December 04, 2002
iranmusic - mehdi

كنسرت موسيقي ملل در ايران

كنسرت موسيقي ملل در ايران



روز پنج‌شنبه 14 آذرماه اركستر 20 نفره ارمنستان به رهبري لوريس چكناواريان وارد تهران مي‌شود تا از 17 آذر تا 4 دي به مدت 15 شب قطعاتي از آهنگسازان بزرگ 14 كشور جهان را اجرا كند، در حالي كه تالار وحدت و مركز موسيقي تبليغات وسيعي را از دو هفته‌ي پيش براي اين برنامه با عنوان كنسرت موسيقي ملل آغاز كرده‌اند. لوريس چكناواريان روز سه‌شنبه در سالن تشريفات تالار وحدت با خبرنگاران از برنامه‌ها و اجراي قطعات مختلف در اين كنسرت‌ها سخن گفت 15 برنامه متفاوت براي هر شب، اجراي قطعاتي از آهنگسازان ايراني چون حسين دهلوي، عليرضا مشايخي، فرهاد فخرالديني، قطعاتي از آهنگسازان بزرگ كشورهاي آلمان، ارمنستان، اتريش، ايتاليا، آمريكا، انگلستان، فرانسه، يونان، نروژ و ... اختصاص يك شب برنامه به اجراي اركستر با همراهي شهرام ناظري ويژه برنامه‌اي به مناسبت كريسمس، اجراي قطعاتي از آرام خاچاطوريان به مناسبت صدمين سال تولد وي و نامگذاري سال 2003 به نام اين آهنگساز از طرف يونسكو، از جمله برنامه‌هاي اركستر مجلسي ارمنستان در اين 15 شب است.
چكناواريان عنوان كرد:‌در برخي از اين شب‌ها سوليت‌هاي ايراني اركستر را همراهي خواهند كرد و يك شب از اين برنامه به اجراي داستان شيرين و فرهاد - خسرو شيرين و سه قطعه آريا از اپراي رستم و سهراب اختصاص خواهد داشت.
در اين برنامه كه با همكاري تالار وحدت و مركز موسيقي برگزار مي‌شود، تعدادي از نوازندگان اركستر سمفونيك تهران، گروه را همراهي مي‌كنند.
چكناواريان، اظهار اميدواري كرد كه در فروردين و ارديبهشت ماه سال آينده برنامه‌اي با اجراي آثاري از آهنگسازان ايراني در ارمنستان ترتيب داده شود گفت: بدون هيچ چشمداشت مالي براي معرفي موسيقي كلاسيك در ايران حضور يافته‌ام.
چكناواريان در پاسخ به اين سوال كه با وجود اين خصيصه‌ خوب در شما و وجود حمايت‌هاي مركز موسيقي چرا در شهرهاي مختلف ايران برنامه اجرا نمي‌ كنيد، عنوان كرد: ما هنوز در شروع راه هستيم و مي‌خواهيم نخست در شهرهاي مختلف شناخته شويم و بعد به اجراي برنامه بپردازيم. اين در حالي است كه تابستان سال جاري اركستر ارمنستان به مدت 28 شب در تهران به اجراي قطعه شيرين و فرهاد پرداخت.
اين رهبر اركستر در پاسخ به اين سوال كه دليل برگزاري كنسرت‌هاي متعدد شما در ايران در مقايسه با ديگر گروههاي ايراني چيست؟، پاسخ داد: به اين دليل كه من براي كار كردن زندگي مي‌كنم.
سعيدي پور سرپرست تالار وحدت نيز گفت: دليل اين قضيه توانايي بالاي اركستر آقاي چكناواريان و تنوع و جديد بودن قطعات در هر شب اجراست.
وي اضافه كرد: هر گروهي كه تمايل داشته باشد مي‌تواند هر شب كه بخواهد در تالار وحدت برنامه اجرا كند و ما اين امكان را براي اركسترهايي مثل اركستر موسيقي ملي و اركستر سمفونيك تهران فراهم مي‌كنيم.
گذشته از اينكه استقبال مردم از برنامه نيز بسيار اهميت دارد.



