باز كردن چشماني كه هميشه بسته است



هنوز مدت زيادي از پايان جشنواره نگذشته است. شايد فكر كنيد حالا كه جشنواره تمام شده، چرا دست از سر آن بر نمي داريم. البته براي دوستداران سينما و فيلم، هيچ وقت پاياني وجود ندارد. جالب اينجاست كه اتفاقا بعد از ديدن كلي فيلم تازه، حالا مي توان به راحتي در مورد هر كدام از آنها فكر كرد. قضاوت كرد، حرف زد و با يك ديد بازتر فيلم ها را زير و رو كرد.
امسال در ميان فيلم هاي جشنواره، فيلم "نفس عميق" بيش از هر فيلم ديگري براي من تاثيرگذار بود. راجع به فيلم ها و كارهاي قبلي اين كارگردان - پرويز شهبازي - هيچ چيز نمي دانم و هيچ كدام از فيلم هاي قبلي او كه شامل "مسافر جنوب" و "نجوا" است را نديده ام. فقط اين را مي دانم كه او فضاي حال جامعه امروز را به خوبي شناخته است كه توانسته چنين فيلم تاثيرگذاري را بسازد. فيلمي كه گرچه جاي هيچ اميدي را براي تماشاگر نمي گذارد و با تلخي تمام مي شود، ولي شايد بتواند باعث باز شدن چشماني شود كه هميشه بسته مانده اند.
با وجود اينكه نتوانستم يك ربع اول فيلم را ببينم اما تا انتها محو فيلم بودم و بعد از پايان هم، دوست داشتم در گوشه اي از سينما فقط فكر كنم و در خودم باشم.
دو دوست كه يكي دانشجو است و ديگري خسته از روزهايي كه حالا هيچ چيز جز پوچي برايش ندارد، شبانه روزي با هم هستند و روزها را پرسه مي زنند... تا اينكه سر راهشان دختري به نام آيدا قرار مي گيرد و يكي از آنها دل به او مي بندد. آيدا دختري پرشور است كه بيننده فكر مي كند براي روحيه بخشيدن به زندگي آنها، وارد اين زندگي شده است. در اين ميان پسري كه به پوچي رسيده بود مي ميرد و آيدا و پسر ديگر، تصميم مي گيرند از همه چيز دور شوند، يا شايد مي خواهند خيلي چيزها را فراموش كنند. آنها راهي شمال مي شوند اما هر دو بسوي مرگ مي روند، در حالي كه خود هم نمي دانند...
"نفس عميق" شايد در سال هاي اخير، بهترين فيلم ساخته شده درباره جوانان باشد. چارچوب و ساختار آن، جدا از فيلمنامه به خوبي در آمده است. البته آنقدر فيلمنامه تو را با خود همراه مي كند كه ديگر نتواني به چيز ي ديگر فكر كني. حالا مي توان گفت سينماي ايران به جايي رسيده كه واقعيت كاملا به تصوير كشيده مي شود. واقعيتي كه اگر تلخ است، تو را با خود درگير مي كند و تا مدتي نمي تواني تلخي فيلم را فراموش كني - همانند "نفس عميق"، "رقص در غبار" و "راي باز" - و اگر شيرين است كه خب جاي حرفي باقي نمي ماند. "دنيا"، "عروس خوش قدم" و "صورتي" از جمله فيلم هاي گروه دوم هستند.
"نفس عميق" توقيف بود و گويا هنوز هم هست. كنجكاوي ها درباره فيلم هم كم نبود. از جمله اين كنجكاوي ها، مي توان به يادداشت ايرج كريمي در ماهنامه فيلم، پيش از نمايش فيلم در جشنواره و حر ف هاي رضا درستكار در روز جلسه مطبوعاتي فيلم در جشنواره اشاره كرد كه گفت فيلم را به دليل حساسيت ها و كنجكاوي هاي ايجاد شده يكي دو ماه قبل از جشنواره ديده است. با اين پيش زمينه ها بود كه عده زيادي با كنجكاوي در جشنواره منتظر فيلم بودند...
"نفس عميق" ممكن است سرنوشتي همانند "دايره" بيايد. شايد هم سرنوشتي همانند "خاكستري" كه اين روزها، نسخه اي مثله شده از آن بر پرده سينماها است. دوباره به روزهايي بازگشته ايم كه تصويركردن درد، خيلي به مذاق بعضي ها خوش نمي آيد و متاسفانه همين بعضي ها آن قدر توان دارند كه براي ذهن هاي تشنه يك جامعه تعيين تكليف كنند و دردهاي قلابي جواناني بي شباهت به امروز ما را به جاي تصاوير حقيقي بر پرده فرستند. به هر حال اميدوارم فيلم را همه ببينند. حتي آنهايي كه فكر مي كنند جوان امروز هيچ چيز كم ندارد...


صبا شادور