همه چيز درباره نمايش فيلم هاي خارجي در سينماها و شبكه ويديويي
وقتي در نيمه خردادماه امسال محمدمهدي حيدريان از نمايش فيلم هاي خارجي در سينماها خبر داد و آن را بخشي از وظايف معاونت امور سينمايي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي دانست، خيلي ها فكر نمي كردند ماه هاي آينده عرصه بحث و جدل هاي فراوان در زمينه اكران اين دست از آثار باشد. جرياني كه در تمام عمر سينماي نوين ايران با آن مقابله شده بود تا اين سينماي نوپا بتواند رشد كند اما گويا اين روند رشد و نمو حالا به آنجا رسيده كه ديگر بتواند مقابل يك جريان خارجي از خود محافظت كند.
بر پرده
"ما براي سال آينده قصد داريم كه فيلم هاي دوبله شده در سطح خوب و براي مخاطب عام را در سطح دنيا شناسايي و در تبليغات نيز متفاوت عمل كنيم تا استقبال بهتري از فيلمهاي خارجي شود. چون درچند ماه گذشته كه از آغاز به كار گروه اكران فيلم خارجي ميگذرد، علي رغم مخالفت هاي بعضي از هنرمندان با اكران اين فيلم ها، شاهد بوديم كه جمع فروش 6 فيلم خارجي به 10 ميليون تومان نيز نميرسد. بحث اكران فيلم خارجي با اين نيت دنبال مي شود كه فضاهاي خالي سينماها را پر كنيم و مخاطب بيشتري به سالن ها مراجعه كنند و هم اكنون براي ارزيابي نوع فيلم خارجي كه در برنامه هاي سال آينده داريم، گروه هايي براي بازبيني، مشغول ديدن فيلم ها هستند."
اين بخشي از صحبت هاي سيد ضيا هاشمي مسئول گروه پخش و بازاريابي فيلم خارجي در بنياد سينمايي فارابي در نيمه هاي شهريور امسال بود. حرف هايي كه با توجه به تجربه ناموفق اكران فيلم هاي خارجي در نيمه نخست امسال، براي خيلي ها چندان جدي نبود اما اقدامات هاشمي در تنها يك فصل از سال، نشان داد كه او در حرف هايش بسيار جدي است چون تنها پس از سه ماه وقتي هاشمي دوباره مقابل تربيون هاي خبري قرار گرفت، از اكران دار و دسته هاي نيويوركي به عنوان نخستين فيلم اكران دوره جديد فيلم هاي خارجي نام برد... آخرين فيلم مارتين اسكورسيزي، نامزد اسكار بهترين فيلم در سال قبل و البته فيلمي با حضور لئوناردو دي كاپريو، كامرون دياز و دانيل دي لوئيس.
اينگونه شد كه حتي تا ابتداي سال هم كسي منتظر نماند و بمب هاي خبري يكي يكي منفجر شدند. اما اين همه داستان عملكرد گروه پخش و بازاريابي فيلم هاي خارجي فارابي هم نيست. آنها برنامه هاي ديگري دارند.... براي همين تعداد سينماهاي نمايش دهنده فيلمهاي خارجي كه از عيد فطر، "دار و دسته هاي نيويوركي" را نمايش ميدهند، افزايش هم مي يابد و همه چيز به همان گروه محدود سالن هاي نمايش خارجي محدود نمي شود.
"علاوه بر گروه سينماي نمايش دهنده فيلم خارجي كه چهار سينما را در اختيار دارد، تعدادي از سينماهاي ديگر نيز هم اكنون مجهز به سيستم پروجكشن ميشوند تا بتوانيم در آنها فيلم را به صورت DVD نمايش دهيم؛ بنابراين سينماهايي كه مجهز به اين سيستم مي شوند در جريان نمايش فيلم قرار مي گيرند. البته براي تك سانس آخر شب كه در نتيجه ظرفيت هيچ فيلم ايراني هم گرفته نميشود." اين توضيحاتي است كه هاشمي درباره نحوه اكران فيلم ها مي دهد.
