موسيقي سنتي ايران، بايدها و نبايدها
موسيقي سنتي ايران، بايدها و نبايدها
موسيقي سنتي ايران امروزه با ناملايمات زيادي همراه است و آنگونه كه بايد در مسير واقعي خود حركت نميكند. كارهاي ارائه شده در اين زمينه اكثرا از نوآوري به دور است و كساني كه در اين زمينه مشغول به كار هستند غالبا به تكرار گذشته ميپردازند. شنيدن حرفهاي سه تن از اهالي موسيقي در رابطه با وضعيت امروزه موسيقي سنتي ايران ميتواند جالب باشد.
شهرام ناظري: به طور كلي هيچ مركزي، آن طور كه مورد نظر ما موسيقيدانان بوده به صورت جدي و ريشهاي بر روي موسيقي سنتي ما كار نكرده است.
شهرام ناظري در رابطه با وضعيت موسيقي در جامعه امروز ما گفت: انتظار ما بر آن است كه موسيقي به صورتي عميق و همه جانبه هدايت شود در همين راستا دستگاههاي فرهنگي هم بايستي جامعه و نسل جديدش را از دوره دبستان با مقولههاي هنري ازجمله موسيقي اشنا كنند.
وي ابراز داشت: مراكز فرهنگي ازجمله مركز موسيقي هر چند كه در اين مقوله گامهاي مثبتي مثل حضور گروههاي خارجي در جشنوارهها را آغاز كردهاند، ولي تا كنون به نقطه مطلوبي نرسيدهايم.
ناظري در خصوص تشريح ديدگاههاي خود دربارهي موسيقي سنتي، ضرورت تربيت مخاطبين آشنا با پيچيدگيهاي هنر را يادآور شد و افزود: به دليل نبود اين نوع از تربيت فرهنگي و ديگر مشكلات اساسي كه مانع از دستيابي جامعه به نقطه اوج مطلوب حسي شده، جامعه آسانپسند شده و بيشتر كارها به سمت خاطره و ساير موارد سوق داده شده است.
به گفته ناظري موسيقي سنتي با محتواي غني خود قادر است نيازهاي حال و حتي آينده را برطرف كند اما آنچه محل اشكال است، متوجه موسيقيدانان ميشود.
وي تاكيد كرد: مراكز مسئول موسيقي، هيچ گاه به هنر و موسيقي ريشهاي نگاه نكرده و جامعه را آموزش ندادهاند، از طرف ديگر موسيقيدانان ما هم بايد با انعطاف و ديد وسيعتري به موسيقي سنتي نگاه كنند و ذهن آنها نسبت به اين نوع از موسيقي تغيير يابد.
ناظري در پايان، با انتقاد از آموزش بي سر و سامان موسيقي سنتي و عدم نظارت مطلوب از سوي دستگاههاي مسئول گفت: به نظر من، آموزش موسيقي به خصوص حوزه سنتي آن بايد زير نظر شوراي صاحب صلاحيت و متخصص كنترل شود چون زماني كه اين طور بيرويه كلاسهاي آموزشي برپا ميشود، موسيقي ما ضربه خواهد ديد.
شاهين فرهت: اساسا موسيقي سنتي ايران كاربرد سمفونيك بزرگ را ندارد.
شاهين فرهت، موسيقيدان و استاد دانشگاه، در رابطه با موسيقي سنتي ميگويد: اگر موسيقيدانان ايراني بخواهند از حوزههايي خارج از موسيقي ايراني، عواملي را به آن وارد كنند كه مربوط به آن حوزه نباشد، موسيقي ايراني از بين خواهد رفت.
دكتر شاهين فرهت در ادامه خاطر نشان ساخت: نيازي نيست كه موسيقي سنتي ايران در يك جمع 7 هزار نفره برگزار شود، چون اساسا اين نوع از موسيقي كاربرد سمفونيك بزرگ را ندارد، حال اگر هنرمندان مطرح هم بخواهند از آن چيزي كه به موسيقي ايران وارد است كوچكترين گريزي بزنند، ديگر هنرمند آن حوزه نخواهند بود.
موسيقي ايراني كه ما از آن صحبت ميكنيم مربوط به موسيقي شهري است كه هنرمنداني از قبيل بنان و شجريان آن را اجرا كردهاند. بقيه هم كه مربوط به نواحي مختلف كشور است در حوزه موسيقي فولكولور ارزيابي ميشود.
