اولين دوره‌هاي برگزاري جشنواره فجر به بسياري از رشته‌ها جايزه‌اي تعلق نمي‌گرفت. ضمن آنكه بخش فيلمهاي اول كارگردانان و بخش مهمان تا همين چند دوره پيش از بخشهاي مختلف جشنواره بود كه بعدها حدف شد.
بنابراين بعيد است امسال هم شاهد تغييرات جديدي باشيم. هرچه هست قروقاطي كردن قوانين بيست دوره گذشته است كه آنهم چيز تازه‌اي نيست. شايد وقت آن رسيده باشد كه جشنواره فيلم فجر هم صاحب برنامه و مقررات مشخص و مدوني شده‌اي شود و فارغ از سليقه مديران دمدمي مزاج برايش تصميمات دراز مدت اتخاذ كنند.
توضيح: براي آنها كه هيچ نسبتي با سينما ندارند متذكر مي‌شوم كه جشنواره فيلم فجر همه ساله از 12 تا 22 بهمن در تهران برگزار مي‌شود.



*******



برداشت دو : هري‌پاتر و سروناز



هري‌پاتر و تالار اسرارآميز چند هفته‌ايست كه در سراسر جهان روي پرده رفته است. مي‌گويند اين قسمت بهتر از قبلي درآمده است. اين را هم مي‌دانيم كه تنها با چند روز تاخيرنسخه‌هاي پرده‌اي فيلم در اقصي نقاط ميهن پهناورمان به‌فروش خواهد رسيد و احتمالا از چند روز بعد هم مي‌توانيم براي «تقويت زبان انگليسي»مان نسخه‌هاي زيرنويس‌دار فيلم را تماشا كنيم.
اما هيچ‌كدام از اينها به ما ربطي ندارد. مهم اين ‌است كه ما هم براي خودمان يك هري‌پاتر وطني داريم كه قرار است همه ركوردهاي فروش را بشكند. به نظرم بهتر است كه خودمان را راضي كنيم. احتمالا همين روزها «كلاه‌قرمزي و سروناز» روي پرده مي‌رود و چنانكه مي‌گويند قرار است ميليونها نفر را به سينماها بكشاند. فكر مي‌كنم سينماهاي نمايش دهنده كلاه‌قرمزي در هفته‌هاي اول اكران بيشتر پذيراي جوانان 20 تا 25 ساله باشند. همه آنها كه خاطرات خوشي از كلاه‌قرمزي سالهاي نوجواني و كودكي خود به‌ياد دارند.
همه اينها يعني اينكه ما هم براي خودمان يك هري‌پاتر وطني داريم.
توضيح: احتمالا اين جوانك هري‌پاتر از اينكه او را با كلاه‌قرمزي و پسرخاله‌اش مقايسه كرديم كلي قند توي دلش آب مي‌شود.



*******



برداشت سه : خانه‌اي روي‌ آب

حدود يكماه از استعفاي منوچهر محمدي مديرعامل خانه سينما مي‌گذرد و هنوز رايزني‌ها براي انتخاب مديرعامل جديد ادامه دارد. محمدي در شرايطي از اين سمت استعفا داد كه تنها يكسال از مديريت او مي‌گذشت و در اين مدت كوتاه نشانه‌هايي هرچند اندك از بهبود در اوضاع خانه سينما به چشم مي‌خورد.
خانه سينما كه از اواخر دهه 60 به تدريج شكل گرفت، قرار بود به عنوان يك تشكل مستقل از حقوق صنفي سينماگران ايراني دفاع كند و به نوعي مرجعي براي رسيدگيبه اختلافات دست‌اندركاران سينماي ايران باشد.
اما به تدريج و در طول بيش از يك دهه كه از شكل‌گيري آن گذشت، نامشخص بودن حدود اختيارات و وظايف آن و عملا ناكارآمدي مجموعه، مشكلات را بيشتر نمايان كرد.
رفته رفته خانه سينما به عنوان نهادي منفعل در‌آمد كه جايگاهش در ساختار سينمايي كشورنامشخص بود. سينماگران ناراضي از هر طرف خانه و مديران را به بي‌مسئوليتي و عدم لياقت متهم مي‌كردند و هرازگاهي
اخبار ناخوشايندي از درون مجموعه به‌گوش مي‌رسيد.
عده‌اي هم مسؤلان خانه سينما را به عملكرد سياسي به نفع يك جناح خاص متهم مي‌كردند كه اين بيشتر به بيانيه‌هاي گاه و بي‌گاه برمي‌گشت كه درقبال رويدادهاي بعضا بي‌ربط سياسي صادر مي‌شد.وضعيت خانه سينما حالا به جايي رسيده‌است كه به نظر مي‌رسد تنها، مسئول برگزاري جشن سالانه و برنامه هفتگي نمايش فيلم است. اكنون شايد بهترين راهكار براي بهبود اوضاع خانه سينما همان پيشنهاد يك عضو هيات مديره براي استعفا دسته جمعي باشد.



*******




برداشت چهار : تعبير خوابهاي كودكي

شماره 293 ماهنامه فيلم منتشر شد ودر ميان مطالب مختلف اين شماره يادداشتي از بابك غفوري‌آذرهم به چشم مي‌خورد و چه حس دلنشينيست وقتي كه سينمادوستان نسل ما كه سينما را با مجله فيلم شناختند، رفته‌رفته دارند به جرگه نويسندگان مجله فيلم مي‌پيوندند. اينهم بخشي از تعبير خوابهاي كودكي.
توضيح ضروري: اگر اين حس را نسبت به ماهنامه فيلم نداريد و در اين مورد همذات پنداري نمي‌كنيدؤ پس احتمالا ربطي به سينما نداريد.

اميد الله داد