سلانه آمد،گاسپاريان خاطره ساخت...
توضيح و پوزش - قرار بود ادامه زندگينامه گوگوش را در اين شماره بخوانيد اما به علت بيماری شديد آنيتا نيکفر، همکارمان، بقيه زندگينامه با يک هفته تاخير آماده می شود. ما را ببخشيد.
گزارشی از کنسرت عليزاده و گاسپاريان در کاخ نياوران
صدای دست زدن جمعيت از گوشی موبايل شنيده می شود... لعنت به اين ترافيک!
عليزاده "سلانه" اش را کوک می کند تا برای اولين بار صدای آن را به گوش 3000نفری که او را تشويق می کنند برساند؛ ااين هم از گوشی موبايل به راحتی شنيده می شود...لعنت به اين ترافيک!
***
تقريبا همه جا تاريک است و به سختی می توان راه را پيدا کرد چه برسد به صندلی، آنهم از روی شماره!
ظاهرا چند دقيقه ای می شود که حسين عليزاه زخمه زدن به ساز جديد 8سيمش را شروع کرده است و مسوولان انتظامات سالن رو باز(!) کاخ نياوران برای اين که به ديگران بی احترامی نشده و برای آنها مزاحمتی ايجاد نشود، همه آنهايی را که تازه می رسند به صندليهای رديف آخر راهنمايی می کنند و با خواهش می گويند که در وقت اول استراحت به جای خودشان بروند...
سلانه نوازی همچنان ادامه دارد و عليزاده با سازی به شکل و شمايل سه تار(اما کمی بزرگتر) صدايی ما بين صدای تار وسه تار را در فضای کاخ طنين انداز کرده است اما اگر جای کسی همان جا جلوی چشم باشد بالاخره می تواند يک جوری برود و سرجايش بنشيند!...
عليزاده(که از مشهورترين نوازندگان تار و سه تار و معروفترين چهره های موسيقی سنتی در ايران است) قسمت اول هنر نمايی با ساز جديدش را پس از حدود 20دقيقه اجرا به پايان می رساند و آنهايی که نشسته بودند می ايستند تا او را تشويق کنند و آنهايی که ايستاده بودند، تشويق کنان به دنبال شماره های صندلی خود می گردند تا پارت دوم برنامه يعنی "دودوک"نوازی يک گروه ارمنی را به سرپرستی برترين تکنواز سال 2002 از جای خودشان نظاره گر باشند؛ جايی که احتمالا برای به دست آوردن آن 9000تومان پول پرداخت کرده اند...
***
ژيوان گاسپاريان به همراه دوشاگردش روی سن می آيند و پس از ادای احترام کارشان را آغاز می کنند...
گاسپاريان دودوک می نوازد و وازگن مارکاريان و آرمن غازاريان دودوک باس.
دودوک ساز فولکلوريک ارمنستان است و از خانواده سازهای بادی که از شاخه نوعی درخت هلو ساخته می شود.
سه نوازی گروه ارمنی بيشتر از تکنوازی عليزاده طول می کشد و جمعيت حاضر در کاخ نياوران قبل از رفتن به يک استراحت 15-20دقيقه ای، با تشويق های خود ثابت می کنند که پذيرفته اند گاسپاريان بهترين دودوک نواز جهان است.
حسين عليزاده در باره همکاری با ژيوان گاسپاريان می گويد:
"وقتی همکاری با گاسپاريان به من پيشنهاد شد،نگاهم به دوردست خيره شد و صدای سحرانگيزی مرا به سوی خود کشاند.همان صدای آشنايی که حکايت جاودانگی عشق با اوست.
هر نغمه را يادآور می شديم برايمان آشنا بود.
چه بنوازيم؟
شور؟دشتی؟چهارگاه؟بيات شيراز؟ويا...
همه اين عناوين بار زيادی برايمان داشت.گويی از خاطرات سخن می گفتيم، از خاطراتی که قرن ها سرنوشت دو فرهنگ را رقم زده بود.
موسيقی ايران و ارمنستان، زبان مشترکی است که هر عبارت آن برای هردو ملت آيينه ای از تاريخ است."
و بعد هم اين کنسرت را به ملت ايران و ارمنستان،به ويژه هم وطنان ارمنی هديه می کند.
***
خب...به کاله هم بايد حق بدهيم که به عنوان اسپانسر برنامه در زمان استراحت آتش بازی راه بيندازد و اسنک های ژامبونش را با پنيرهای خام، آنهم به قيمت 800تومان حراج کند! و برای اينکه همه نوع سليقه را راضی نگه دارد به همراه اسنک های شاهکارش دوغ ليمويی يا کاپوچينوی سرد(!) به عنوان نوشيدنی سرو کند البته با فيش پرداخت شده جداگانه!