موسيقي در ايران باستان



«بهمن رهگذر درسال تحصيلي 1374 براي دريافت درجه كارشناسي رشته موسيقي از دانشكده هنرهاي زيبا دانشگاه تهران موضوع «موسيقي در ايران باستان» را با راهنمايي مجيد كياني مورد بررسي قرار داده است.
خواندن بخشهايي از آن خالي از لطف نيست.»
بررسي موسيقي در ايران باستان به همه گستردگي و فراواني اسامي آواها و نغمه‌هايي كه از طريق كتاب‌ها و نوشته‌ها از وجود آنها آگاهي داريم، بسيار دشوار و سخت است.
اين دشواري بيشتر از آن‌رو است كه متأسفانه بازماندهاي هنر موسيقي در آن روان در حد چند نام‌ساز خنياگر و لحن و نوا است و اثر ثبت شده موسيقي از روزگار باستاني ايران پيش از اسلام وجود ندارد. از سوي ديگر ماهيت محافظه كار هنر و در ايجا موسيقي، پژوهنده را به اين باور وا مي‌دارد كه شايد آن چه كه امروزه به نام موسيقي سنتي ايران موجود است، نبايد چندان دور از لحن‌ها و نواهاي ايران باستان باشد.
تاكنون مسايل شعري و موسيقايي زبان اوستاو پارسي باستان مورد بررسي شايسته‌اي قرار نگرفته است. منابع محدود و پيچيدگي ذاتي نظم دراين زبانها، برخي از پژوهشگران را بر اين باور واداشته است كه شايد موسيقي همراه با گفتار، ضرب و وزن كلي را به آهنگ مي‌بخشيده است. فرض بر اينست كه زبان اوستايي يا پارسي باستان در سيستم نظم و قواعد زبان ويژگي‌هاي مشتركي با ديگر زبان آريايي همچون سنسكريت داشته باشد. در ساير آئين‌هاي جهان باستان نيز موسيقي و رقص دخيل بوده و مفهومي مينوي داشته‌اند. وجود موسيقي در جشن‌هاي نوروز يادآور اين نكته است در نتيجه اين زيربناي مينوي است كه تحول و دگرگوني ديني در منطقه آسياي غربي و ايران به روي شكل موسيقي و نحوه بيان آن تأثير داشته است.
در بخش ديگري آمده است: در زمان پادشاهان آشور، «خوانندگان درباري» (ناروها) بودند كه اوقات شاه را خوش مي‌ساختند.
در زمان هخامنشيان نيز بايد به دنبال اين گروه از خوانندگان درباري بود، اما متأسفانه هنوز در ميان انبوده شغل‌هاي ناشناخته‌اي كه متن‌هاي ايلامي بازمانده از آن دوران نشان مي‌دهند، هنوز نمي‌توان نظري قطعي درباره گروهي كه نمايانگر خوانندگان و خنياگران باشد، به دست داد.
البته پس از دوران حماسي، موسيقي ذهني و درباري (عامه) هر دو در كنار يكديگر وجود دارند. در زمان ساسانيان، افزون بر آواز مذهبي موبدان كه در آتشكده‌ها به زمزمه و باج مي‌پرداختند، خنياگران و گوسان‌ها نيز در دربار و ميان مردم به كار مشغول بوده‌اند. متأسفانه متن‌هاي پهلوي دوران ساسان هرگز به گوسان‌ها اشاره‌اي نمي‌كنند و اين شايد نمايانگر زماني است كه اين گروه از هنرمندان ديگر موقعيت درباري خود را از دست داده‌اند.
گوسان‌ها و خنياگران از دوران اشكانيان به بعد، دو گروه مشخص و از هم جدا را تشكيل مي‌داده‌اند. اين كه هر يك چه وظيفه‌اي داشته‌اند و در چه محدوده‌اي كار مي‌كردند، موضوعي است كه بايد روشن شود.
