هنرمندان تاجر يا تاجران هنرمند
مسلما هر فعاليت هنری برای زنده ماندن و نفس کشيدن، بايد سودزا باشد. در هر کشوری هنرمندان، بسته به شرايط فرهنگی و اجتماعی، روشهايی را برای پولسازی به کار می بندند. درآمدهای چند ميليون دلاری مايکل جکسون که از راه شرکت در تبليغات Pepsi بدست می آمد، نمونهء خوبی از اين روشهاست.
اما در ايران به دليل برقرار بودن شرايط خاص سياسی و فرهنگی و همچنين ديد سنتی و محافظه کارانه ای که نسبت به هنر و فراتر از آن، نسبت به مقولهء تبليغات وجود دارد، دست هنرمندان بسته است. حتما همه جنجالی را که بر سر بيلبوردهای تبليغاتی شرکت E-Cut به پا شد به ياد دارند. هنرمند حاضر در آن پوسترها کسی جز رضا گلزار، گيتاريست گروه آريان و هنرپيشهء سينما نبود.

يکی از راههای مرسومی که گروهها و خوانندگان موسيقی برای جذب در آمد برمی گزينند، انتخاب اسپانسر برای کنسرتهاست. شرکت چرم مشهد برای آريان، ساعت سواچ برای عليرضا عصار و يخچال هيماليا برای سعيد شهروز، چنين نقشی را بازی می کنند. اما ماجرا آنجا تلخ می شود که بعضی از هنرمندان از مرزهای حرفه ای گری عبور می کنند و دست به رفتارهايی می زنند که در شان هيچ هنرمندی نيست. درخواستهای پياپی سعيد شهروز در کنسرت اخيرش از مردم برای تشويق يخچال مورد نظر و در آخر هم تعريف کردن اين ماجرا، با آب و تاب، که "ماهها قبل از اينکه بدانم قرار است اين شرکت اسپانسر کنسرت باشد، از محصول آن خريداری کردم" گوشه هايی از اين رفتار غير حرفه ای هستند.
نوع ديگری از اين رفتارها که بازهم در تمام دنيا کم سابقه است، اجرای تورهای تکراری است. عصار در کنسرت دو سال قبل خود، بجز ترانهء "مست و محتسب" هيچ کار جديدی اجرا نکرد.

گروه آريان هم داستانی مشابه دارند و هنوز هم پس از گذشتن مدتی طولانی از به بازار آمدن آلبوم دوم خود، به اجرای کنسرتهای پياپی و کسب درآمد مشغولند. غافل از اينکه هواداران گروه خسته از ملوديهای "آريان 2" چشم انتظار کار جديد آنها هستند. آن جملهء Soon to be realised که ماههاست روی سايت گروه قرار دارد، بدجوری توی ذوق می زند.
شايد کمتر کسی بداند که آن جوان خوش قيافه، به ميل خود، گروهش را ترک نکرده است. بلکه او توسط آقای م.ر، بوجود آورنده و حامی گروه سابق، انتخاب شده است تا بار ديگر به کمک جذابيتهای ظاهری او، گروهی جديد مطرح شود.
حتما با گذشت زمان و حرفه ای تر شدن تهيه کننده ها و برگزار کننده ها، اين روند به سمت و سوی خوبی خواهد رفت؛
ما هم منتظر خواهيم بود...









