شهرزيبا از کن میگذرد
چهارشنبه، روزنامه حياتنو در صفحه فرهنگ و هنر خود خبر از انتخاب «شهرزيبا»، «ساکنين سرزمين سکوت» و «باد به دستان» بهعنوان نمايندههای سينمای ايران در جشنواره کن داد. اگر از ساکنين سرزمين سکوت که اولين فيلم سامان سالور است و در راستای همان فيلمهای جشنوارهای سالهای پيشين، ساخته شده و باد به دستان که فيلمی مستند از عبدالرضا کاهانی است، بگذريم انتخاب شهر زيبا برای جشنواره کن اتفاق پسنديدهايست. از آن رو که فيلم تفاوت عمدهای با ديگر نمايندگان سينمای ايران در سالهای پيشين جشنواره کن دارد و بههيچ عنوان نمیتوان آنرا جزو آثاری که برای آنسوی مرزها ساخته میشود دستهبندی کرد.
فيلم داستان پسری است که در سن 16 سالگی با مرتکب شدن قتلی، به کانون اصلاح و تربيت میرود
تا به سن قانونی رسيده و حکم قصاص بر او جاری شود. ماجرا از جايی شروع میشود که 2 سال از واقعه گذشته و او اکنون 18 ساله است و برای اجرای حکم از کانون به زندان بزرگسالان برده میشود. اما دوست او (با بازی بابک انصاری) در کانون تصميم میگيرد بههر نحو ممکن رضايت خانواده مقتول را بگيرد. برای اين منظور بههمراه خواهر دوستش ( ترانه عليدوستی) نزد پدر مقتول (فرامرز قريبيان) میرود ...
فيلم و داستان آن در راستای همان دغدغههای پيشين اصغر فرهادیست که قبل از اين در مجموعه تحسينشده «داستان يک شهر» و فيلم «رقص در غبار» به آنها پرداخته بود. اما فيلم دوم فرهادی به نسبت فيلم اولش بمراتب اثر بهتريست، چه از اين نظر که به مساله پيچيده ديه در قوانين اسلامی میپردازد و با ظرافت آنرا بيان میکند و چه به لحاظ مکان روايت داستان که از دل کوير در "رقص در غبار" به ميان شهر در "شهرزيبا" آمده است.
فيلم در طول روايت داستانِ حدودا 110 دقيقهای خود، هر لحظه اوج میگيرد و پيچيدهتر و جذابتر میشود اما تنها نکتهای که در جشنواره همه به آن اذعان داشتند، فرود غيرقابل انتظار فيلم در پايان است. گويا فرهادی پس از همه اتفاقاتی که برای شخصيتهايش میافتد نمیداند که چگونه آنها را نجات دهد و همانطور که خودش در مصاحبه مطبوعاتی بيان کرد نه میخواسته فيلمش با يک پايان خوش و غيرواقعی، اصطلاحا "هندی" شود و نه آنقدر تلخ که مخاطب عام را پس بزند. بههمين خاطر تصميم گرفته شخصيت اول داستانش را دوباره از ميان شهر به کنج کانون اصلاح و تربيت ببرد.
اگر از اين نکته بگذريم، فيلم ايراد عمدهای ندارد. علاوه بر اينکه بازیهای خوبی را نيز از ترانه عليدوستی و بابک انصاری (که اولين تجربهاش بود) و فرامرز قريبيان به نمايش میگذارد. ترانه پس از دو سال غيبت با حضور در شهرزيبا، نشان داد که تمايلی به پوشيدن جامه يک ستاره در سينما را ندارد و گزيدهکاری را به پرکاری ترجيح میدهد. فرامرز قريبيان هم که ديگر از فيلمهای عامهپسندش جدا شده و با اصغر فرهادی بهدنبال اعتبار از دسترفتهاش میگردد. آهو خردمند هم در نقش مادر يک دختر معلول که تنها به فکر سلامت دخترش است، بازی قابلقبولی ارائه میدهد.
شهرزيبا (که اشارهايست به موقعيت جغرافيايی کانون اصلاح و تربيت در غرب تهران) انتخاب غيرمنتظرهای برای کن بود، بالاخص که فيلم قصد ندارد با نمايش افراطی فقر و مشکلات به مخاطب خارجی باج دهد و تنها به فکر مخاطب داخل مرزهاست، اگرچه گونهای که فرهادی برای فيلمهايش انتخاب کرده بهخاطر گزندگیاش چندان اکران موفقی در پيش نخواهد داشت، اما نويد ظهور يک فيلمساز اجتماعی را در نسل جديد سينماگران ايرانی میدهد، کسی شايد بتوان آنرا با رخشان بنیاعتماد از نسل پيشين مقايسه کرد.
Irancinema| Hamidreza Nasiri- Wednesday, an Iranian Newspaper named 3 movies as the Iranian representatives in Cannes Film Festival...