خيل گرسنگان موسيقی دوست حاضر در محوطه کاخ همچنان ميان خوردن و نخوردن گير کرده اند که مسوولان انتظامات با احترام از همه خواهش می کنند که به صندلی هايشان مراجعه کنند تا پارت سوم کنسرت شروع شود.
طبق برنامه، پارت سوم اجرای مشترک و تلفيقی دو گروه ايرانی و ارمنی به سرپرستی عليزاده و گاسپاريان خواهد بود.
***
دو گروه به روی سن می آيند و در جای خود مستقر می شوند؛ ايرانی ها 8نفر و ارمنی ها همان 3نفراند...
اولين نفری که از سمت راست ديده می شود تمبک در دستش گرفته است و خانم و آقايی که کنار او نشسته اند سازی در دست ندارند، احتمالا از هم آواها هستند.در کنار آنها گاسپاريان و دو همراهش جای گرفتند و در کنار آنها عليزاده شورانگيز به دست نشسته است تا نوازنده ديگر شورانگيز که در سمت راست او نشسته است تنها نباشد.
نوازنده بربط يا همان عود نفر بعدی است و کنار او ديگر بانوی سپيدپوش هم آوا.
آخرين عضو زنجيره گروه نوازندگان و هم آوايان، نوازنده کوزه است؛ يک کوزه سفالی سبز رنگ با همان شکل و شمايلی که از کوزه در ذهن هر کسی تداعی می شود که به عنوان يکی از سازهای کوبه ای در خدمت گرفته شده به طوريکه قسمت بالای بدنه اش با صدايی ريز و زير و دهانه اش با صدايی کاملا بم ياری رسان ريتم تنبک است.
پس از بداهه نوازی بيات شيراز و شوشتری و يک مقدمه کوتاه بداهه نوازی، قطعه پرنده ها آغاز می شود...
يکی از بانوان سپيدپوش در ابتدای اين قطعه نسبتا طولانی شروع به خواندن شعر کوتاه اين قطعه کرد و به دنبال آن به سبک و سياق ديگر کارهای اخير عليزاده، هم آوايان ديگر با تقدم و تاخر وهمچنين فاصله صداهای متفاوت وارد شدند.
بداهه نوازی نغمه های ارمنی بخش بعدی برنامه است که به صورت تلفيقی اجرا شد و پس از آن يک قطعه فولکلور ارمنی و آذری به نام "ساری گلين" باصدای دلنشين گاسپاريان،استاد 85ساله ارمنی، و همراهی گروه هم آوايان.
نغمه به شدت به گوش هم حاضرين به شدت آشنا می آمد! انگار هر روز از تلويزيون پخش می شده است!
کمی فکر...جوابی ندارد؛ اما يکی جواب را تقلب می رساند: استاد عليرضا افتخاری که يد طولايی در استفاده از ملودی های ديگران دارد از اين ملودی هم در يکی از قطعات آلبوم "هنگامه" اش استفاده کرده است!
...پس از چند اجرای بسيار زيبا از نغمه های ارمنی با صدای دلنشين ژيوان گاسپاريان، قطعه "پروانه شو" روی شعر معروف مولانا توسط هم آوايان ارائه می شود و بعد هم...
...سوت و دست های ممتد حدود 3300نفر حاضر در کاخ نياوران،ادای احترام گروه حاضر روی سن،سيل دسته ها و سبدهای گل که به سوی سن روانه می شود، تقديم يک سبد گل زيبا از عليزاده به گاسپاريان،سوت و دست های ممتد حدود 3300نفر حاضر در کاخ نياوران.
***
خيابان های خلوت شهر با چراغ های مه شکن جلوه خاصی را از نيمه شب برايت تصوير می کنند...ديگر از ترافيک خبری نيست و سمفونی شبانه جاروها تنها صدای حاکم بر خيابانها است، اگر رفته گرهای شيفت شب نبودند...
نمی توانم ذهنم را جمع و جور کنم تا يکی از ترانه های ارمنی را هرچند دست و پا شکسته به ياد بياورم و برای خودم زمزمه کنم...
آقا امکان دارد اين ضبط را خاموش کنيد!
می خواستم به راننده ماشين بگويم، اما ولش کن:به خودم می گويم...
...سلانه آمد و گاسپاريان خاطره شد.









