مانی مسافر

و بازي ها امسال هم ادامه داشت...

داستان فرستادن يك فيلم به اسكار، امسال هم همانند سال هاي قبل پاياني جنجالي داشت. در حالي كه پس از چند سال ديگر عادت كرده ايم فيلم هاي ايراني كه شانس موفقيت در اسكار را دارند، بدليل عدم نمايش داخلي يا عدم توجه اعضاي هيئت انتخاب به آنها كنار گذاشته شوند و فيلم هايي به آكادمي معرفي شوند كه از پيش باخته هستند، امسال هم شاهد همين اتفاق بوديم. هر چند كه نفس عميق، نماينده امسال ما در اسكار فيلمي شايسته هم باشد.

برداشت اول

همه داستان از نامه پخش كننده آمريكايي طلاي سرخ به معاونت سينمايي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي شروع شد كه اگر اين نامه نبود شايد همانند سال قبل تنها پس از اعلام نام فيلم تا مدتي بحث و جدل پيش مي آمد اما نامه شركت "ول اسپرينگ" باعث شد زخمي نه چندان كهنه كاملا تازه شود. در اين نامه به ظاهر دوستانه آمده بود:

"آقاي حيدريان عزيز
اين نامه را به شما مي نويسم كه بگويم كمپاني ول اسپرينگ چقدر مغرور و مفتخر است از اينكه پخش فيلم طلاي سرخ را در آمريكا برعهده خواهد داشت. طلاي سرخ يكي از بهترين فيلم هايي بود كه ما در فستيوال كن امسال ديديم و اين فيلم به راستي سزاواري دريافت جايزه هيئت داوران بخش نوعی نگاه را داشت.
به اعتقاد من طلاي سرخ فيلمي گيرا و گويا درباره ناتواني هاي انسان است. گرچه مكان فيلم ايران است ولي موضوع فيلم جنبه جهاني دارد. مطمئنا همان اثري كه فيلم در قلب من گذاشت، بر قلب هاي منتقدين و تماشاگران آمريكايي هم خواهد گذاشت. فيلم البته موضوع تلخي دارد ولي بعضي از بزرگ ترين فيلم هاي دنيا به جنبه هاي تاريك و تلخ زندگي مي پردازند و بزرگ مي مانند. معتقدم اگر فيلم طلاي سرخ از سوي ايران به اسكار معرفي شود، شانس بزرگي براي نامزدي اسكار امسال خواهد داشت. من به شما قول مي دهم كمپاني ول اسپرينگ هرچه در توان داشته باشد براي تحقق اين امر انجام خواهد داد.
ول اسپرينگ خواهان آن است كه يك فيلم برنده در دست داشته باشد. برنده شدن براي ما افتخارآور خواهد بود ولي در مقابل افتخاري كه اين فيلم نصيب ايران و سينماي ايران خواهد كرد ناچيز است. به عنوان پخش كننده فيلم از سراسر دنيا بايد به شما بگويم فيلمي مثل طلاي سرخ براي من يادآور اين واقعيت است كه ايران هم اكنون خانه يكي از بزرگ ترين فرهنگ هاي فيلم دنيا است.
منتظر آن هستم كه هرچه ممكن است براي موفقيت فيلم شما انجام دهم."

محمدمهدي حيدريان همانند تمام روزهاي معاونتش پاسخي مستقيم به اين نامه نداد. نامه در مطبوعات روز بعد به شكلي گسترده انعكاس يافت و خيلي از اين روزنامه ها كه بيشتر دوست داشتند به مقاصد سياسي شان برسند اصلا توجه نكردند كه حتي اگر حيدريان شخصا اقدام مثبتي هم كند، نمي تواند طلاي سرخ را به اسكار بفرستد چرا كه فرصتي 5 روزه تا فرصت نهايي باقي بود و فيلم معرفي شده حداقل يك هفته اي در كشور خودش بايد بر پرده مي رفت.

نامه كمپاني "ول اسپرينگ" بيشتر به يك بازي تبليغاتي مي مانست تا يك نامه آنقدر دوستانه و اين نكته اي بود كه تقريبا افراد كمي متوجه اش شدند.

برداشت دوم

يك روز بعد از آن نامه خبري مخابره شد مبني بر انجام طرحي از سوي خانه سينما در جهت تشكيل كميته‌اي متشكل از 6 نفر نماينده خانه سينما و جمعا 9 نفر نماينده فارابي و معاونت سينمايي براي انتخاب فيلم برگزيده كه طرح از جانب بنياد سينمايي فارابي هم پذيرفته شد. و در دوم مهرماه، 6 نماينده خانه‌ سينما متشكل از سه نفر هيات مديره و 3 نفر از اصناف مختلف براي حضور در جلسات معرفي شدند.

