March 27, 2003
irancinema - khosrow

رويای ترانه در اسکار چه شد؟

رويای ترانه در اسکار چه شد؟




اواخر بهمن ماه زمانی که نامزدهای اسکار معرفی شدند، در يادداشتی به کنايه نوشتم «رويای ترانه در اسکار چه شد؟»
فارغ از آن کنايه و حالا که مراسم اسکار برگزار شده، فکر می کنم پديده شناسی من ترانه پانزده سال دارم رسول صدرعاملی لازم باشد. جستجوی چرايی اين نکته که ترانه چه داشت که محبوب ما شد و چه نداشت که توفيق بدست آوردن رای های لازم برای نامزدی اسکار را بدست نياورد...


پس از موفقيت يکباره دختری با کفش های کتانی خيلی ها که آن فيلم را يك اتفاق در سينمای صدرعاملی قلمداد می کردند، بی صبرانه منتظر کار بعدی او بودند. من ترانه پانزده سال دارم در چنين جوی شکل گرفت. نخستين نمايش فيلم در جشنواره، آن چنان همگان را شگفت زده کرد که نتوانستند به ديدن يکباره فيلم راضی شوند. فيلم محبوب منتقدين و تماشاگران، جوايز اصلی جشنواره را نيز به دست آورد و صدرعاملی در يک اقدام سنجيده فيلم را به سرعت در نوروز اکران کرد. خرده گيران باز هم سعی کردند تا توفيق فيلم را به پای همين نمايش سريع بيندازند اما نگاهی سطحی به جداول نظرخواهی پايان سال نشان می دهد که ترانه نه تنها محبوبيتش را از دست نداده بلکه طرفداران تازه ای نيز پيدا کرده است.


انتخاب نماينده ايران برای اسکار هميشه جنگ و جدل های فراوانی به همراه داشته است اما اين بار کمتر کسی پيدا می شد که به ترانه اميد نداشته باشد. فيلم هم تماشاگر عام را داشت و هم تماشاگر خاص را، هم به موضوعی روز می پرداخت و هم در ساختار سنجيده و حرفه ای بود و در آخر متعلق به هيچ کدام از جريان های خاص سينمايی ما هم نبود. اين موارد وقتی ما را به ترانه در اسکار اميدوار می ساخت که می ديديم ترانه درباره مقاومت با سقط جنين - يکی از مهم ترين بحث های ساليان اخير - است و البته درباره قهرمان تنهايی که يک تنه مقابل سختی ها می ايستد و اين موضوع، تم مطلوب اعضای آکادمی.
همه اين ها درست بود اما در جدول نامزدهای اسکار وقتی نام ترانه ديده نشد، همه تازه به ياد آوردند که ترانه خيلی چيزها هم نداشت. در واقع ترانه مغلوب مناسبات حرفه ای شد. فيلم پخش کننده معتبر خارجی نداشت و اين ضربه بزرگی به ما زد. جز اين اگر همراهی هنر و صنعت ترانه برای ما خيلی تازگی داشت براي هاليوودی ها اين يک اصل فراموش ناشدنی بود. جذابيت هنر شايد برای ما يک اصل نباشد اما برای آنوری ها هميشه مهم ترين امر بوده است. آنها از ما سينمايی نه جذاب و حرفه ای، که سينمايی خاص برای آرمان های خودشان می خواستند و ترانه اينگونه نبود.


«رويای ترانه در اسکار» رويای شيرينی بود که برآورده نشد اما مسئله مهمتر، فهم اين نکته برای ما بود که نمی توانيم با سينمايی کلاسيک، فاتح اسکار باشيم.
رويای ترانه در اسکار برای ما درس های بی شماری داشت که مثل هميشه، به سادگی از آن گذشتيم...


مانی مسافر