در سايه فضاي ياس آلود ايجاد شده پس از ناكامي هاي اخير در پيگيري رفرميسم در جامعه ، دوره جديدي از سينماي اجتماعي ايران شكل گرفته و رفته رفته در حال قوام يافتن است.

سينمايي كه همگام با بي انگيزگي هاي اخير جاري در بطن جامعه ، فرياد پوچ گرايي و فرد گرايي بي هدفي را مي زند كه ريشه در مسايل و مشكلات حل نشده بسياري دارد.

در اين دوره جديد از سينماي ايران كارگرداناني عمدتا جوان با رهيافت هايي خاص ظهور كرده اند كه نويد دوره جديدي از رئاليسم ايراني را مي دهند ، رئاليسم و واقعگرايي كه وامدار مشكلات عديده موجود در اجتماع و از جمله دعواي هميشگي سنت و مدرنيسم در ايران و غوطه وربودن اغلب جوانان و مردم در فضاي بين اين دو است ، واقعگرايي كه ريشه در آموزه هاي فيلسوفاني همچون لوكاچ دارد كه رئاليسم را وامدار ريشه داشتن در مسايل و مشكلات بزرگ هر دوره زماني و بازنمايي بي رحمانه ذات حقيقي و تلخ واقعيت مي داند.

نفس عميق فيلم نمونه اي اين جريان از اين هيچ انگاري و نبود انگيزش ها و آرمان ها مي گفت واز جواناني كه در پي اين پوچ گرايي و رنگ باختن چهره بزك شده ارزشهاي جعلي موجود ، به انارشي گري اجتماعي مي رسند و در انتها با مرگي سمبليك پاياني تراژيك و تلخ دارند و از اين طريق به رستگاري مي رسند.

جوانان برگزيده اين فيلم بطور نمادين تعميم يافته اكثر جوانان اين جامعه بودند ، غني ، متوسط و فقير(كامران ، آيدا و منصور) دچار دردي مشترك بودند ، فيلمي موفق كه اين تم هيچ انگاري را بخوبي درچرخيدن بي هدف آنها در فضاي ناتوراليستي لوكيشن هاي تهران دنبال مي كند و عجب تاثير گذار و عميق است.

در ادامه اين حركت در سينماي ايران امسال در ايام نوروز ، بوتيك اولين ساخته حميد نعمت الله به نمايش درآمد. نعمت الله كه يكي از پر سابقه ترين دستيار كارگردانان حرفه اي سينماي ايران است، در چندين فيلم از مسعود كيميايي هم سابقه دستيار كارگرداني دارد و الحق از اين دوره نه چندان كم تجربه زيادي كسب كرده است.

هم از لحاظ تكنيكي آموخته هاي بسياري براي ارائه دارد كه وجه قوي تكنيكال فيلم بوتيك و موفقيت آن نشان دهنده اين موضوع مي باشد و هم اينكه دستياري كيميايي پايه سينماي متعهد ، حساس و اجتماعي او را شكل داده است.

او هم مانند كيميايي دغدغه مردم و مشكلات موجود در جامعه و بالاخص جوانان را دارد ولي فرق او با اين كارگردان كهنه كار ( در حقيقت عامل برتري تماتيك او در نمايش اين سينماي متعهد) عدم موضعگيري و قطعي نگري صريح و پرهيزاز دگماتيسم و جزم انديشي متداول در فيلمهاي كيميايي است .البته اين عدم موضعگيري و پرهيز از سطحي نگري و بازنمايي صرف مشكلات در قالب تنها يك نمايش دهنده در پايان نچسب و ناموفق فيلم تا حدودي خدشه دار شده است . كاش نعمت الله در پايان از كشتن شاپوري و در ادامه از نمايش سكانس آزار دهنده و رقيق آسانسور مي گذشت . كه در اين صورت چقدر اين دوگانگي شادي عروسي و بدبختي اتي موثر و عميق در مي آمد و از نفوذ تماتيك بيشتري بهره مند مي شد.

جامعه به نمايش درآمده درفيلمهاي دوره جديد از رئاليسم سينماي ايران اغلب دچار مشكل تصادم پرهيز ناپذير هنجارهاي اومانيستي و فرامين دوران مدرن هستند. جهان كوچك اتي نيمه ديوانه اسير اين تصادف اجتناب ناپذيراست. از طرفي هنجارهاي دگم و افراطي خانواده و محيط زندگي او و از طرف ديگر سوداي زندگي بهتر و آزادتر در اتوپياي غني و ساختگي خود كه براي رسيدن به آن تلاش مي كند و به هر خواسته اي تن مي دهد.

ديگر وجه قوي فيلم بوتيك قدرت تكنيكي و ساختاري فيلم است كه از استانداردهاي سينماي ما بالاتر است و نشان دهنده كارگرداني قوي نعمت الله است. در آينده اي نزديك به اين وجه از فيلم زيباي بوتيك هم مي پردازم.

به اميد ادامه اين حركت خوشايند در سينماي ايران.