در پي اين معرفي، ابوالحسن داوودي (رئيس هيات مديره و سخنگوي خانه‌ي سينما) اعلام كرد: "براساس اين طرح، ما مي‌خواستيم نحوه‌ ارتباط خانه‌ سينما براي معرفي فيلم به اسكار مشخص شود و يك كميته دائمي به وجود آيد كه هر سال بتواند فيلم به اسكار معرفي كند و در عين حال مشكلات عديده هر سال را نداشته باشيم."

داودي با زيرسوال بردن اساس معرفي حتمي يك فيلم به اسكار افزود: "اگر فيلمي ويژگي‌هاي ملي و فرهنگي، ‌هنري و استانداردهاي سينماي ملي را داشته باشد، خيلي نياز به فكر كردن و زمان گذاشتن ندارد. در بعضي سال‌ها يك چنين فيلمي نداشتيم و گاهي اوقات بي‌دليل، نماينده معرفي كرده ايم. اگر كميته به اين نتيجه رسيد كه چنين فيلمي وجود ندارد بايد بپذيريم. چراكه ممكن است در بعضي سال‌ها نماينده‌اي نداشته باشيم."

داودي در اين گفت و گو تكليف طلاي سرخ را هم روشن كرد و گفت: "طبق قاعده‌ اسكار، فيلم معرفي شده بايد تا 5 شهريور در كشور مربوط به نمايش عمومي درآمده باشد و نمايش فوري طبق قوانين اسكار مجاز نيست و در عين حال تصور مي‌كنم آقاي پناهي خيلي مايل به مداخله‌ كانون كارگردانان و خانه سينما نبوده، چون با مداخله اين نهادها مي‌توانست مشكلات فيلمش را حل كند."

برداشت سوم

پس از حرف هاي داودي درباره احتمال نفرستادن يك فيلم نماينده از ايران به اسكار، مديرعامل بنياد سينمايي فارابي بلافاصله موضع گيري كرد و گفت: "در هيچ زماني نبايد از امكان حضور بين‌المللي سينما غافل شويم حتي اگر فيلمي جايزه نگيرد. معرفي نماينده‌ سينماي ايران به اين گونه مراكز، كار شايسته و ارزنده‌اي است. همان طور كه طي سال هاي گذشته به جز يك سال كه فيلم “بچه‌هاي آسمان ” مجيد مجيدي از طرف آكادمي مورد توجه قرار گرفت، فيلم‌هاي ايراني موفقيتي در اسكار نداشتند."

او درباره‌ تشكيل جلسات كميته‌ي “اسكار” هم همه چيز را نوعي لطف به خانه سينما دانست و گفت: "جلسات مقدماتي كميته‌ اسكار از يكي دو ماه پيش تشكيل شده و امسال مي‌خواستيم خانه‌ سينما ارتباط مستقيم با اين موضوع داشته باشد."

بدين ترتيب قرار شد كه ايران يك فيلم را به هر طريق ممكن معرفي كند. يكي از روزنامه هاي اصلاح طلب، همان روز 4 فيلم را صاحب شانس معرفي دانست: نفس عميق، آوازهاي سرزمين مادري ام، زندان زنان، شب هاي روشن و رقص در غبار... البته با توجه به جايزه رقص در غبار در جشن خانه سينما، انتخاب اين فيلم قطعي تر مي نمود هر چند اين يكي هم به طور رسمي براي يك هفته در تهران به نمايش درنيامده بود.

برداشت چهارم

جعفر پناهي بلافاصله پاسخ ابوالحسن داودي را داد و حتي نگذاشت يك روز از اين مسئله بگذرد. پناهي يادآور شد: "قبل از آنكه فيلم “طلاي سرخ” به كن برود، من درخواست شركت فيلم را در جشن خانه‌ سينما پر كردم و به خانه سينما دادم اما متاسفانه خانه سينما به دليل آنكه در اساسنامه‌اش آمده است هر فيلمي كه مي‌خواهد در اين جشن شركت كند بايد داراي پروانه‌ نمايش باشد، به اين درخواست من كه چهار ماه قبل از برپايي جشن بود ترتيب اثر نداد.

پناهي ادعا كرد چندباري تلفني و حضوري مساله را با داوودي مطرح كرده و گفته كه‌ خانه‌ سينما يك تشكل صنفي است و نبايد براي نشان دادن فيلم يك عضو خود، در جشني كه مختص اعضاي آن است وابسته به هيچ نهاد دولتي باشد.

