خداحافظي به سبك ايراني
کیوان ارزاقی
ديشب خيلي خسته بودم به همين دليل تصميم گرفتم زودتر بخوابم. تازه چشام گرم شده بود و كپه مرگمو گذاشته بودم كه يه دفعه با سر وصدايي از خواب پريدم. از تختخواب بلند شدم و ديدم همسايه پاييني مهمون داشته و حالا هم دارند تشريف مي برند. خب تا اينجا مسئله خاصي نبود داستان از اينجا شروع مي شه كه موقع رفتن مهمانان يكي از خصايص بارز و فرهنگي ما ايرانيها دوباره نمود پيدا مي كنه " خداحافظ " . اين همون كلمه دلنشين ايه كه براي ما ايرانيها موقع جدا شدن از فك و فاميل به كرات تكرار و شنيده مي شه.
توي مراسم و مهمانيها به محض اينكه اعلام رفتن مي كنيم خداحافظي ها از همون كف زمين كه نشسته ايم شروع و تا چشم كار ميكنه تا جاييكه همديگر رواندازه يه مورچه مي بينيم ادامه پيدا مي كنه. خب احمد أقا صغرا خانم خيلي زحمت داديم با اجازتون از حضورتون مرخص مي شيم. با گفتن يه همچين جمله اي تراژدي و سريال اوشين وار خداحافظ ، شروع مي شه. بيشتر از 40 بار تو خونه يارو خداحافظي مي كنيم حالا حساب كنيد مثلا 6 نفر أدم اومدن مهموني و حالا دارن ميرن بيرون. بطور مستمر و بي وقفه همه مي گن " خداحافظ " و صاحبخونه بد بخت پس از كلي پذيرايي و دولا و راست شدن حالا بايد به اتفاق همه اهل و عيال و زن و بچه به دنبال ميهمانان راهي و مستمرا" جواب خداحافظ ميهمانان گرامي رو بدهد. خداحافظ خداحافظ خداحافظ. قربون شما خداحافظ خداحافظ. ببخشيد بد گذشت خداحافظ خداحافظ.
حالا اومدن دم در خونه. خب اصغر آقا ببخشيدا مزاحم شديم تو رو خدا شما هم يه شب منزل ما تشريف بياريد خداحافظ خداحافظ. سلام برسونيد خداحافظ خداحافظ. توي اين دسته اگر تعداد خانمها بيشتر از 2 نفر باشه كه وا ويلاست تازه دم در خونه يادشون مي افته دستور پختن قرمه سبزي وشينيون ورنگ موها وأخرين خريدها و عوض كردن دكوراسيون منزل و چاق شدن اندامهاي تحتاني و فوقاني و در تمام اين لحظات صداي دلنشين خداخافظ خداحافظ سلسله وار به گوش ميرسه.
حالا ديگه همه سوار ماشين شدن و سرنشينان از چهارطرف ماشين تا كمر اومدن بيرون و دارن دست تكون ميدن خداحافظ خداحافظ خداحافظ. شما هم تشريف بيارين خداحافظ. مژده رو ببوس خداحافظ خداحافظ. راننده هم براي عرض ارادت اون موقع شب 6-5 تا بوق به معني خداحافظ براي صاحبخونه و مستقبلين ميزنه. حالا ديگه ماشين رسيده به ته كوچه. از همون ته كوچه همگي دست تكون ميدن واينبار ديگه فرياد مي زنن خداحافظ خداحافظ خدااااااااااااحافظ.
اي كوفت اي مرض اي زهر مار اي درد بي درمون. مرده شور همتون رو ببرن. مگه مي خواين برين سينه كش قبرستون كه دل نمي كنين از هم يعني كه چي خداحافظ خداحافظ خداحافظ.
فردا ساعت 11 صبح يكي از خانمهايي كه ديشب ميهمون بوده زنگ مي زنه به صغرا خانم و ميگه : صغرا جون ممنون بخاطر پذيرايي ديشب والله زنگ زدم بگم ببخشيدا ديشب اين بچه ها حواسم رو پرت كردن يادم رفت ازت خداحافطي كنم !









