چكناواريان، ناظري و 65 سالگي




لوريس چكناواريان رهبر اركستر سازهاي زهي ارمنستان روز سه‌شنبه سوم ديماه برنامه‌ي خود را با اين اركستر در دو بخش اجرا كرد. اجراي قطعاتي از آرام خاچاطوريان،چند آهنگساز موسيقي كلاسيك و سوييت ايراني ساخته‌ي عليرضا مشايخي بخشي از برنامه بود و در بخش ديگر چكناواريان به شكلي غافلگير كننده از شهرام ناظري خواست كه به روي سن بيايد و به مناسبت 65 ساله شدن اين آهنگساز، با صداي خود اركستر را همراهي كند.
ناظري چند قطعه‌ي كردي را كه در شهريورماه با چكناواريان و اركسترش در سالن ميلاد اجرا كرده بود، اين بار بدون حضور گروه كر و آمادگي قبلي به اجرا درآورد. در اين اجراها فقط سازهاي زهي او را همراهي مي‌كردند و ناظري هم مرتب از نداشتن آمادگي براي اين برنامه در ميان قطعات سخن مي‌گفت.
در پايان برنامه،حسين حقيقي از طرف مرتضي كاظمي، معاون هنري وزارت ارشاد لوح افتخار مخصوص هنرمندان درجه يك را به لوريس چكناواريان اهدا كرد قبلا احمد مسجد جامعي هم نشان درجه‌ي يك هنري را به او تقديم كرده بود در حالي كه بيشتر آهنگسازان و نوازندگان داخلي تاكنون از چنين هديه‌اي بي‌بهره بودند و شهرام ناظري هم كه شاهد اين ماجرا بود، گفت: ما سي سال است كه داريم در اين مملكت كار مي‌كنيم، كاش يك لوح تقدير هم به ما بدهيد.
حاضران در تالار از او خواستند كه چند قطعه‌ي ديگر اجرا كند و با صداي بلند نام قطعات را اعلام مي‌كردند، اما ناظري عذرخواهي كرد و گفت: اين اركستر، يك اركستر سنتي نيست كه ما هر چه را كه دلمان بخواهد اجرا كنيم، ما فقط مي‌توانيم قطعاتي را اجرا كنيم كه قبلا با اركستر تمرين شده است.



آريان همچنان ادامه مي‌دهد



پيرو انتشار اخباري پيرامون فعاليت‌هاي گروه موسيقي آريان در يكي از نشريات، شركت فرهنگي هنري ترانه شرقي، عهده‌دار كليه فعاليت‌هاي گروه موسيقي آريان، ضمن تكذيب خبر يا شده، اعلام كرد محدويتي براي فعاليت گروه آريان وجود ندارد.
شركت فرهنگي هنري ترانه شرقي در ادامه آورده است كه با توجه به همكاري‌هاي صميمانه تمامي مسئولين محترم وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي هيچگونه محدويتي براي فعاليت‌هاي گروه موسيقي آريان وجود ندارد، لذا كليه اقدامات قانوني جهت پيگيري منبع چاپ خبر منتشر شده از طريق مجراي قانوني انجام خواهد
گرفت.





