حامد جواهرجو

موسيقي ايران در دوره قبل از اسلام يك نوع موسيقي عملي بوده و نوازندگان در صدد جستجوي قواعد ارتباط اصوات نبودند چنانكه باربد بزرگترين موسيقي دان دوره ساساني را همه به عنوان نوازنده معرفي كرده اند و الحاني كه ساخته دليل بر اين نيست كه از نظرعلمي درموسيقي وارد بوده است. چنانكه قبلا گفته شد در اثر رفت و امدموسيقي دانهاي ايراني در بلاد اسلامي موسيقي ايراني عينا در كشورهاي عربي معمول گرديد.البته بطوريكه از رسالات موسيقي برمي ايد ايرانيان قوانين علمي موسيقي راازفيلسوفان قديم يونان اقتباس كردند وبه تدريج در صدد تكميل ان بر امدند.بنابراين موسيقي كه فقط فن عملي بود بصورت علمي در امد.

جاي تعجب است با ان كه كتابهايي در فن موسيقي نوشته شد هيچگاه اين كتب تغييري در موسيقي ما نداد و راه پيشرفت ان را باز نكرد. ابو نصرفارابي اول كسي است كه در دوره اسلامي كتابهايي در مورد موسيقي نوشته ,فارابي در كتابهاي خود به تفصيل از عود و طنبور خراساني و بغدادي و مزمارو رباب صحبت مي كندو هر يك از انها را شرح مي دهد.

صفي الدين عبد المومن ارموي بعد از فارابي و ابن سينا دو رساله در موسيقي بنام رساله اشرفيه و
كتاب الادوارنگاشت كه از كتب جامع در موسيقي بشمار ميرفت.

در نظر قدما موسيقي عبارتست از معرفت احوال الحال.
(الحال موسيقي از تركيب اصوات مختلف ايجاد ميشود)

قدما درجه زير و بمي صدا ها را بوسيله كوتاهي و بلندي سيمهاي ساز عود معين ميكردند در ان دوره فاصله ميان دو صداي موسيقي را بعد ميگفتند و به دو طبقه مطبوع و نا مطبوع تقسيم مي كردند، ولي بجاي اين دو اصطلاح دو كلمه ديگر ملايم و متنافر يا اتفاق و تنافر استفاده ميشده از تركيب فواصل، لحن پيدا ميشود.

فواصل را به سه قسمت تقسيم كرده اند :1-عظام 2-اوساط 3-صغار

قدما حلق و حنجره انسان را اشرف الات موسيقي ميدانسته اند.

الات موسيقي بر دو قسمت بوده: ذوات الاوتار يا الات زهي و ذوات النفخ يا الات بادي.

ذوات الاوتار دو نوع بوده يكي مثل سنتور ,چنگ و قانون كه براي هر صدايي يك سيم روي ساز بسته ميشده, نوع دوم انهايي كه روي رشته ها كه هر يك از انها را وتر مي ناميدند انگشتهاي دست چپ تكيه ميكرده مانند عود و رباب.

ذوات النفخ سازهاي بادي استكه صداي ان بوسيله نفس انسان حاصل ميشود مانند:سرناي و ناي و حلق.

در قديم فاصله چهارم درست را ذوالاربع ميناميدند كه از سه قسم فاسله تشكيل ميشود:

1-طنيني : كه فاصله دوم بزرگ است
2-بقيه: كه دوم كوچك است
3-مجنب:كه فاصله ايست از دوم بزرگ كوچكتر و از دوم كوچك بزرگتر(سه ربع پرده)

Iranmusic | Hamed Javaherjoo - Iranian Music, merely practical or also scientific?