حالا ديگر پس از گذشت چند سال از در گذشت علي حاتمي و بحث و جدلهای فراوان که در مورد ماهيت و فرم سينمای او شده است مي توان خيلي راحت و بدون دردسر، تمام حرفهای کهنه و قديمی را در باره سينمای او باز نگري کنيم تا شايد با يادآوری آن بزرگمرد سينمای ايران ( خارج از قبول داشتن يا نداشتن سينمای او نقش موثر او در سينمای ايران غير قابل انکار است ) ادای ديني هر چند ناچيز به او کرده باشيم .

بزرگترين دليل مخالفان حاتمي همواره اين بوده که او با روايت شخصي از تاريخ ،آن را مخدوش و تحريف کرده ، يا در سينمايش گفتار ارزش بيشتری از تصاوير دارند ،اينکه حتي نثر و جنس همين ديالوگها هم اغراق آميز و غير طبيعي است و در نتيجه آدمها در فيلم باور پذير نيستند، اينکه او بيش از اينکه نگران وجه و تاثير سينمای صحنه پرداز باشد شيفته فرم چيدن انبوه اشياء عتيقه در کادر است ،دلبسته فضاهای غريب وآدمهای نامانوس و بعضا روان رنجور است.

اين دلايل و اين مشخصه ها صرفا ويژگي هستند و به هيچ وجه نمي توانند دليل بر قوت يا ضعف يک فيلم باشند.
آنچه که در نهايت نقص يا منزلت اين مشخصه ها را بارزتر ميکند کيفيت نظم و انسجام اين اجزا، به لحاظ مضموني و شيوه روايت است.

تاريخ را مي شود شخصي روايت کرد ، در همه جا اين کار را مي کنند و اشکالي هم ندارد. ميشود به يک سبک ايراني قصه گويي و پرداخت سينمايي رسيد ويا دستکم در موردش فکر کرد، امتحان کرد و تجربه کرد.حاتمي با سينما و تاريخ در فيلمهايش اين گونه برخورد مي کرد.

فيلمهاي حاتمي اغلب با استفاده مناسب از شناختي که او از ريتم، فضاسازی و شخصيت پردازي دارد و نه صرفا واقعگرايي محض وبا کمک گرفتن از داستانهايي سر راست و خطي تماشاگر را به مکاشفه جديدی از دنيای مورد علاقه اش مي رساند.
در پشت رويدادهاي تاريخي فيلمهاي حاتمي سليقه و خاستگاه فکري او نقش مهمتري نسبت به سايرعوامل دارد.به همين جهت محکوم کردن حاتمي به بي توجهي نسبت به تاريخ ، در اصل يعني وادار کردن او به پذيرش و رعايت (( نگاه رسمي)) به تاريخ و لاجرم بي اعتنا به خلاقيت فردي.

ولي نکته اي که همگان و حتي منتقدانش به آن اذعان دارند، به شيوه روايت او بر مي گردد که اين شيوه روايت هم به ساختار فيلمهاي او بر مي گردد.شيوه اي که او را و فيلمهايش را به شدت ايراني نشان مي دهد.حاتمي بي اعتنا به تمامي وسوسه هايي که مي توانست او را وادار به ساختن آثار سفارشي و مقبول طبع متصديان جشنواره هاي داخلي و خارجي وادار کند، همواره سعي داشت که شيوه وروايت خود را داشته باشد و با تماشاگر ايراني به شيوه ايراني سخن بگويد.سينماي او به شدت ايراني و ملي است شايد به همين دليل است که فيلمي از او در جشنواره هاي مهم خارجي برنده جايزه نشده است.

علي حاتمي به رغم تمامي توهماتي که درباره نوع کارهايش وجود دارد سينماگری ايراني بود که سينما را مي شناخت و آن را از دريچه ذهن خود معرفي مي کرد.او با استفاده از مجموعه عناصر تفکيک ناپذير فيلمهايش ، چهره پردازي، صحنه آرايي و کلام مسجع و آهنگين فارسي در گفتگو نويسي ، آشکارا در جهت استريليزه کردن سينمای خود حرکت مي کرد.

شايد بارزترين مشخصه کارهای حاتمي شيوه خاص ديالوگ نويسي اش است. او در عين حال که سعي مي کند گفتارآدمهايش با جوهره شخصيتي و پايگاه اجتماعيشان همخواني داشته باشد ، همواره نثري موزون و آهنگين و آميخته با اصطلاحات و واژه های عاميانه را براي اغلب آنها در نظر مي گيرد.

موخره :
هميشه سعي کردم که توجيهي برای اين مساله داشته باشم که چرا کارگردانهای سريالهاي تلويزيون مخاطبانشان را اغلب کم شعور تلقي مي کنند و کار در تلويزيون را زنگ تفريح فعاليتهايشان تلقي مي کنند.
مجموعه ديدني و به ياد ماندني هزاردستان مي تواند کلاس درسي براي اين دسته از سينماگران باشد تا احترام به تماشاگر را فرا گيرند، البته اين احترام به تماشاگر از احترام به مديوم سينما مي آيد که جز با کار صحيح ، دقيق و جدي انجام پذير نيست .اين ويژگي در اين مجموعه هميشه ماندگار به چشم مي خورد، تلاش و پايمردي ده ساله علي حاتمي در به ثمر رساندن اين مجموعه طبعا کار دشواري بوده و اين تحمل دشواريها در خور اشخاص بزرگ است.
روحش شاد.

Iran Cinema | Siavash Sarmad - Now that some years have passed and the heat on the subject of Ali Hatami's cinema has calmed down it is time to sit down and discuss his works in a rational and unprejudiced manner...