هنرنمايي راميز قلياف در ايران
هنرنمايي راميز قلياف در ايران
تالار فارابي دانشگاه هنر روز سهشنبه 21 آبان مملو از علاقهمندان هنرنمايي راميز قلياف، نوازنده بزرگ تار آذربايجان بود و حتي روي پلههاي تالار جاي گرفته بودند و بسياري ايستاده بGنواي ساز او گوش سپردند كه بسياري از آنان را دانشجويان رشته موسيقي بودند تشكيل ميدادند.
راميز قلياف كه تارش را به سينه چسبانيده بود و با شور و حرارت بر آن مضراب ميزد آهنگهاي آذري و قطعاتي از آهنگسازان بزرگ جهان را به اجرا درآورد.
برنامهاي كه دانشگاه هنر براي او تدارك ديده بود شامل دو بخش بود كه گاهي مازيار حيدري با پيانو و در قطعاتي هم كاوه سروريان با تنبك نوازي خود قلياف را همراهي ميكردند.
او در اين برنامه كه يك ساعت و نيم به طول انجاميد، در قسمت اول قطعه شماره 7 حسن رضايف، «ترانههاي محزون» جهانگير جهانگيرف، «قطعه مجاري» از كارل مار، «در نور ماه» ساخته قنبر حسين اف، «رقص آندلس» اثر آنتور دوبين اشتين و «ميخك» از وامف آدي گوزل اف را اجرا كرد و در قسمت دوم هم قطعاتي در دستگاه ماهور و همچنين قطعه آنتراكت از اپراي «كارمن» اثر ژرژ بيزه، «نخستين عشق» ساخته قنبر حسين لي، «تنهاي مارس» از قري قورش دني كو، «چارداش» ساخته مونتي و ... را نواخت.
راميز قلياف مدتي است كه به دعوت دانشگاه هنر براي تدريس در رشته آهنگسازي دوره كارشناسي ارشد درايران به سر ميبرد.
او موسيقي ايراني را مخصوص و منحصر به فرد ميداند و ميگويد: من با مقامهاي ايراني بزرگ شدهام. موسيقي مقامي همان اندازه كه در ايران وجود دارد، در آذربايجان نيز هست، اين موسيقي با وقار و عزت است و كسي كه ميخواهد در اين زمينه كار كند، بايد آدم توانايي باشد
راميز قلياف عنوان ميكند كه از شنيدن موسيقي مقامي ايران شگفتزده شده و آن را در ساختههاي خود به كار گرفته است.
تا وقتي ساز پشت چرخ چاه و دبه و بشكه و.. باشد، ما در تلويزيون جايي نداريم
طهمورث پورناظري، نابساماني و دوگانگي در عرصه موسيقي و حمايت از موسيقي غير صحيح و موانع پيش روي موسيقي صحيح را از عواملي دانست كه باعث شده عدالت در موسيقي وجود نداشته باشد.
اين آهنگساز و تكنواز گروه موسيقي تنبور شمس تاكيد كرد: در تلويزيون هيچ ارزشي براي آثار بسياري از آهنگسازان جوان و قديمي قائل نميشوند.
وي درباره پخش آثار موسيقي از تلويزيون گفت: چون هنوز هيچ قانون كپيرايت در ايران وجود ندارد ما نمي توانيم هيچ حرفي بزنيم . يعني هم تلويزيون ايران و هم شبكه هاي ماهوارهاي آثار موسيقي را بدون كپيرايت پخش ميكنند.
پورناظري با تاكيد بر اين كه حرف زدن در اين زمينه فايده ندارد، گفت: براي اين كه همه چيز به هم ريخته است . آنقدر ما با مسايل و مشكلات بزرگي روبه رو هستيم كه مسايل كوچكي مثل حقوق مادي و معنوي هنرمندان فراموش شده است. وي گفت: ما از داستان موسيقي تصويري دور افتادهايم و حقي هم نداريم حرفي بزنيم. من به تلويزيون نميروم براي اين كه جايي براي من وجود ندارد. تا وقتي ساز پشت چرخ چاه و دبه و بشكه و.. باشد ما در تلويزيون جايي نداريم. موسيقي ايراني ار زبان انگليسي براي مردم غريبتر شده است و اين جزو افتخارات ماست. هيچ برنامه مناسبي براي موسيقي سنتي و كلاسيك در تلويزيون وجود ندارد و تنها موسيقي بازاري آن هم از نوع سطح پايين پخش ميشود واين موضوع واقعا مايه تاسف است.
تازههاي موسيقي
«فريادي در سكوت» عنوان آلبومي است كلاسيك با نوازندگي كارينا كيميايي، كه منتشر و وارد بازار موسيقي شده است. اين آلبوم حاوي قطعاتي تحت عنوان خوتا، منوئت، پاوانا، پايكوبي شرقي، نواي زنگ، پايكوبي نايادس، پايكوبي آسيابان، به آرامي، نغمه، رومنس و مارتيا است و با بهرهگيري از اثار آهنگسازان برجستهاي نظير
همچنين ضبط اين اثر در استوديو صبا و ميكس ديجيتال آن توسط قاسم عابدين انجام شده و موسسه فرهنگي و هنري پلنت آن را منتشر كرده است. كارينا كيميايي متولد 1351 تهران در خانوادهاي هنرمند پرورش يافته و از هفت سالگي به فراگيري شعر و موسيقي پرداخت.
وي از 9 سالگي نواختن گيتار را آموخت و بعدها براي آشنايي با مكاتب مختلف موسيقي و ادبيات به خصوص موسيقي كلاسيك، مدتي را در كشورهاي اطريش و انگلستان گذراند. وي داراي مدرك نوازندگي از كالج سلطنتي انگلستان است. كارينا كيميايي تا كنون سرپرستي و اجراي دهها كنسرت را بر عهده داشته است.