پناهي در پايان حرف هايش تصريح كرده بود كه با توجه به اين مساله چه انتظاري مي توانسته از خانه‌ سينما داشته باشد و اعلام هم كرد نامه پخش كننده، نامه او هم تلقي مي شود. پناهي در پايان پاسخش، سوال جالبي را مطرح كرد. اين كه وقتي خانه‌ سينما نمي‌تواند فيلم من ‌را براي همكارانم در جشن خانه‌ سينما نمايش دهد، چگونه مي‌تواند براي آن پروانه نمايش عمومي بگيرد تا مشكل فيلم حل شود؟

برداشت پنجم

با چاپ اين جنگ كلامي در مطبوعات روز بعد خانه سينما بلافاصله عكس العمل نشان داد. نه به حرف هاي پناهي و نه درباره فيلم برگزيده كه موضوع بيشتر به حرف هاي رضاداد و كميته اسكار بر مي گشت. خانه سينما در فكسي كه از همه نشريات خواسته شده بود آن را به چاپ برسانند آورده بود:

"تحليل ارايه شده در مطالب چاپ شده در نشريات، براساس اطلاعات اشتباه از تركيب كميته‌ انتخاب (شش نماينده خانه سينما و نه نماينده دولت) است و بر همين اساس، تجزيه و تحليل ارايه شده هم اساسا غلط است. كميته انتخاب فيلم نماينده سينماي ايران در مراسم اسكار متشكل از شش نماينده به انتخاب خانه سينما و سه نماينده از دست اندركاران سينمايي به انتخاب بنياد سينمايي فارابي و معاونت سينمايي است. اين تركيب (يعني كل نه نماينده سينمايي) در مورد فيلم منتخب، تصميم نهايي را مي‌گيرند.

پس نه تنها منتي بر سر خانه‌ سينما به خاطر مشاركت اين نهاد در زمينه فيلم منتخب براي اسكار نيست، بلكه خود خانه‌ سينما و كميته‌ برگزيده، تصميم‌گيرنده‌ اصلي در مورد فيلم منتخب براي معرفي به آكادمي اسكار هستند."

اين نامه در واقع پاسخي قاطع بود به كساني كه فكر مي كردند خانه سينما كمي از قدرت طلبي ماه هاي اخيرش دست كشيده است. خانه سينما با اين نامه عملا نبض بازي را به دست گرفت و با معرفي نماينده ايران در كمتر از چند ساعت شايد برنده اصلي بازي هم شد.

برداشت ششم

روزنامه نگاراني كه عادت دارند پس از پايان كارهاي صفحات شان، اخبار خبرگزاري ها را چه در خانه و چه در هر جاي ديگر دنبال كنند، در ساعت هشت و نيم شب هفتم مهرماه يعني چند ساعت پس از جوابيه خانه سينما، با اين خبر مواجه شدند.

"نفس عميق، فردا، به عنوان فيلم برگزيده‌ سينماي ايران به اسكار معرفي مي‌شود. كميته‌ معرفي فيلم ايران به آكادمي اسكار كه با حضور 6 نفر نمايندگان معرفي شده از سوي خانه‌ سينما و به مديريت امور بين الملل بنياد سينمايي فارابي تشكيل شد در آخرين جلسه‌ خود پس از ملاحظه فيلم‌هاي واجد شرايط، فيلم سينمايي «نفس عميق» به كارگرداني پرويز شهبازي و تهيه كنندگي امير سماواتی (محصول موسسه به‌نگر) را به اتفاق آرا به عنوان فيلم برگزيده معرفي نمود. روابط عمومي بنياد سينمايي فارابي در اين‌باره اعلام كرد كه بخش بين الملل بنياد فارابي فردا (سه شنبه 8 مهر ماه) اين فيلم را به آكادمي معرفي خواهد كرد.

اعضاء معرفي شده از سوي خانه‌ سينما كه مسئوليت انتخاب معرفي امسال فيلم به اسكار را عهده‌دار بودند، عبارتند از: امير اثباتي، فرهاد توحيدي، فريدون جيراني، ابوالحسن داوودي، بهرام دهقاني و منوچهر شاهسواري."

آب سردي بر آتش... اين شايد درست ترين توصيف خبر بود. دلگرم كننده ترين فيلم براي مطبوعاتي ها كه انتقادهاي گسترده اي هم از عدم توجه به نفس عميق در جشن خانه سينما داشتند، حالا مي توانست نااميد كننده هم باشد. تقريبا همه مي دانند كه شانس فيلم پرويز شهبازي حتي ممكن است از شانس ترانه صدرعاملي هم كمتر باشد و اين اصلا خوب نيست، حتي اگر نفس عميق فيلمي محبوب هم باشد. به نظر نمي رسد دي ماه امسال كسي حواسش چندان به فهرست فيلم هاي نامزد بخش بهترين فيلم خارجي زبان باشد؛ همانطور كه كسي اسفندماه امسال هم انتظار ندارد در سالن كداك تياتر لس آنجلس، نام ايران طنين انداز شود.