چند روز قبل با يكى از خانمهاى وبلاگنويس صحبت مى كردم. ناراحت بود و از دست يكى از رجال به ظاهر شريف وبلاگستان گله داشت. از دست آقايى متاهل كه دم از نويسندگى ميزنه و در وبلاگش هم به كرات از انسان و روابط انسانى سخن به ميون آورده. كه خب حتماً داشتن رابطه آنچنانى با يه خانم شوهر دار در قاموس و مرام اون نويسنده زبردست امرى شريف و مقدس بوده وگرنه هيچ وقت چنين پيشنهاد شرم آورى رو به اين خانم نمى كرد!
از اونجايكه قرار شد هيچ خانمى اين نوشته ها رو نخونه و محفل، محفلى مردونه است، پس اينبار ما آقايون بياييم با هم يه كمى رو راست باشيم. مَنم مَنم ها رو بذاريم كنار و يه كمى نيم مَن بشيم. الان ديگه خانمى اينجا نيست كه بخواهيم سينه جلو بديم و دم از مردونگى هاى اونچنانى بزنيم. خودمونيم و خودمون. پس نمى تونيم به صرف داشتن يه چيزى كه همه مون به اون مسلح ايم و هيچ كدوممون هم بى فشنگ نيستيم، بخود باليده و بقيه رو سينه خيز كنيم!
تو جامعه فعلى خيلى از ما آقايون بواسطه برخى مسايل نهان و آشكار ديدمون نسبت به خانمهاى دور و برمون، يه ديد گستاخانه و بى شرم وحيا شده. تو دانشگاه، تو در و همسايه، تو جمعهاى دوستانه، تو محيطهاى كارى و خيلى از جاهاى ديگه كه همنشين و همكار و همصحبت خانمها هستيم، خيلى از ماها ديد و نگاه درستى به اونا نداريم. البته ناگفته نمونه كه بنده نه وكيل مدافع خانمها هستم و نه اينجا قصد اعدام مردونگى و فتوت و قيصر و داش فرمونها رو دارم! من هم مث همه شما نه تنها از اين جنس لطيف بدم نمياد، كه از معاشرت و همنشيني با اونها خيلى هم خوشحال و خرسند ميشم ولى سعى كردم كه با يك نگاه درست و بدون تصور سايز به خانمهاى دور و برم نگاه كنم!
تو محيط كارى، كمى خنده و خوش و بش و سلام و عليك گرم و صميمى يه خانم با ديگر همكاران مردش، انواع و اقسام حرفها و حديثها رو بدنبال داره. لحن دوستانه و مودبانه يه دختر هم دانشگاهى و گپى كوتاه با يكى از ماها، در ارتباط با مسايل و مشكلات درسى و دانشگاه، همراست با هزار و يك تفكر نادرست و ناروا. در خيلى از موارد اگر خانمى شيك پوش با يك لبخند كم رنگ، آدرس منزلى رو از ما بپرسه اين يعنى اينكه اون خانم حتما منظور خاصى داشته و راهى شدن بدنبالش از اصول و واجباته. درخواست شهلا خانم، همسايه اى كه سالهاست با اونا در يه آپارتمان زندگى مي كنيم براى اينكه تو تعويض لاستيك ماشين بهش كمك كنيم، يعنى اينكه آره، خانم حتماً با دوتا بچه و يه شوهر سيبيل كلفت عاشق و شيفته ما شده و يه جايش باد ميده! تشكر و گذاشتن يه كامنت در وبلاگمون از طرف يه دختر خانم يعنى اينكه طرف داره در باغ سبز نشون ميده و بايد بريم اول مخش رو بزنيم و بعد …!
رجال محترم و آقايون گرامى! ببخشيد. خيلى هم ببخشيد. حالا كه فقط خودمون اينجاييم و از اين ضعيفه ها خبرى نيست بياييم همه با هم رو به درگاه احديت نشسته و دستامون رو، رو به آسمون دراز كرده و اول طلب آمرزش گناهان و سپس اعتراف كنيم كه ما مردها تو اينجور مسايل خيلى بى جنبه و بى ظرفيت ايم. برخوردها و ارتباطات و طرز تفكر به سمتى رفته كه خنديدن و شاد بودن يه خانم يعنى نهايت پستى و هرزگى. يعنى خراب بودن. يعنى فاسد و بى بند و بار بودن. براى خيلى از ماها لبخندى كه بر لب يه خانم رهگذر نشسته بويى ازهرزه گى و فاحشگى اون زن به دنبال داره! با عينكى كه اين روزها به چشم زديم، داريم همه رو به يه شكل و شمايل مى بينيم فقط قد بعضى ها بلند و بعضى ها كوتاهست. بعضى ها لاغرند و بعضى ها يه كمى توپولى و چاق!
چهره درهم و اخمالو بيشتر خانمها تو محيطهاى اجتماعى شايد بواسطه همينه كه اونا ميدونند اگر يه كمى شاد و سرزنده باشند اونوقت هر چى آقا اون دور و بره ميپره رو كول خانم و تا وقتى با اون خانم يه كمى خلوت نكنه از رو شونه هاش پايين نمياد!
ما كه نمى تونيم تموم جامعه رو درست كنيم. پس بياييم محيط دور و بر خودمون رو درست كنيم. بياييم نگاهمون رو درست كنيم. تفكرمون رو درست كنيم. اينكه همش قرار باشه با ديد و تفكر سكسى و جنسى به خانمهاى دور و برمون نگاه كنيم و تو ذهنمون، همه رو لخت و عور و هرزه تصور كنيم باعث ميشه فضايى مسموم درست شه كه مادر و خواهر و زن و دختر خودمون هم مجبورند تو همين فضا تنفس كنند. پس سعى كنيم درِ خونه همسايه رو به آرومى بزنيم چونكه خيلى ها آماده اند با مشت و لگد در خونه مون رو از جاش در بيارند!