فرهت در ادامه تصريح ميكند: اگر به تاريخ هنر نگاه كنيد متوجه ميشويد كه در هر برههاي يك هنر درخشش داشته و اساتيد بزرگي در آن هنر ظهور كردهاند درباره موسيقي ايراني هم اگر دقت كنيد ميبينيد كه در دهههاي 30 و 40 نوابغي مثل جليل شهناز، ياحقي، بديعي و محجوبي ظهور كردهاند و اين درباره نغمه سازي و نواسازي و تصنيف سازي نيز صدق ميكند.
وي در ادامه، راه اندازي برنامه گلها در راديو توسط پيرنيا و تجمع آهنگسازان و خوانندگان برجسته كشور در راديو را از ديگر عوامل درخشش موسيقي ايران در دهههاي 30 و 40 ذكر ميكند.
وي خاطر نشان ميكند: به دلايل مختلف اجتماعي، بعدها موسيقي ايراني از ياد رفت و چون اولويتهاي ديگري براي جامعه مطرح بود، موسيقي پشتيباني نشد.
شاهين فرهت نكته ديگري را نيز مد نظر قرار داد و آن تشويق هنرمندان بود.
به گفته اين استاد دانشگاه، امروزه در بين موسيقيدانان جوان، استعدادهاي درخشاني ديده ميشود كه لازمه تبديل شدن آنها به يك بنان يا شجريان ديگر، آموزش، آماده سازي محيط و تشويق هنرمندان است.
وي اضافه ميكند: موسيقي ايراني از گستره عظيمي برخوردار بوده و هنرمندان ما ميتوانند در خلق تمهاي بينالمللي خود از فولكولور استفاده كنند.
فرهت يادآور ميشود: تنها در اين صورت است كه ميتوان اين آهنگها را در همه جاي جهان اجرا كرد تا افتخاري باشد براي ايران، درست مثل مشايخي، ملك اصلانيان، دهلوي و شريفيان.
كامبيز روشنروان: موسيقي سنتي بايد در زمانهاي خاص و توسط افراد خاص درمناسبترين زمان ممكن اجرا شود.
كامبيز روشنروان هم در رابطه با موسيقي سنتي ايران معتقد است: اگر موسيقي سنتي ايران تحت هر شرايطي بخواهد از وضعيت كنوني آن خارج شود ديگر موسيقي سنتي نخواهد بود .
وي اضافه ميكند: وقتي ميگوييم موسيقي سنتي، اين موسيقي تعريف خاص خود را دارد كه اين تعريف با موسيقي روزمره كه مورد استفاده قرار ميگيرد، اختلاف دارد. موسيقي سنتي بايد در زمانهاي خاص و توسط افراد خاص درمناسبترين زمان ممكن اجرا شود. روشنروان در ادامه دليل اين امر را برخورداري از ويژگيهاي موسيقي سنتي هم چون مشخصات فني و درونگراني آن ذكر كرد.
رئيس هيات مديره خانه موسيقي با تاكيد بر اين كه بايد خصوصيات موسيقي سنتي را شناخت و بعد اظهار نظر كرد، ميگويد: عدهاي معتقدند موسيقي سنتي توقع جوانان را براورده نميكند، قرار هم نيست كه اين موسيقي نظر همه را برآورد كه چون اين امر بر عهده موسيقي روزانه است.
به گفته اين موسيقيدان بايستي فضايي فراهم گردد كه انواع موسيقي كار خود را ادامه دهند:در خصوص مسائل موسيقي سنتي نيز نه مردم مقصرند و نه موسيقيدانان چون تمامي اين مسائل به كاربرد خاص آن باز ميگردد و شكل خالص موسيقي سنتي، همين چيزي است كه در برهه كنوني شاهدش هستيم.
وي در مورد نبود نوآوري و تكرار آثار بزرگان موسيقي تصريح كرد: اين مشكل به جامعه باز ميگردد و شرايطي كه دستاندركاران فرهنگي يا اقتصادي ممكن است ايجاد كنند.
وي در پايان گفت: اين كه چرا نوگرائي در موسيقي سنتي ادامه نداشته دلايل فراواني دارد و به تنهايي مربوط به موسيقيدانان نيست بلكه بررسي مجموعه عوامل و شرايط حاكم بر جامعه است كه دلايل اين امر را نشان ميدهد.
مهدی طاهباز