اين سالن هاي تازه، سينماهاي اصلي شهر هستند. سالن هايي چون سينما ايران و آفريقا كه قرار است فيلم را در سانس آخر شب نمايش دهند. گروه هاشمي فكر مشكلات صدايي و امكاناتي را هم كرده است. هاشمي در ابن باره هم گفته كه مذاكراتي با همه سينماهاي موجود كه با سيستم مونو كار ميكنند انجام شده و فعلا سينماهاي استقلال، افريقا، سپيده و فلسطين در حال مجهز شدن به اين سيستم هستند. بعد از تجهيز شدن اين سالن ها، سانس هاي آخر شب به فيلم خارجي اختصاص مي يابد تا ميزان استقبال مردم، ارزيابي و طبق كارشناسي تعداد سينماها افزايش پيدا كند.
به اين ترتيب به نظر مي رسد اقدامات هاشمي فضا را دارد به سمتي مي برد كه با مطرح شدن بحث نمايش فيلم هاي خارجي خيلي ها از آن مي ترسيدند. اكران گسترده با كيفيت بالا و سينماهايي كه خانواده ها هم بتوانند به راحتي در آن رفت و آمد كنند. حاصل نخستين كار اين گروه هرچند در عمل تفاوت چنداني با قبل نداشت اما دوبله و كيفيت نسخه فيلم هاي "چشم ها" و "اژدهاي سرخ" (همان بوسه اژدها) نشان داد كه قرار است اتفاق هاي تازه اي رخ داد. همه اين ها در شرايطي اتفاق مي افتد كه مشاهده اولين صف طويل مقابل يكي از سينماهاي نمايش دهنده اين فيلم ها، دوباره دعواهاي ابتداي سال را آغاز خواهد كرد. فعلا سر دوستان گويا به جاي ديگري بند است كه متوجه تحولات نشده اند.
به هر شكل غافلگيري ها همچنان ادامه دارد. اين را وقتي در مي يابيم كه در كمتر از پانزده روز ليست فيلم هاي پس از دارودسته هاي نيويوركي هم اعلام مي شود. "ترميناتور 3: رستاخيز ماشين ها"، "گلادياتور" رايدلي اسكات، شهرساحلي با بازي رابرت دنيرو و "بالستيك: اكس عليه سور" با حضور آنتيونيو باندراس و لوسي ليو براي شروع كافي است؟
در ويديو
اگر داستان نمايش هاي خارجي در سينماها تازه شروع شده است، در حيطه ويديو اين بحث مدت ها است كه جريان دارد. وقتي در اوايل دهه شصت ويديو كلوپ هايي كه به تازگي فيلم هاي آخرين خون يا بيگانه را براي پخش دريافت كرده بودند، به يكباره تعطيل شدند، داستان ويديوهاي خانگي آغاز شد. قاچاق نوارهاي ويديو با كيفيت هاي تصويري در حد صفر تا بازگشايي دوباره كلوپ ها در ابتداي دهه هفتاد ادامه داشت. اين مجازشدن هم البته چندان مهم نبود چرا كه فيلم هاي پخش شده در شبكه آنقدر ضعيف بودند كه خيلي ها همچنان به همان نسخه هاي بدكيفيت اما نسبتا جديد دل خوش كنند. ورود شبكه هاي خصوصي ويديو در دو سه سال اخير اما جهشي تازه در عرصه نمايش هاي خانگي است. اين موسسات كه بايد دخل و خرج كنند، گويا سرانجام اجازه نمايش بسياري از فيلم هاي جديد را به دست آورده اند و حالا خيلي از خانواده ها شب هايشان را با ديدن فيلم هاي خوب جديد با حداقل مميزي و دوبله هاي روان پر مي كنند.
