روز های آرامش
موسيقی ايران روزهای آرامی را سپری می کند. تعداد معدود آلبوم های منتشر شده و برنامه های اجرا شده، بالاجبار، از حجم ستون ما هم کاسته است.
1. اما در همين روزهای تعطيلی و آرامش، همانطور که در مطلب قبلی گفته شد، "گلابتون" سعيد شهروز با تنظيم بهنام ابطحی به بازار آمد. گلابتون به اندازهء "جون من و جون شما" هم شنيدنی نيست؛ اينجا حتی از آن تک نوازيهای زيبای آکاردئون بخش آغازين آهنگ "ستاره" هم خبری نيست. اما دو ترانهء "چشمای تو يعنی وطن" با شعر يغما گلرويی، و يک کار فورکلور لری، از کارهای شنيدنی کاست است. گلابتون دنبالهء کارهای قبلی شهروز است و در همان سبک و سياق کار شده است. اما از نظر تکنيک آواز، فاصله ای ميان دو آلبوم آخر شهروز نيست.
2. بالاخره "عليرضا افتخاری" هم در کوزه افتاد. آلبوم "شکوه عشق" که کاری کاملا در سبک پاپ است، با صدای افتخاری به بازار آمد. اسپانسر شکوه عشق، حوزهء هنری و بنياد حفظ ارزشهای دفاع مقدس است و ترانه ها عمدتا در تجليل از رزمندگان هشت سال دفاع مقدس سروده شده است. شکوه عشق به عنوان يک کار پاپ، دلچسب نيست اما شنيدن صدای افتخاری که با تکنولوژی Radio Edit تغيير کرده، خالی از لطف نيست.
3. شايد مهمترين حادثهء چند هفتهء اخير در عرصهء موسيقی، اجرای لوريس چکناواريان پرکار و پر انرژی باشد. پس از اجرای بيست شبهء کنسرت ملل، چکناواريان برای اولين بار در ايران، همراه با نمايش يکی از نسخه های اتللو که مربوط به سال 1922 و محصول آلمان است، دست به اجرای موسيقی زنده زده است.
چکناواريان که پيش از اين، با کار کردن بر روی اسطوره های ايرانی همچون: "خسرو و شيرين"، "شيرين و فرهاد" و اجرای اپرای به ياد ماندنی رستم و سهراب علاقهء خود را به روايت های کهن نشان داده است؛ اين بار به سراغ داستان غير ايرانی ويليام شکسپير، اتللو، رفته است.