بزرگداشت صدمين سال تولد استاد ابوالحسن صبا




مراسم بزرگداشت صدمين سال تولد استاد ابوالحسن صبا با همكاري مركز موسيقي وزارت ارشاد انجمن موسيقي و خانه موسيقي با حضور شخصيت‌هايي چون مرتضي كاظمي، علي مرادخاني و اقشار مختلف هنري هفته گذشته در تالار وحدت برگزار شد.
در ابتداي اين مراسم، دكتر داريوش صفت، موسيقيدان و شاگرد صبا، درباره استاد خود گفت: چيزي كه از ابتدا حس كنجكاوي مرا در كلاس‌هاي استاد ابوالحسن صبا برانگيخت، اين بود كه شاگردان او زودتر از موقع وارد كلاس شده وبه انتظار استاد مي‌نشستند، اين امر براي من نكته جالبي بود طوري كه اين كلاس قبل از اينكه به كلاس درس شباهت داشته باشد، شبيه خانقاه‌ها يا معابد بودائي‌ها بود به گونه‌اي كه شاگردان به محض ورود در حالت تمركز قرار مي‌گرفتند. وي افزود: دليل اصلي اين كه شاگردان صبا با سرعت زيادي موسيقي را فرا مي‌گرفتند نيز همين تمركز در كلاس‌ها بود.
دكتر صفت با اشاره به نظريه ابن سينا مبني بر تقليدي و تحيلي بودن آموزش خاطرنشان كرد: استاد صبا رفتار تلقيني داشت و به محض ورود به كلاس شاگردان فكر مي‌كردند كه يكي از مشايخ بزرگ طريقت وارد شده است. از گفتار و رفتار اين هنرمند موسيقي آرامش مي‌باريد و نيروي معنوي او شاگردانش را به خلسه و تمركز فرو مي‌برد.
وي ادامه داد: صبا هيچگاه از خود سخن نگفت، اهل غيبت و قضاوت درباره ديگران بود و زماني كه شاگردي مستعد را بازيافت پس از امتحانات سخت اخلاقي به او اسراري از موسيقي را بيان مي‌كرد و يا راجع به موسيقيدانان سخن مي‌گفت تا شاگردش دچار گمراهي نشود، اما اين اظهار نظرها هيچ گاه عمومي بيان نمي‌شد. در ادامه اين بزرگداشت پيام استاد فرامرز پايور كه به دليل كسالت نتوانسته بود در مراسم حضور يابد، قرائت شد. در اين پيام آمده است : با كمي تعمق در زندگي صبا دلايلي را كه از ايشان الگويي جاودانه ساخته به دست مي‌آيد، او از نظر اخلاق، توانايي و تاثيري كه در موسيقي ملي ايران بر جاي گذاشت، اين شايستگي را دارد كه از سوي ملتي، بزرگ و نمونه شناخته شود، به اميد آن كه يكي از روزهاي سال روز ملي موسيقي اعلام شود و چنين روزي چه بهتر كه تاريخ تولد يا وفات صبا باشد يا اين كه مانند بسياري ديگر از ملت‌ها شاهد نشر تمبرهاي يادگاري از تصوير سازها و هنرمندان بزرگ باشيم.
سپس بابك شهركي، هنرمند جوان نوازنده، به ياد استاد صبا قطعات «زرد مليجه» و «كاروان» استاد صبا را اجرا كرد.
در ادامه مراسم نيز پيام استاد تجويي به مناسبت بزرگداشت صدمين سال تولد صبا قرائت شد. در قسمتي از اين پيام آمده است: خدمات صبا طوري نيست كه در چند كلمه قابل بيان باشد، صبا خدمات زيادي به موسيقي ايران كرد و با نوشتن چندين جلد كتاب براي ويولن، سنتور و سه تار نامش در سراسر تاريخ موسيقي ايران ماندگار شد.