به هر شكل فعاليت در بخش ويديو هم اين روزها شكل جدي تري به خود گرفته است. به اين سياهه نگاهي بيندازيد: " بيمار انگليسي، ساعات، بچه هاي جاسوس 2، جاسوس بازي، پسران بد 2، اشك هاي خورشيد و چندين و چند فيلم ديگر كه قرار است تا چند روز ديگر وارد شبكه ويديو شوند. اكثر اين فيلم ها محصول سال قبل آمريكا هستند و نگاهي به فهرست بازيگران آنها- نيكول كيدمن، مريل استريپ، جولين مور، براد پيت، رابرت ردفورد، آنتونيو باندراس، بروس ويليس و مونيكا بلوچي – خيلي چيزها را روشن مي كند. تماشاگر ما حالا قرار است فرهنگ فيلم خوب ديدن را ياد بگيرد و اين اتفاق به شدت مهمي است كه ورود بخش خصوصي به اين عرصه دليل اصلي آن مي تواند باشد. ورودي كه براي سال هاي متمادي با آن مخالفت شده بود.
دوبله
صداي تشويق حضار در جشن هفتم سينما براي هيچكس به اندازه چنگيز جليلو.ند شوق انگيز نبود. دوبلور باسابقه سينما كه پس از مدت ها به وطنش بازگشته بود آنشب آنقدر تشويق شد تا يادش برود كه قرار است به امريكا برگردد.
همه صحبت هايي كه در دو بخش قبل صورت گرفت با يك چيز معنا مي يابد و آن دوبله است. مخاطب عام ما هنوز با زيرنويس بيگانه است و نمي تواند اين موضوع را هضم كند. ضمن اينكه بايد يادمان باشد ما درخشان ترين دوبله هاي تاريخ سينما را در كارنامه مان داريم.
"ديگر در ايران، از آن دوبله هاي درخشان و ماندگار خبري نيست. چون سينماي ما به لحاظ اكران و نمايش فيلم هاي مطرح خارجي درهاي خود را بر روي جهان خارج بسته است و اين اكران محدود فيلمهاي خارجي، جوابگوي دوبله نيست." اينها حرف هاي جليلوند است اما او حالا در يك استوديوي تازه تاسيس كارهايي را به دست گرفته كه ديدنش گاه شوق انگيز است. فيلم هاي اصلي موسسه ويديويي قرن 21 با مديريت جليلوند دوبله مي شود و اكران خارجي ما هم احتمالا به همين گروه سپرده خواهد شد. گروهي كه كارهاي ديده شده اش در همين دو سه ماه به شدت لذت بخش مي نمايد. خود جليلوند هم چنين نظري دارد. "با تمامي اين شرايط از زماني كه به ايران بازگشتهام برخلاف بسياري از دوستان و همكاران به آينده اين حرفه بسيار اميدوارم. جوان هاي بسيار مشتاق و مستعدي را ديده ام كه با اندكي مديريت و با گذشت مدت زماني اندك مي توانند بارقه هايي از آن گذشته درخشان را تكرار كنند. اين جوان هاي مشتاق و بسيار مستعد احتياج به پشتيباني و حمايت دارند و با راه اندازي واحد هاي دوبله جديد مي توان به آن آينده نزديك شد."
دريچه هاي تازه
20 ميليون تومان براي بي خوابي، 5 ميليون تومان براي اژدهاي سرخ و 7 ميليون تومان براي شهرك پليس... اين عملكرد آخرين فيلم هاي خارجي بر پرده است. فروش هايي پايين تر از حتي آثار ضعيف ايراني. بايد ديد با بازشدن دريچه هاي تازه در نمايش فيلم هاي خارجي كه نمايش هاي ويديويي هم مي توانند در تقويتش موثر باشند، آيا سالن هاي بي جان سينماي ايران دوباره رنگ مخاطب را به خود خواهد ديد يا خير؟
روزهاي آينده، روزهاي مهمي در نمايش فيلم در سال هاي پس از انقلاب خواهند بود.