پرفسور BAILY در يكي ازمقاله‌هاي سال 1934 خود به بحث درباره واژه گوسان مي‌پردازد. نتيجه گزارش او با تكيه به ويس و رامين، منابع ارمني و زبانشناسي ايراني است و در واقع از نيز درباره ريشه‌يابي اين واژه كار خاصي را انجام نمي‌دهد. او مي‌نويسد كه به هر حال يك فرض اين است كه گوسان نام خاص است. او در مجمل التواريخ به موردي به نام گوسان بر مي‌خورد.
«مري بويس» مي‌گويد كه گوسان را مي‌توان هم يك اسم عام تعبير كرد و هم يك اسم خاص. «پاتكانوف» آنرا يك اسم عام تعبير مي‌كند و توضيح مي‌دهد كه اين واژه احتمالا نوازنده معني مي‌دهد.
در اين كه گوسان‌ها، شعرها و داستان‌هاي خود را از بر مي‌خوانده‌اند، هيچ شك و گماني وجود ندارد، ما حتي مي‌دانيم كه اوستا تا مدت‌ها سينه به سينه حفظ و نگهداري شده است. سنت حفظ و نگهداري موسيقي كلاسيك ايراني نيز نشانگر همين واقعيت است. آنان به احتمال زاد بداهه نوازان و بداهه سراياني بوده‌اند كه از هر مجلسي به فراخور حل و هواي آن از گنجينه آگاهي و استعداد خود به نحوي استفاده مي‌كرده‌اند.
ويژگي‌هاي آنان به گونه‌اي بوده است كه در هر مكاني مثل دربار شاهان، عروسي، عزا، مجلس‌هاي كوچك و بزرگ و به مناسبتهاي گوناگون حضور مي‌يافته‌اند. در بخش ديگري از رساله فوق نيز آمده است: باربد از موسيقيدانان و نوازندگان بنام و از بزرگترين آهنگسازان دوران خرد پرويز بود كه بسياري از الحان و نواهاي موسيقي را كه هنوز بعضي از آنها با همان نام در رديف دستگاههاي موسيقي كنوني ما باقيمانده است را از ساخته‌ها و پرداخته‌هاي او مي‌دانند و برخي نيز اختراع مقامات را به او نسبت مي‌دهند. مي‌گويند باربد براي هر روز از هفته آهنگي ساخته بود كه آن را هفت خسرواني مي‌گفتند و اين آهنگهاي هفت گانه در كتابهاي تاريخ و موسيقي به نام طرق السلوكيه مشهور است. همچنين براي هر روز از سي‌روز ماه، لحني ساخته بود كه به نام «سي لحن باربد» معروف است.
در بخش «سازهاي ايران باستان» اين رساله آمده است: كهن‌ترين ساز بادي كه در ايران يافت شده از هفت تپه به دست آمده و تعلق به نيمه دوم هزاره دوم پيش ازميلاد است.
منابع موجود درباره سازهاي ايران باستان، مانند ساير جنبه‌هاي موسيقي در آن زمان محدود است. تنها در كتابهاي ادبي مانند منظومه خسرو و شيرين و شاهنامه و كتابهاي لغت عرب و... نامي از آنها آمده است.
اصولا موسيقي در دوران ساسانيان از ارج و قربي فراوان برخوردار بوده است. نوازندگان در دربار شاهي محترم بودند و در تاريخ آمده است كه شاه خسرو دوم مشوق و حامي خنياگران زيادي مانند راميتن، بامشاد، نكيسا، آزاد، سركش و باربد بوده است. باربد مشهورترين آنها بوده و گفته مي‌شود كه سيستم موسيقي خاصي بنا نهاد كه شامل هفت مقام شاهي (خسرواني) سي لحن و سيصد وشصت دستان مترادف روزهاي هفته، ماه و سال تقويم ساساني بوده است. نغمه‌ها و مقامهاي مذكور امروزه شناخته شده نيست، اما بعضي از اسامي آنها در نوشته‌هاي الكندي، ابن زيله و نظامي ذكر شده است.
در اين رساله قيد شده است كه سازهايي نظير دومبلك (DUMBALAK)، رباب، شيشك (SESk) ، كانار (kannar) تنبور(TANBUR)، بربوت (BARBUT) و... از جمله سازهاي موجود درايران باستان بوده است.




مهدي طاهباز