اگر از حضور پررنگ کارگردانهای مطرح سينمای ايران در اين دوره بگذريم، بزرگترين تفاوت اين دوره با دوره بيست و يکم در اين بود که دوباره به تعداد سيمرغهای بخش مسابقه سينمای ايران افزوده شد. سال گذشته مسوولان جشنواره با اين توجيه که در هيچ يک از جشنوارههای مطرح جهانی اين تعداد جايزه به بخش فنی تعلق نمیگيرد، تنها به دادن دو سيمرغ تحت عنوان دستاوردهای فنی و هنری اکتفا کردند و بررسی دقيقتر مراحل فنی فيلمها را به جشن خانه سينما و تنديس آن محول کردند. درواقع بررسی بخشهايی همچون فيلمرداری، صداگذاری، تدوين و ... پس از اکران عمومی فيلمها و در مراسمی مانند جشن خانه سينما که توسط اصناف سينمايی برگزار میشود معقولانهتر است تا جايزه دادن به آنها در جشنواره فجر که اکثر فيلمها فقط برای نمايش حاضر شدهاند و از کيفيت مطلوبی برخوردار نيستند. (مثل اتفاقی که در مراسم اسکار میافتد.) اما در اين دوره دبير جشنواره اعلام کرد که دوباره سيمرغها به تعداد سابق برگشته است.
از تعداد سيمرغها که بگذريم، بيست و دومين دوره به لحاظ برگزاری و نظم جشنواره يک عقبگرد بود. تا چند روز مانده به جشنواره هنوز خبری از اسامی داوران نبود و فيلمهای بخش بينالملل اصلا مشخص نشده بود. اين بینظمی در روزهای سوم و چهارم جشنواره بيشتر به چشم آمد، وقتی که در و ديوار سينمای مطبوعات با کاغذهايی پر میشد که خبر میداد بهعلت حاضر نشدن فيلمها در برنامه نمايش، تغييراتی رخ داده است. اوج اين تغييرات در دو روز آخر بود که برنامه کل سانسها عوض شد! رسيدن فيلم ميهمان مامان در روزهای آخر به جشنواره و جايگزين شدن با قسمت سوم تريلوژی ارباب حلقهها اگرچه باعث شد که جشنواره با يک فيلم خوب به معنای واقعی، تمام شود اما بینظمی جشنواره را بيشتر از پيش عيان کرد. يا اينکه فيلم «سيزده گربه روی شيروانی» که بهخاطر جلوههای ويژه کامپيوتريش کنجکاویهای زيادی برانگيخته بود و سيمرغی نيز بههمين علت دريافت کرد، بهعلت حاضر نشدن در موعد مقرر اصلا در سينمای رسانههای جمعی نمايش داده نشد.
وضعيت فروش بليطها هم همچون دورههای گذشته، بزرگترين معضل جشنواره بود. با اينکه اينبار سعی شده بود با پيشفروش کردن قسمت اعظم بليطها در هفته اول بهمن از شلوغی صفهای جشنواره کاسته شود، اما بخاطر اينکه تا يکی دو روز مانده به شروع جشنواره نه اسامی فيلمها کاملا مشخص شده بود و نه برنامه نمايشها، پيشخريد کردن بليطها همچون خريدن بليطهای بختآزمايی به شانس و اقبال نياز داشت! همين عامل و سر وصدای زيادی که اطراف فيلم «مارمولک» ايجاد شد، باعث پديد آمدن بازار سياه در اطراف سينماهای نمايشدهنده شد. حتی شنيدهها حکايت از آن داشت که بليط 1200تومانی «مارمولک» بعضا تا 15000تومان نيز خريد و فروش شد!
مراسم افتتاحيه و اختتاميه هم همچون اکثر دورههای گذشته با انتقادات زيادی همراه بود، بالاخص افتتاحيه که با اجرای نه چندان جالب رامبد جوان برگزار شد، ولی اختتاميه با خلاقيتهای خمسه و مارمولک سههزار تومانيش (!) شيرين تر از افتتاحيه بود. داوریها هم به نسبت دورههای پيشين انتقادات کمتری برانگيخت، شايد تنها نقطه تاريک انتخابهای داوران ناديده گرفتن «شهرزيبا»ی فرهادی بود.
بيست و دومين دوره هم تمام شد که شايد يکی از پرحاشيه ترين دورههای جشنواره بود، انتخاب نشدن فيلمهايی همچون «آبادان»، «بر باد رفته» و «مکس» و حضور «سربازهای جمعه»، «مارمولک»، «دوئل»، «گاوخونی» و «مزرعه پدری» باعث شد يکی از پر سر و صداترين دورههای جشنواره برگزار شود. مخصوصا پس از جشنواره بی سر و صدای پارسال که خبری از کارگردانهای نامی و قديمی نبود حواشی اين دوره خيلی لذتبخش بود!
