فستیوال یا نمایشگاه؟!
چند روزیست که هفدهمین نمایشگاه بین المللی کتاب تهران افتتاح شده. نمیدونم تونستین تو این چند روز سری به نمایشگاه بزنید یا نه؟ هر چند هنوز یک هفته دیگه هم وقت دارین و میتونید از این فستیوال! ( ببخشید ) نمایشگاه دیدن کنید. جاذبه های نمایشگاه همیشه بقدری زیاد بوده که میشه حالا حالاها در رابطه اش نوشت. از همون جاذبه های دم در نمایشگاه گرفته تا جاذبه های اصلی و متحرک داخل محوطه نمایشگاه!
معمولاً اگه قصد داشته باشین از در شمالی وارد محوطه بشین، یک نمایشگاه واقعی از اجناس مشروع و غیر مشروع و فرهنگی و غیر فرهنگی در انتظار شماست. از کتاب، تی شرت، بادبزن، سی دی، فنجون و نعلبکی گرفته تا لباسهای زیر زنونه ای که با رنگهای شاد و دلچسب باعث تنوع محیط شده و به نرخ مناسب شیش تا هزار تومن فروخته میشه! و البته جالبه که فروش این یه مورد جنس، بیش از سایر موارد عرضه شده است. حالا من نمیدونم تو این محیط فرهنگی و این آشفته بازارِ سید اسمال وار بعضی آدمها چه جوری بفکر خرید این اقلام نامشروع میوفتند؟!
و اما با ورود به محوطه داخلی نمایشگاه، وزش نسیم مطبوع بهاری و دیدن فرشتگاه آسمانی که در قالب انسانهای فرهیخته در حال خرید و سیر و سلوک هستند، روح از بدن آدمی جدا و شرایط را برای یک بازدید نیمه علمی مهیا میکند. در وصف حال این پری رویان چه بگویم که زبان و قلم عاجز به گفتن و نوشتنش میباشد. باید رفت تا به چشم دید آن بهشت برین را!
البته همه اینها تنها بخش کوچیکی از محاسن نمایشگاهه. از مزایا دیگه اش این که علاوه بر خود کتاب، چیزهای مهم دیگه ای هم به نمایش گذاشته میشه. که شما میتونید تو این چند روز با آخرین دستاوردهای نوین علمی، پزشکی، هنری آشنا بشید.
جدیدترین گوشیهای موبایل و هندس فری که به سر و کله آدمها وصل و پینه شده، نشون از رشد سریع تکنولوژی در امر ارتباطات میده. ارتباطاتی که انواع و اقسام اون بطور واضح و ملموس قابل مشاهده هست.
و اما جدیدترین دستاوردهای پزشکی نیز در نمایشگاه عرضه شده است. امسال تعداد کسانیکه بینی هاشون رو به آسمان رفته بیش از گذشته شده و ظاهراً قراره که روز به روز هم به تعداد این عزیزان اضافه بشه. بعد از اینکه با کش و قوسهای فراون و توجیهات و گریه وزاری و تهدید به اینکه من خودم رو می کشم، زمینه برای انجام عمل بینی خانمها مساعد شد و بسیاری از نسوان نیمی از بینی خود را به دست فراموشی سپردند! هم اینک اینگونه عملهای زیبایی با استقبال بسیار خوب آقایون هم مواجه شده که نمونه های زیادی از اونا رو میتونید تو نمایشگاه ببنید. هر چند عمل بینی دیگه قدیمی و فعلاً عمل جاهای دیگه مد شده. عمل اندامهایی که مثل بینی در معرض دید عموم قرار نداره و کوچیک و بزرگ شدنش برای همه قابل حس نیست! البته خب برخی از این عملها کاملاً زنونه بوده و بعید میدونم که هیچ آقایی قصد اینگونه اعمال رو داشته باشه.
در زمینه پوشاک و البسه هم ظاهراً تولید کنندگان، امسال با کمبود پارچه مواجه شدند. بهمین دلیل لباس بسیاری از خانمها و گاهاً آقایون براشون کوچیکتر از حد معموله. شلوارها که تقریبا به زیر زانو رسیده و روسریها هم شده قد یه کف دست و مانتوها هم کم کم داره آستین کوتاه میشه. باید دید اگه مشکل کمبود پارچه حل نشه مردم برای سال بعد چه فکری می کنند؟!
و اما حضور دانش آموزان عزیزی که بصورت فله ای به نمایشگاه اومدن هم خیلی جالب و دیدنیه. دانش آموزانی که برخلاف اون مانتو و لباسهای ساده مدرسه، خیلی بیشتر از سن و سالشون میفهمند! اگه مرد هستین و تو نمایشگاه تنهاید اصلاً بهتون توصیه نمی کنم که بخواهین یه موقع از وسط گروه و جمع این عزیزان رد بشین، چون ظرف چند ثانیه حرفهایی میشنوید و چنان متلکهایی بارتون می کنند که خیلی جاهاتون از خجالت سرخ میشه! ظاهراً قرار بود كه دختران امروز، مادران فردا باشند ولی گويا بعضی هاشون پلهای ترقی رو چهار تا چهار تا پيمودند و دختر نشده مادر شدند!
فروش سوهان قم هم در کنار عروسکهای گاو روزانه در جلوی سالن مبنا از موارد اضافه شده به نمایشگاه امساله!









