خليل بر آتش حسد ورزان مي‌تازد؟!



يكي از آلبومهايي كه طي چند هفته اخير منتشر شده است، كاري از هنرمندي والا و عارفي بزرگ بود كه چندي پيش در آتش حسد ورزان سوخت و چون خليل پيامبر آتش برايش گلستان شد.

يادم نمي‌رود وقتي در سال 77 در تالار وحدت براي جمعيت انبوهي كه اکثرا انگليسي بودند، سيدخليل عالي‌نژاد تنبور مي‌نواخت و صداي ناب سازش را به هوايي معطر براي حضار كرده بود.

او از قلندر زمان، خورشيد ولايت، تاجدار حق، علي مي‌خواند؛ بوي دف و تنبور مثل بوي باران، تالار وحدت را به خانقاهي تبديل كرده بود كه دم دادن، دم زدن و هوحق‌مدد گفتن، بر زبان انگليسيها هم جاري مي‌شد.

آن شب جسم سيدخليل روي زمين بود ولي روح او را در عروجي آسماني مي‌توانست يافت…

آن شب گذشت؛ او در مدت فعاليتش مورد بي‌مهري‌هاي فراوان قرار گرفت و اين در صورتي بود كه وي بهترين تنبورنواز ايران بود؛ سيد خليل به سوئد رفت و قصد اقامت در آنجا را كرد اما…

روزنامه حيات‌نو: «خليل در آتش جان داد…»
سيد خليل عالي‌نژاد اين خادم مولا در آتش سوخته بود؛ دولت ايران به صورت خيلي ظاهري سفير سوئد را فرا خواند و از آنها در اين رابطه توضيح خواست اما بعد از چند روز، ديگر خبري از پيگيري اين مسئله به گوش نرسيد… . جسد سوخته او پس از مدتي با حضور مسئولين ارشاد در تهران و در مقابل تالار وحدت و نيز در كرمانشاه تشييع شد؛ اما چه سوت و كور…

مدتها گذشت. خبرهاي دروغين زيادي كه گهگاهي جنبه حقيقت پيدا مي‌كرد پيرامون اين حادثه و حادثه‌هاي بعد از آن به گوش مي‌رسيد اما…

اواخر بهمن كاستي تحت عنوان «ثناي علي» با صدا و تنبور سيدخليل عالي‌نژاد به بازار آمد و شوكي را به علاقمندان موسيقي وارد كرد. اما پيرامون اين آلبوم به نظر نگارنده نكاتي جالب وجود دارد كه خواندني است:
در حالت كلي به نظر مي‌رسد صداي موجود در كاست صداي سيد خليل نباشد! سيدخليل عالي‌نژاد به شدت با رفتن به استوديو و ضبط كار مخالف بود. او حتي انتشار آلبوم «شكرانه» را در سال 72 يك اتفاق و يك رودربايستي مي‌دانست كه البته در آن كار هم راضي نشد در استوديو بخواند و فقط به صورت بداهه قطعات فوق‌العاده‌اي را اجرا كرد.
كساني كه كنسرت وي در تالار وحدت را ديده و شنيده باشند، تفاوت فاحش صداي سيدخليل با صداي موجود در كاست را متوجه مي‌شوند. از طرفي با توجه به همان مراسم به نظر مي‌رسيد سيدخليل به‌رغم صداي دلنشين و زيبايش نمي‌تواند گامهاي بالا را اجرا كند، اما در اين مجموعه اين امر مشاهده مي‌شود.
و نيز جالب است كه ارشاد چگونه توانسته اختلافات خود را كنار بگذارد و براي آلبومي كه عكس روي جلد آن جوانيهاي سيدخليل را نشان مي‌دهد مجوز صادر كند. به هر ترتيب مسائل عنوان شده با توجه به شناخت نگارنده از سيدخليل عالي‌نژاد نوشته شده است و همچنين بايد به مسائل قبلي اين پرسش هميشگي را اضافه كرد كه چرا بعد از مرگ وي؟

يا حق - سبز باشيد


خدايار قاقانی