به بهمن فرمان آرا و خانه ای که روی آب ساخت




نمای آخر خانه ای روی آب که دکتر سپيد بخت (رضا کيانيان) در دامان کودک حافظ قران در مکانی بهشت گونه پا به دنيای تازه گذاشته است، يکی از دل انگيزترين و آرامش بخش ترين سکانس هايی بود که تماشاگران جشنواره فجر در ميان فيلمهای به نمايش درامده می ديدند. پيش از اين سکانس جايی که کيانيان زخم خورده از چاقوی آدمهای سياه پوش در آخرين لحظات زندگی است و آن کودک بر سرش قرآن می خواند معنای کامل سينمای دينی بود، و قضيه زمانی تراژيک تر می شود که در ميان انبوه اصلاحيه های وارد بر فيلم يکی هم مربوط به همين صحنه هاست. صحنه هايی که اصلی ترين دستاويز منتقدان فرمان آرا از زمان نمايش فيلم در جشنواره برای متهم کردن او به رياکاری و دوگانگی در آخرين ساخته اش بوده و البته کسی هم به اين توجه ندارد که يک اثر سفارشی تا اين حد قلع و قمع نخواهد شد!

سال 73 که مجله فيلم به مناسبت صد سالگی سينما يکی ديگر از آن ويژه نامه های محشرش (اينبار به سردبيری داريوش مهرجويی) را منتشر می کرد در ميان مطالب بخش سينماگران نوشته ای بود که نويسنده اش در آن در باره چند خاطره اش در خلال سالهای مختلفی از سال 48 تا همين اواخر نوشته بود که البته مسائل مختلفی را شامل می شد. از اختلاف و درگيری با مهرداد پهلبد وزير فرهنگ و هنر دوران پهلوی گرفته تا مذاکره ای با ارسن ولز برای تهيه فيلمی. نام نويسنده مطلب بهمن فرمان آرا بود. نامش را از کارگردانی و تهيه کنندگی آثاری چون شازده احتجاب، اوکی مستر، سايه های بلند باد و در امتداد شب به ياد مياوردم. آن زمان تعجب کردم که چگونه از سينماگری از دوران ممنوع گذشته مطلبی چاپ شده و البته نمی دانستم که يکی از تهيه کنندگان آخرين وسوسه های مسيح به تازگی به کشور باز گشته و مشغول انجام کارهايی خارج از حيطه سينماست. فرمان آرا آن سالها البته فيلمنامه می نوشت و مشاوره هايی به دوستان سابقش می داد. اما برای بازگشت سينما گری مانند او به سينما وقوع تحولی مانند دوم خرداد لازم بود. پس از آن بود که فرمان آرا از انبوه فيلمنامه های رد شده اش داستان مرگ خود و همنسلانش را در قالب بوی کافور، عطر ياس عرضه کرد و در همان گام نخست در جشنواره هيجدهم فجر جوايز بهترين فيلم و بهترين کارگردانی را کسب کرد. آن سال بوی کافور، عطر ياس در مجموع هشت سيمرغ بلورين کسب کرد و همين عامل بهانه خوبی بود برای منتقدان عطاء اللاه مهاجرانی تا دادن جايزه به سينما گری با پيشينه فعاليت در دوران طاغوت را در تريبونهايشان منعکس کنند. اما بوی کافور، عطر ياس مانند ساخته بعدی فرمان آرا هرچقدر در جشنواره موفق بود در زمان پخش با مشکلات بسياری روبرو شد. فرمان ارا اقدامات تبليغی انجام شده از سوی هدايت فيلم پخش کننده فيلم را ناکافی می دانست و در اقدامی نمادين اعلاميه ای مبنی بر برگزاری مجلس ترحيم فيلم در سينماهای عصر جديد و صحرا را با عکس خودش چاپ کرد.

فرمان آرا سال بعد که تصميم به ساخت فيلمی ديگر با تدارکات و امکاناتی بيشتر را گرفت، باز هم با مشکل مواجه شد. او قصد داشت تهيه کنندگی فيلمش را خودش به عهده بگيرد. اما اعضای اتحاديه تهيه کنندگان و توزيع فيلم ايران تهيه کننده آثار بسياری در هاليوود را دارای صلاحيت نمی دانستند و از وزارت ارشاد خواستند تا مانع ادامه فيلمبرداری فيلم شوند. مساله تا آنجا بالا گرفت که حتی اتحاديه تهديد کرد عواملی که با فرمان آرا در ساخت خانه ای روی آب همکاری کنند بايکوت خواهند شد. اما خانه ای روی آب با جمعی از بهترينهای سينمای ايران در رشته های مختلف ساخته شد و بهتر از بوی کافور، عطر ياس هم درامد. نخستين نمايش فيلم با يک اصلاحيه در بيستمين جشنواره بين المللی فيلم فجر واکنشهای متناقضی را برانگيخت. بيشتر اظهار نظرها متاثر از فضای فيلم و داستانش بود. هيات داوران پنج سيمرغ بلورين را از جمله جايزه بهترين فيلم را به خانه ای روی آب اهدا کرد، در حاليکه همچنان خورده گيران دلايل موفقيتهای فيلم را در مسائل حاشيه ای اش جستجو می کردند. پس از جشنواره اما ورق برگشت و داستان اکران بوی کافور، عطر ياس به شکلی به مراتب وخيم تر تکرار شد. آنچنان که تا به اينجا پای قوه قضائيه هم وسط کشيده شده است.

سرانجام خانه ای روی آب مشخص نيست. شايد با انجام تمام اصلاحيه ها به نمايش درآيد، شايد اصلا نمايش داده نشود و شايد بدون اصلاحيه اکران شود. اما هر چه شود دو ست دارم يک بار ديگر آن نوای قران خواندن کودک معصوم در پايان فيلم را بشنوم که پس ار انبوهی از کثيف ترين روابط انسانی مانند چشمه ای مقدس ذهن را شستشو می داد.


بابک غفوری آذر