«موسيقي فيلم» يا «موسيقي» در فيلم



ديويد راكسين آهنگساز بزرگ فيلم در مورد موسيقي فيلم مي‌گويد: «هدف آشكار موسيقي در فيلم كمك به درك معني فيلم است.» و از قول آرون كوپلن اينكه: «تنها كار آهنگساز آن است كه از طريق موسيقي فيلم قدرتي داراماتيك و ارزشي هيجاني به فيلم بيفزايد». موسيقي فيلم بايد فضايي قانع‌كننده براي زمان و مكان خلق كند، موسيقي فيلم بايد براي برجسته نشان دادن يا خلق حالت‌هاي رواني، بازگو كردن افكار پرسوناژ يا نشان دادن يك وضعيت ديده نشدني به كار رود، موسيقي فيلم بايد به عنوان پركننده در پس زمينه باشد و بايد به معناي مداومت در فيلم كمك كند و زيربنايي براي صحنه‌اي‌ كه حالت تئاتري دارد ايجاد كند و با احساس خاتمه يافتن كنار برود. درباره‌ موسيقي فيلم در دوران فيلم‌هاي صامت چنين مي‌توان گفت كه از زمان يونان باستان موسيقي و درام خويشاوندي نزديكي داشتند پس طبيعي به نظر مي‌رسد كه در پيدايش فيلم صامت حركات روي پرده با همراهي موسيقي انجام گيرد با اين گفته به نظر نمي‌رسد فيلمي باشد كه نياز به موسيقي متن نداشته باشد. اين توانايي آهنگساز فيلم است كه موسيقي خود را چنان با نيازهاي فيلم وفق دهد كه اولا اصولا به نظر نرسد كه فيلم برايش موسيقي نوشته شده و موسيقي تنها جريان درامي را كه روي پرده مي‌گذرد تفسير نمايد و تنها در لحظاتي كه لازم است از پس زمينه خارج شده و خود را بنمايد. بايد موسيقي در فيلم چنان به نظر برسد كه اگر آنرا از روي فيلم برداريم، فيلم لخت خواهد شد و تاثير هيجاني و دارماتيك خود را از دست مي‌دهد. بنابراين فرق نمي‌كند كه فيلم مستند است تاريخي است يا هيجان عشق و جواني را بيان مي‌كند همه اينها به موسيقي نياز دارند، آنچه مهم است موسيقي‌اي است كه براي آنها نوشته مي‌شود.
اما موسيقي فيلم در ايران كه از سال‌هاي پيش اولين جرقه‌هاي آن توسط استاد فقيد مرتضي حنانه و به طور مشخص توسط اسفنديار منفرد زاده با فيلم قيصر رقم خورده بود، فصل جديدي را پس از انقلاب در ساختار خود وجود آورد، به طوري كه آهنگساز به‌عنوان يكي از عناصر سازنده فيلم قرار گرفت. مضامين بي‌مايه و بي‌محتواي فيلم‌ها، در آن سال‌ها، كماكان مجملي مناسب براي ساخت انواع موسيقي‌هاي كافه‌اي و ترانه‌هاي مبتذل و متداول آن روزگار بوده‌اند.
اما با پيروزي و شكل‌گيري الگوهاي جديد، فارغ از الگوهايي كه تا قبل از آن حاكم بر سينماي ايران بودند. سينما را به مقوله فرهنگي و هنري بدل كرد كه به جهت مخاطب عام انساني‌اش، حساسيت زيادي را مي‌طلبد. در اين راه قسمت‌هاي مختلف سينما، شاهد دگرگوني‌هايي بود كه از آن جمله مي‌توان از بخش آهنگسازي فيلم نام برد.
بدون شك در اين زمان موسيقي فيلم ديگر ارائه چند ملودي ريتميك و عامه‌پسند نبود موسيقي فيلم به طور مشخص تعريف شده و مانند ساير بخش‌هاي توليد فيلم، كاملا جدي گرفته شد. در فيلم‌هاي اوليه بعد از انقلاب موسيقي متن به شكلي كاملا منطقي و با رعايت تمامي ضوابط فني و هنري موسيقي فيلم تهيه شده است.
تا سال 64 اغلب موسيقي متن‌ها، آثاري بسيار محكم به لحاظ ساختار موسيقايي بودند. آثار اين دوره عمدتا براي اركستر بزرگ نوشته و اجرا شده‌اند از سال 1364 به بعد با ورود بعضي كارگردانان و موسيقيدانان ايراني خارج از كشور به سينماي ايران نوعي خاص از فيلم و موسيقي فيلم به وجود آمد كه مي‌توان آن را موسيقي پاپ ناميد. اين موسيقي در مدت كوتاه و به سرعت رشد كرده و جذابيت ويژه‌اي را نزد بينندگان فيلم هم به دست آورد. از سال 1368 به بعد با ورود سازهاي الكترونيك و مولد‌هاي صوتي، نوع جديدي از موسيقي فيلم و نسل جديدي از آهنگسازان فيلم در سينماي ايران به وجود آمد كه تمامي تلاش خود را بر استفاده از صداهاي موجود و از قبل ساخته شده در دستگاه‌هاي الكترونيك مولد صدا، گذاشته و به طور كامل متكي بر امكانات و توانايي‌هاي اين دستگاه‌ها بودند كه در اين راستا به تدريج موسيقي پاپ الكترونيك باب شد كه اغلب اين موسيقي‌ ها هيچ ارتباطي با فرهنگ موسيقايي ايران نداشته و باعث پايين آمدن كيفيت بوده‌اند.
در طي ساليان اخير مشكلي كه براي موسيقي فيلم در ايران به وجود آمده تكراري بودن و يكنواختي كار آهنگسازان است. به‌طوريكه با گوش دادن به لحظاتي از موسيقي متن بعضي فيلمها مي‌توان به راحتي به نام سازنده اثر پي‌برد و او را شناخت.
در جشنواره فيلم فجر امسال با آثاري روبرو مي‌شويم كه واقعا آزاردهنده و غيرقابل تحمل هستند. همانگونه كه يك موسيقي متن خوب براي فيلم مي‌تواند تاحدودي باعث نجات و جذابيت آن شود، يك موسيقي بد و حتي استفاده نابجا از موسيقي در فيلم مي‌تواند باعث نابودي يك فيلم شود. اگر نگاهي به موسيقي‌ متن فيلمهاي جشنواره امسال بيندازيم به جز چند مورد خاص(كه سازندگان آنها از جوانان خوش‌سليقه و باذوق بوده‌اند) بقيه
آثار واقعا باعث نااميدي و تاسف است. دركل بايد به مقوله موسيقي فيلم در ايران بيشتر توجه شود و آهنگسازان محترم بايد تفاوتي ميان يك موسيقي معمولي و يك موسيقي متن قائل شوند. يك آهنگساز فيلم بايد از زيبايي‌شناسي تصويري و درك سينمايي برخوردار باشد و نبايد صرفا به رديف كردن چند نت كنار هم براي پر كردن فضاي فيلم بسنده كرد.

مهدي طاهباز