دكتر قنبري سخنران بعدي مراسم بود كه سخنان وي با استقبال گسترده حاضران در جلسه مواجه شد.
وي در سخنان خود با گرامي داشت ياد و خاطره صبا در حوزه موسيقي ايران، با اشاره به اين كه دغدغه صبا و هنرمندان همواره دغدغه معيشتي بوده است ياداور شد: به نام شادروان صبا پيشنهاد مي‌كنم كميته‌اي تشكيل شود كه اعضاي اين كميته هنرمندان واقعي را كه از بطن جامعه برخاسته و عمر خود را بر سر اعتلاي موسيقي ملي كشور نهاده‌اند شناسايي و تكريم كنند.
وي افزود: برخي مواقع در مجالسي حضور مي‌يابيم كه براي يك هنرمندي كه عمرش را بر سر موسيقي گذاشته وامروزه به بستر بيماري افتاده است، دخل گردانيده و پول جمع مي‌كنند، آخر ما اين خجالت را به كجا ببريم؟
دكتر قنبري خطاب به مرتضي كاظمي، علي مرادخاني و ديگر مسوولان فرهنگي حاضر در مراسم گفت: مي‌دانم كه تا كنون كارها و برنامه‌هاي بزرگي انجام گرفته است، اما بايستي هنرمندان دلسوز اين كشور توسط كميته مزبور شناسائي و حمايت‌هاي مادي و معنوي از آن‌ها به عمل آيد چرا كه اين جا صحبت از قصه يك عمر تلاش خالصانه براي تعالي موسيقي ملي ماست، موسيقي ملي هم هويت‌ ما و به واقع پاره‌اي از فرهنگ ما به شمار مي‌آيد.
او در ادامه هنرمندان موسيقي را سر سپرده مولا علي(ع) معرفي كرد و براي اثبات گفته‌ خود به يكي از نخستين تصنيف‌هاي ايراني كه توسط ميرزا علي اكبر شيدا در وصف مولود كعبه سروده شده اشاره كرد.
وي افزود: كم لطفان به هنر موسيقي اين را بشنوند كه محبت اهل بيت عصمت و طهارت قبل و بعد از انقلاب ندارد.
دكتر قنبري تصريح كرد: من در شان موسيقي چه بگويم؟ در جايي كه ابن سينا بحث موسيقي را در دو كتاب مربوط به الهيات يعني «نجات» و «شفا» آورده است. اسم اصلي نجات نيز «النجات من غرق الضلالات» است پس چه طور امكان دارد كه چيزي (موسيقي) جلوي ضلال را بگيرد، اما خود ضلال باشد. وي در پايان صحبت‌هاي خود نظارت بر مراكز آموزشي، تاسيس پژوهشگاه موسيقي، وصل و يكپارچگي دوستداران و هنرمدان موسيقي و پرهيز از افراط و تفريط را از ديگر دغدغه‌هاي صبا عنوان كرد و خواستار توجه مسئولان هنري به اين مقوله‌ها شد.
دكتر قنبري همچنين درخواست كرد تا دختر شادروان صبا كه در مراسم حضور داشت، بلند شود تا حاضران به مقام شامخ پدر وي اداي احترام كنند، اين درخواست با ابراز احساسات شديد حاضران در مراسم همراه شد.
پس از پيام دكتر قنبري، مسعود شعاري و كامبيز گنجه‌اي برنامه دو نوازي را اجرا كردند. همچنين همايون خرم، شاگرد استاد صبا، هم به ياد استاد خودقطعاتي را با ويولن اجرا كرد.
در پايان مراسم بزرگداشت صدمين سال تولد صبا،‌ اركستر ملي ايران به رهبري فرهاد فخرالديني و خوانندگي عليرضا قرباني قطعاتي را ازجمله «تو اي پري كجايي» اجرا نمود.



