الف  |  الف

  نسخه چاپي آرشيو November 20, 2003
پدیده کيارستمي 1

فرهنگستان هنر برلين که اعتبار ويژه ای در آلمان و در عرصه بين المللي دارد، جايزه سالانه بسيار معتبرش را به هنرمند برجسته ای که با مجموعه آثارش نقش تعيين کننده ای در افکار جهاني داشته، اعطا مي کند. اين فرهنگستان امسال جايزه خود را با نام کنراد ولف که ساليان دراز مديريت آن را بر عهده داشته، براساس تصميم گيری هيات داوری سه نفره ای، طی مراسمی روز يکشنبه 25 آبان به عباس کيارستمي اعطا خواهد کرد.

خبر بالا در اکثر روزنامه های هفته های قبل (البته نه جرايد و رسانه های معلوم الحال و دشمن با فرهنگ و هنر) انعکاس يافته بود.

عباس کيارستمی به عنوان پديده فرهنگ و هنر ايران در 25 سال اخير ايران از نظر وسعت مخاطب و گستردگي نام و آوازه اش در ساير نقاط جهان مي باشد. پديده اي که باعث غرور هر ايراني وطن پرست و فرهنگ دوست مي باشد. کيارستمي فيلمسازيست که هميشه با ارايه آثاری به ظاهر متفاوت ولي در اصل متعلق به سبک کاملا فردی و ممتازش تماشاگران را غافلگير کرده است.

با نگاهي به آثار او هر چند درظاهر شايد به نوعي تفاوت در ژانرها برسيم ولي بررسي عميق تر آثار او به عنوان مجموعه آثار نشان دهنده تفکر و سبکی است که از ابتدا وجود داشته و در طي ساليان دراز فيلمسازي او دوام و قوام بيشتري يافته است. آثار او حقيقتا مانند منشوري چند وجهي هستند که از هر طرف به آن نور تابانده شود، به کشفيات جديد و متفاوتي مي رسيم.

مشق شب ، گزارش، کلوزآپ، زير درختان زيتون، خانه دوست کجاست ، طعم گيلاس ، باد ما را خواهد برد، ويديو آرتهای او از دريای خزر، اثر مينيماليستي و راديکال او، فيلم ده که در سبک مخصوص کيارستمي نقطه عطف محسوب مي شود و در انتها آخرين اثر اوکه باز ويديوآرتي است تلفيقي از اجرای زنده تعزيه و چهار پرده که واکنش تماشاگران را نشان مي دهد که بر روی کارکرد حسی و متقابل تعزيه و تماشاگران آن بر هم کار مي کند. اين اثر نشان دهنده رويکرد روز افزون او به مقوله هنرمفهومي (Conceptual Art) و تجريدی مي باشد.اين مجموعه آثار و خصوصيات يگانه آثار او از قبيل استفاده مناسب از نابازيگرها، حذف شاخ وبرگ فيلمنامه، سبک استريليزه و رياليسمي کاملا شخصي، پايانهاي باز و مبهم، باعث بوجود آمدن سبکي شخصي شده است که در نزد منتقدان جهاني به سينماي ناپيداها معروف شده است.

کيارستمي در جديد ترين راي گيري که از منتقدان شده است به عنوان ششمين فيلمساز برجسته حال حاضر جهان شناخته شده است. نکته اي که کيارستمي را تا حدي با خيلي از استادان تاريخ سينما و همکاران خود در اين ليست متمايز مي کند نسبت عميق و آميختگي اوبا خصوصيات و مولفه هاي سينمای مستند وجود ندارد هر چند که از نظر خود کيارستمي اساسا چيزي به عنوان سينماي مستند وجود ندارد چون به محض آن که لنز و زاوطه دوربين را انتخاب مي کنيم در سنديت موضوع مستند دخل و تصرف کرده ايم.

کيارستمي علاوه بر نقش فردي خود، تاثير بسزايي بر بسياری از فيلمسازان و عوامل سينمايي بعد از خود داشته است. تا جايي که بی اغراق يکي از سبکها و ژانر هاي سينماي ايران، سبک کيارستمي است. نگاهي به اسامي اشخاص معتبري همچون جعفر پناهي، بهمن قبادی، عليرضا رييسيان، پرويز شهبازی، حسن يکتا پناه، فرهاد مهرانفر، حميد قنبري، فرزاد جودت، نيکي کريمي و غيره نشان دهنده اعتبار او و طرز تلقي او از سينما در بين اطرافيان و عوامل سينمايي اوست.

کيارستمي انساني عميقا انسانگرا و ستايشگر زندگيست که با کمي توجه به پايان معرکه يکي از شاهکارهايش، طعم گيلاس متوجه اين مساله ميشويم. به قول خود او اگر قرار بود آقاي بديعي در انتهاي اين فيلم خود را بکشد و با اين سياهي و نااميدی فيلم تمام مي شد او ديگر نبايد فيلم ميساخت و يا بايد 90 دقيقه فيد به سياهي ميکرد و نمايش مي داد. (نقل به مضمون از يکي از مصاحبه او بعد از نمايش طعم گيلاس)

فيلم از نظر کيارستمي، چه آن وقت که مستند باشد و چه آن وقت که داستاني، مجموعه اش يک دروغ بزرگ است که بايد يک جور تماشاگر را بگيرد و اين يکي ديگر از برداشتهايي است که ما از سکانس معرکه انتهايي طعم گيلاس مي کنيم، نشان دادن اکيپ فيلمبرداري در آن سکانس پاياني تاييدي دوباره بر اين مساله است که اين فقط يک فيلم است، مساله اي که بزرگاني ديگر در تاريخ سينما از قبيل فليني و هيچکاک هميشه به آن معتقد بودند و زيبايي و دلنشين بودن آثارشان هم نتيجه طبيعي براي تلاش آنها در گرفتن تماشاگر مي باشد.

هفته بعد به بررسی جوايز و موفقيتهای او در عرصه جهاني و در مقابل برخوردها و مقابله هايي که با او و آثارش در ايران شده است مي پردازم ، منتظر نظرات شما هستم.



© 2002-2003 Cappuccino Magazine | Powered by MovableType | Hosted by PersianTools