مهمانی ناخوانده در جشنواره
رضا مسلمی
Rmoslemi@hotmail.com
سهشنبه شب، در تالار وحدت، جشنوارهای که يکسال به انتظارش بوديم، برگزيدگانش را معرفی کرد. مدير تلويزيونی سينمای ايران که سال گذشته با اهدای جايزه بهترين فيلم به فيلمی از توليدات صداوسيما باعث آشتی مجدد اين دو رسانه شده بود، باز هم جايزه بهترين فيلم جشنواره تحت اختيارش را به يک فيلم توليد شده در تلويزيون داد، اما از ماه من تا ماه گردون، تفاوت از زمين تا آسمان است!
از يکی دو سال پيش زمزمه حضور داريوش مهرجويی در تلويزيون پس از تجربههايی از حاتمیکيا و تبريزی شنيده میشد. او سرانجام امسال پشت دوربين يک پروژه شش قسمتی برای سيمافيلم قرار گرفت که از همان زمان پيش توليد تدوين يک نسخه سينمايی را هم در برنامه خود گنجاند، فيلمی نزديک به دو ساعت که در روزهای پايانی جشنواره برای نمايش حاضر شد و جايگزين اثر سه ساعته پيتر جکسون (ارباب حلقهها : بازگشت پادشاه) در برنامه سينماهای جشنواره شد. تغييری که مطمئنا طرفداران دو آتشه ارباب حلقهها در ايران را نرنجاند.
«مهمان مامان» که براساس داستانی از هوشنگ مرادی کرمانی ساخته شده است داستان مادری است که دو مهمان عزيز دارد؛ عروس و دامادی که برای اولين بار به خانه آنها میآيند. اما پدر که يک آپاراتچی عشق فيلم است، با دست خالی به خانه میآيد و میگويد که سينما را تعطيل کردهاند. مادر به شدت غافلگير میشود، زيرا ناتوانی مالی اجازه نمیدهد آنطور که آداب مهماننوازی ايرانی میطلبد، از مهمانها پذيرایی کند. در اين ميان همسايهها که خود نيز دستتنگ و درگير مشکلات هستند، با جان و دل به ياری او میشتابند و ضيافتی باشکوه تدارک میبينند که حتی مرگ را از پا میاندازد.
بيش از 80درصد ماجرا در خانهای قديمی و فقيرانه در جنوب تهران میگذرد که چندين خانواده در آن زندگی میکنند. فيلمنامه قرص و محکم فيلم که ناشی از يک گروه سه نفره است، به بهترين وجه ممکن از اين موقعيت برای خلق شخصيتهای متعدد استفاده میکند و تکتک کاراکترها را که اندک هم نيستند، در حين روايت ماجرا به بيننده میشناساند. اوج اين فيلمنامه محکم جاييست که يک گربه ولگرد نيز در طول داستان دارای هويت میشود! ريتم و تدوين فيلم که با يک فيلمبرداری به شيوه دوربين روی دست همراه میشود و البته موسيقی متن آن، باعث میشود که در طول دو ساعت نمايش آن، کمتر فرصتی برای جابجا شدن روی صندلیهای سينما پيدا کنيد!
بازيگران فيلمهای مهرجويی در سينمای ايران کمنقصتريناند. چه کسی جز مهرجويی میتوانست از پيروزفر با آن چهره جذاب، در نقش يک معتاد خمار استفاده کند؟ نقشآفرينی که مطمئنا در کارنامه پيروزفر نقطه درخشانی خواهد بود. يا پورشيرازی که چه هنرمندانه در قالب يک عشقفيلم فرو میرود و در يک سکانس چند دقيقهای چه زيبا سينمای عامهپسند ايران را مرور میکند. و گلاب آدينه که آگاهانه از فروغلتيدن در تکرار طوبای زير پوست شهر جلوگيری میکند.
يک خصوصيت مهم در اکثر فيلمهای مهرجويی اينست که برای نقشهای فرعی نيز از بازيگران حرفهای استفاده میکند. باورتان میشود که رامين پرچمی در فيلم به نقش يک کارگر ساختمانی بازی میکند که در مجموع سی ثانيه هم ديده نمیشود و فقط در نمای لانگشات حضور دارد که از يک طرف صحنه به طرف ديگر آن میرود؟!
«مهمان مامان» به شدت يادآور «اجارهنشينها»ست. اوج اين شباهت در سکانس غذاخوردن و جمع شدن همگی آنها دور يک سفره رخ میدهد. فصلی که در اجارهنشينها به يکی از ماندگارترين سکانسهای تاريخ سينمای ايران بدل شد، در مهمان مامان نيز به همان ماندگاريست. از طرفی فضای مفرح و شاد فيلم نيز يادآور همان فضای اجارهنشينهاست. در سال آينده که فيلمهای کمدی با توليد مازاد روبرو خواهند بود، مطمئنا اثری همچون «مهمان مامان» که به شعور مخاطب احترام میگذارد در گيشه موفق خواهد بود.
Irancinema| Reza Moslemi- Since a year or two ago there have been rumors of possible cooperation between TV and Darius Mehrjooee following the path of directors such as Hatamikia and Tabrizi and finally this year he directed a 6-episode series for SimaFilm which included a screen version from the beginning...