«خلاصه‌اي از زندگينامه استاد ابوالحسن صبا»

ابوالحسن صبا به سال 1281 در تهران زاده شد. پدر او ابوالقاسم كمال السلطنه و فرزند محمد جعفرخان صدرالحكما فرزند محمود خان صبا (1228ـ1311ه.ق) شاعر و نقاش عهد ناصري بود. آشنايي او با موسيقي در خردسالي با تعليم سه تار از پدر آغاز شد. در همان زمان نديمه عمه اش ربابه خانم تنبك را به او ياد داد. صبا ضرب را بعدها نزد حاجي خان نوازنده مشهور تنبك تكميل كرد. در تعليم سه تار بعد از مقدماتي كه از پدرش فرا گرفت از دو مكتب مهم عصر خويش بهره مند شد. او اصول نواختن سه تار را از ميرزا عبدالله آموخت. صبا پس از كسب فيض از ميرزا نزد غلامحسين درويش رفت و سه تار را در مكتب او به كمال رساند. خصوصيت ضربي سه تار صبا نشاني است كه از تعليمات درويش گرفته است.
صبا پيش از آنكه با ويولن آشنا شود كمانچه را از حسين خان اسماعيل زاده آموخت. سازي كه سبب علاقه مندي اش به ويولن و آشنايي با آن شد.
نخستين معلم ويلن او حسين خان هنگ آفرين بود.سپس به مدرسه عالي موسيقي علينقي وزيري رفت.بنا به گفته روح الله خالقي ، وزيري را بايد آخرين معلم صبا دانست. صبا و خالقي از اولين شاگردان كلاس موسيقي وزيري بودند. اهميت اصلي هنر صبا در نواختن سه تار و ويولن است.صبا در نواختن اين دو ساز صاحب سبك است. صاحب نظران ظرايف و دقايق كارش را منحصر به فرد مي دانند و امروزه كمتر نوازنده ويولني است كه از او به نحوي تاثير نگرفته باشد زيرا اين ساز را چنان مي نواخت كه پيش از او نوازنده اي ننواخته بود.
صبا مردي بود با ظاهري خوش كه بسيار ساده زندگي مي كرد و با اكثر شاعران و هنرمندان عصر خود دوستي داشت. وي در سال 1301 براي هميشه مدرسه را رها كرد و به موسيقي روي آورد. او در تمام عمرش اين خوشبختي را داشت كه جز به سوداي دل خويش كه موسيقي بود ، نپرداخت.
در جواني مدتي در قورخانه كار كرد و با وجود حقوق ماهيانه قابل ملاحظه، اين شغل را به اين شرط پذيرفت كه آزاد باشد درهر قسمتي مايل است كار كند. در آنجا نجاري ، سوهان كاري و ريخته گري آموخت و مهارت هايي را كه از اين طريق به دست آورد بعدها در ساختن آلات و اسباب موسيقي به كار گرفت.
در سال 1306 از طرف وزيري مامور شد در رشت مدرسه مخصوص موسيقي تاسيس كند. صبا به رشت رفت و مدتي قريب به دو سال در آنجا همراه با تعليم موسيقي ، در روستاها و كوهپايه هاي شمال به جمع آوري آهنگهاي محلي پرداخت. وي ارمغانهاي با ارزشي از اين سفر همراه آورد. ديلمان ، زردمليجه ، كوهستاني و چند قطعه ديگر يادگار اين دوره از زندگي اوست.
صبا در جواني به مدرسه كمال الملك رفت(1319 ه.ش) و از اين نقاش معروف تعليم نقاشي گرفت.چند تابلو رنگ و روغن از او باقي است كه تصوير منظره ، گل ، پرنده و حيوانات است. وي علاوه بر اينكه ادبيات كلاسيك ايران را به خوبي مي شناخت و به آن عشق مي ورزيد از ادبيات جديد ايران نيز اطلاع داشت. آثار نيما و هدايت را خوانده بود و با نيما دوستي نزديكي داشت و اغلب اين شعر او را زمزمه مي كرد:
به كجاي اين شب تيره بياويزم
قباي ژنده خود را.
در سالهاي آخر زندگي اش از بيماري قلبي رنج مي برد و دور از حلقه مشتاقاني كه در جواني گرد او بودند در خانه و در خلوت روزگار مي گذراند. بعضي روزها به يك دكه كفش دوزي نزديك خانه اش مي رفت ، آنجا مي نشست ، ساعتها به كار شاگردان كفاش نگاه مي كرد و معتقد بود كه اگر سه سال ديگر زنده بماند خواهد توانست موسيقي ايران را به جايي برساند كه ديگر نگران نميرد.
وي در شب جمعه بيست و نهم آذر ماه هزار و سيصد و سي و شش دار فاني را وداع گفت.







مهدي طاهباز