ماجرا از جايی شروع شد که کيميايی هر دو سه ماه يکبار از يک پروژه جديد نام میبرد و اعلام میکرد قصد ساختاش را دارد. از فيلمی با اقتباس از رمان «عاشق مترسک» گرفته تا اثری که قرار بود در کوبا فيلمبرداری شود و يا فيلمی با عنوان «تسخيرشدگان». اما وقتی پس از دو سه سال دست خالی و با دلی پر به کشور برگشت و مايوسانه اعلام کرد که قصد دارد «سربازهای جمعه» را کليد بزند علاقهمندان سينما قضيه را چندان جدی نگرفتند. چه آنکه خبرهای پيش توليد فيلم هم چندان اميدوارکننده نبود، مشکل انتخاب بازيگران و راضی کردن دو سه ستاره مشهور اين روزها برای تراشيدن موی سرشان و بازی کردن در نقش چندان سرباز عاصی، ساخت فيلم را در وضعيت مبهمی قرار داده بود و هر روز نامهای جديدی بهعنوان بازيگران آخرين فيلم کيميايی منتشر میشد.
فيلمبرداری آغاز شد، در حالیکه تنها چند روز پيش از شروع فيلمبرداری معلوم شد خبری از محمدرضا گلزار نيست و محمدرضا فروتن همچون دو سه فيلم آخر کيميايی در فيلم حضور دارد و ديگر نقشها برعهده بهرام رادان و پژمان بازغی است و پولاد کيميايی نيز در فيلم پدرش حضور دارد. فيلمبرداری با تمام حاشيهها و خبرهای اطرافاش بهسرعت پيش میرفت تا بههر نحو ممکن در جشنواره حضور يابد. تدوين همزمان فيلم هم آغاز شده بود و عباس کيارستمی بههمراه جعفر پناهی، مانی حقيقی و سيفاله صمديان تصميم گرفته بودند به افتخار بازگشت کيميايی به سينما تيتراژ متفاوتی را برای سربازهای جمعه تدارک ببينند.

سرانجام فيلم در روزهای پايانی به جشنواره رسيد و اولين نمايشاش را در سالن مطبوعات تجربه کرد و تقريبا همه را شگفتزده کرد. طرفداران کيميايی آن را تلخترين فيلماش میدانستند و از تغيير لحن کارگردان و سياهی داستان سخن میگفتند و جايگزين شدن چماق بهجای چاقو را (بهعنوان مولفه ثابت قهرمانهای کيميايی) نشانه بهروز بودن فيلم عنوان میکردند و منتقداناش تنها بخش جالب توجه فيلم را همان تيتراژی میدانستند که کيميايی نساخته! عدهای حتی پا فراتر گذاشته و آن را از اعتراض (يکی از ضعيفترين فيلمهای کيميايی و فيلم ماقبل آخرش) نيز ضعيفتر میدانستند؛ که در آن فيلم همچنان میشد نشانی از کارگردان قيصر و گوزنها ديد اما در سربازهای جمعه، نه.
جشنواره به پايان رسيد و چند ماهی که از سال نو گذشت مشخص شد که فيلم در اولين روز مرداد بههمراه اثر تحسين شده داريوش مهرجويی (مهمان مامان) و فيلم معمولی سيروس الوند (برگ برنده) اکران خواهد شد. همهچيز برای نمايش فيلم حاضر بود، کيميايی نيز قبول کرده بود که فيلماش مشکل ريتم دارد و سی و سه دقيقه از نسخه جشنواره برای اکران عمومی کم کرده بود. اما سیام تيرماه در حالیکه نشريات و روزنامهها در تعطيلات بهسر میبردند و تنها يک روز به آغاز اکران فيلم باقی مانده بود خبر توقيف فيلم منتشر شد.
ابوالحسن داودی از شاکی خصوصی برای فيلم خبر میدهد و سايت 30نما میگويد که اعتياد دختر و صحنه گنگ پايان فيلم و همچنين قتل استاد دانشگاه برای فيلم دردسرساز شده است. پخشکننده فيلم نيز از رفع توقيف آن تا هفته آينده خبر میدهد اما بهنظر نمیرسد پرحاشيهترين فيلم اين چند ساله حتی اگر هفته آينده هم اکران شود، روزهای آرامی را پيش رو داشته باشد.
بايد به انتظار نشست و ديد چهار سربازی که کيميايی در فيلم خود تصوير کرده به پرده سينماها راه میيابند يا خير.