تحلیلی بر موسیقی قدیم ايران ۱
حامدجواهرجو
javaherjoo_h@yahoo.com
کتاب هايی که از قدیم الايام راجع به موسيقی ايران نوشته شده بیشتر جنبه علمی داشته زيرا گذشتگان موسيقی را يکی از اقسام حکمت رياضی می دانستند و اصوات موسيقی را از روی نسبت های رياضی تعيين می کرده اند.
از طرف دیگر چون تمامی علوم با هم در ارتباط بوده اند و جزو حکمت محسوب می شده اند کمتر کسی در يک رشته معین تخصص پيدا می کرد و تمامی کسانی که رساله يا کتابی در موسیقی نوشته اند از فیلسوفان درجه اول بوده اند، از قبيل فارابی، ابن سينا، قطب الدین شيرازی؛ ولی چون مدت عمر خود را صرف تحصيل انواع علوم کرده اند نتوانستند آنطور که باید اين رشته را تکميل نمايند.
نکته ديگر اينکه تقريبا همه کسانی که در موسيقی کتاب نوشته اند از يکديگر تقليد کرده و اگر چه درصدد بودند مطالب پيشينيان را تکميل کنند ولی بحث تازه ای در ميان نياوردند.
از اين گذشته اگر چه در رساله های قديم راجع به فواصل، ترتيب مقامات و تناسب اصوات و رابطه شعر و موسيقی و ... بحث شده اما چون خطی برای نوشتن نغمات وجود نداشته اين مطالب فقط جنبه علمی پيدا کرده و فهم آن را مشکل می نمايد.
موضوع ديگری که توجه اهل فن را به خود جلب می نمايد اينست که موسيقی ما در طی قرون گذشته به يک نحو و سبک باقی مانده و هيچ گونه نوآوری در آن صورت نگرفته و موسيقی امروز ما از حيث اسلوب هنوز شباهت کاملی به موسيقی هزار سال پيش دارد و اگر اندک تغييری در آن بوجود آمده به قدری اندک و جزييست که قابل ذکر نيست.
آغاز موسيقی در نظر پيشينيان از فيلسوفان يونانی بوده و بسياری اين علم را به فيثاغورث نسبت داده اند. محمد بن محمود آملی در کتاب نفائس الفنون فی عرائس العيون گويد: اين علم را فيثاغورث حکيم بيرون آورد و سبب آن خوابی بود که در آن ديد شخصی پيش او آمد و گفت فردا به بازار آهنگران گذری کن تا سری از اسرار حکمت بر تو منکشف شود. چون فردا این کار کار انجام داد صدايی از برخوردد دو جرم ثقيل شنيد و از آن لذتی دريافت کرد و همين سبب ساخته شدن ساز بربط شد.
البته بحث درباره پيدايش موسيقی به اين سادگی نيست زيرا اصوات پرندگان و مرغان خوش الحان و حتی خود انسان خود يک نوع موسيقی بوده. بنابراين کسی که آواز خوش داشته موسيقی دان به شمار می رفته است.
ادامه دارد...









