خودت مي داني كه چه قدر ازت متنفرم
همه دوست دارند در صفحه سينما، مطلبی راجع به سينما بخوانند.
اما وقتيکه همه جا صحبت از بازی پرسپوليس و استقلال است، نوشته های يک سينمايی نويس هم رنگ و بوی ورزشی می گيرد.
امير قادري که بيشتر اورا با نوشته های سينمايی ديده ايم، در کاپوچینوی اين هفته راجع به بازی پرسپوليس و استقلال می نويسد…
يک نوشته ورزشی از يک سينمايی نويس…
خودت مي داني كه چه قدر ازت متنفرم
اين حرف هاي مربي ها و بازيكن ها قبل از بازي واقعا آدم را ديوانه مي كند. مثلا اين كه
مي گويند: "اين مسابقه هم مثل بقيه بازي هاست." و اين كه "سه امتياز بيشتر ندارد" و "ما در بيرون زمين مسابقه با هم دوستيم" و از اين حرف ها. ما كه مي دانيم اصلا اين جوري نيست و
بازيكن هاي دو طرف مي خواهند سر به تن بازيكن حريف نباشد. ما كه مي دانيم در زمين مسابقه حاضرند هر كاري بكنند كه حريف شان برنده نشود.
كاري به اين قضيه ندارم كه اين اخلاق خوب است يا بد. حتي اگر حقيقتش را بخواهيد فكر
مي كنم اگر بزنند و شكم همديگر را سفره كنند بازي شان تماشايي تر هم مي شود. مسئله وحشتناك اين جاست كه اين ريا دارد عادت مان مي شود. همه مي دانيم كه همه داريم به هم دروغ مي گوييم. از مجري هاي تلويزيون با آن لبخند كشنده شان موقع تحويل دادن اين دروغ هاي شاخ دار گرفته تا مسئولين ريش سفيد دو تيم و بازيكن هايي كه مي دانيم خيلي هاي شان دنبال فرصتي مي گردند تا خرخره بازيكن هاي حريف را بجوند.
نكته وحشتناك تر ماجرا اين جاست كه اين دورويي ملي پيش از آغاز اين مسابقه، مثل خيلي از موارد ديگر عادت مان شده. به دروغ هاي همديگر گوش مي دهيم و لبخند مي زنيم و منتظريم دروغ طرف تمام شود تا خودمان از آن بدترش را به ضميمه چند تا پند اخلاقي لعنتي، تحويلش بدهيم. و اصلا حواس مان به اين نكته نيست كه اين ريا و دروغ و دورويي، از صد تا فحش ناجوري كه در ملاء عام بازيكنان دو تيم به همديگر بدهند بدتر است. خيلي هم بدتر است. سر اين دورويي ها داريم زندگي مان، دين مان، و وجودمان را از دست مي دهيم و بعد دل مان خوش است كه ايول، ما چه آدم هاي با ادبي هستيم. مرده شور اين ادب را ببرد.
اين است كه مي خواهم نه فقط به شما، بلكه به حافظان اخلاق جامعه، به دوستاني كه نگران بدآموزي هاي چنين مسابقه اي هستند، به تيم دارهاي ريش سفيد، به مجري هاي تلويزيون، و حتي به لويي پاستور ( كه با آن اختراع مسخره اش شيرها را از مزه انداخته ) اعلام كنم كه با تمام وجود دلم مي خواهد پرسپوليس دهن استقلال را سرويس كند. اصلا اگر با ناداوري و ضرب و شتم بازيكن هاي استقلال اين مسابقه را ببرد، كيفش بيشتر هم مي شود. چيزي هم كه اين وسط اصلا اهميت ندارد، سه امتياز بازي است. به درك هم كه بر و بچه هاي پرسپوليس، با اين كارها نتوانند يك "فوتبال مدرن" در زمين پياده كنند.
شايد من آدم بدي باشم ( كه باور كنيد هستم )، شايد بايد اين قدر تماشاگر حرفه اي اي باشم كه به برد تيم خودم فكر كنم نه به باخت حريف. شايد بايد با ادب تر باشم. شايد بايد به اجراي يك فوتبال مدرن لامصب فكر كنم نه به نتيجه بازي ( كه باور كنيد اگر آدم خوبي هم باشم، باز بي خيال اين قضيه آخر خواهم شد ) ولي فعلا كه اين جوري نيستم. پس اگر بخواهم اداي آدم
خوب ها را دربياورم، اولين نتيجه اش اين است كه هيچ وقت آدم خوبي نخواهم شد. و خب، اين خيلي دردناك است.









