July 30, 2004
irancinema - hamid

به ‌احترام مامان!

مهمان مامان بيش از يک هفته است که بر پرده سينماهای تهران به‌نمايش درآمده و توانسته با حمايت‌های تهيه‌کننده‌اش (صدا و سيما) مخاطبان زيادی را به سينماها بکشد. اما آخرين فيلم مهرجويی آن‌قدر ارزشمند هست که نتوان اين موفقيت را تنها به‌پای تهيه‌کننده‌ی متول‌اش نوشت.
تنها به‌خاطر چند دليل بايد به ديدن مهمان مامان رفت؛ دلايلی که اگر چه ساده‌اند اما اين‌روزها در کمتر فيلمی يافت می‌شود:

به‌خاطر ديدن يکی از بهترين اقتباس‌های ادبی:
در جشنواره و بعد از ديدن «عاشق مترسک» و «گاوخونی» (که هر دو براساس رمان‌های مشهوری ساخته شده بودند) تقريبا همه از اقتباس ادبی در سينمای ايران نااميد شده بودند. اما با به‌نمايش درآمدن مهمان مامان از کارگردانی که فيلم‌هايی همچون «گاو» و «درخت گلابی» را در پرونده‌ی خود داشت نشان داد هنوز هم می‌توان ادبيات و سينما را به‌خوبی و خوشی در کنار هم ديد؛ اما مردش را می‌خواهد!



به‌خاطر ديدن يکی از بهترين گروه بازيگران تاريخ سينمای ايران:
تنها مهرجويی و دستيار هميشگی‌اش، محمدرضا شريفی‌نيا می‌توانند تصور کنند که پارسا پيروزفر با آن چهره جذاب، می‌تواند يک معتاد متعهد به خانواده باشد که عشق‌اش باد زدن کباب‌های روی منقل است و يا امين حيايی، که اين سال‌ها جز بازی کردن و درجا زدن در فيلم‌های تجاری و تکراری کاری نکرده، می‌تواند يک دانشجوی پزشکی باشد که در آن فصل کليدی ميانه‌های فيلم يک ماهی را بخيه بزند و يا حسن پورشيرازی که اين روزها در هر سريالی بازی می‌کند چه هنرمندانه يک خوره‌ی فيلم را به تصوير می‌کشد که يادش می‌رود قبل از مهمان دعوت کردن از زنش اجازه بگيرد.
از همه اينها هم که بگذريم، آن کارگر ساختمانی که در طول فيلم دو سه باری از اين‌سوی پرده به سوی مقابل می‌رود و تنها چند ديالوگ کوتاه آن‌هم در نمای باز دارد و نقش‌اش را رامين پرچمی بازی می‌کند واقعا ديدن دارد!


10501.jpg


به‌خاطر ديدن بهترين کمدی اين سال‌ها:
مهمان مامان بدون شک بهتر از «مارمولک» است و به‌مراتب بيشتر تماشاگر را به خنده می‌اندازد. يک تفاوت عمده هم در اين ميان وجود دارد، مارمولک از سوژه‌ای جذاب برخوردار بود که بامزه درآوردن‌اش کار چندان سختی نبود (که البته تبريزی به‌خوبی اين کار را انجام داده) اما مهمان مامان هيچ سوژه جذابی ندارد. از غذا پختن يک خانواده فقير برای آبروداری نزد مهمان‌های‌شان، می‌شود چندين و چند فيلم جشنواره‌پسند ساخت که جوايز بسياری را هم در آن‌سوی آب‌ها درو کند اما ساختن يک کمدی خوش‌ساخت با چنين سوژه‌ای کار هرکسی نيست.

به‌خاطر ديدن بهترين فيلم سال گذشته سينمای ايران:
اگر پيش از شروع فيلم در روز آخر جشنواره شنيده می‌شد که «قدمگاه» يا «دوئل» سيمرغ بهترين فيلم راخواهند گرفت، پس از نمايش فيلم کسی شک نداشت که اين سيمرغ بر شانه‌های داريوش مهرجويی خواهد نشست، سيمرغی که هيچ‌کس نتوانست هيات داوران را به‌خاطر آن مواخذه کند.

و سرانجام به‌خاطر بازگشت شکوهمندانه داريوش مهرجويی:
بعد از چند فيلم ضعيف که نه در نزد منتقدان جايگاهی يافت و نه توانست مخاطب عام را به سينما بکشاند، «مهمان مامان» فيلمی‌ست که به‌شدت يادآور يکی از درخشان‌ترين فيلم‌های سازنده‌اش (و به‌زعم بسياری بهترين کمدی پس از انقلاب سينمای ايران) «اجاره‌نشين‌ها»ست و مهرجويی را به سال‌هايی می‌برد که بهترين فيلم‌هايش را ساخته.
اين در حالی‌ست که هم‌نسلان مهرجويی در اين سال‌ها به‌سختی فيلم ساخته‌اند و فيلم‌های‌شان هم چندان انتظارات را برآورده نکرده اما همه ما اين‌روزها منتظريم تا مهرجويی پروژه جديدش را کليد بزند.