مدیریت آبدوغ خیاری!
::: يه فرودگاهی بود كه از خيلی سالهای پيش قرار بود ساخته بشه. پس از گذشت چندين و چند سال و كلی كِش و قوس خلاصه ساخته شد. يك ميليارد تومن هم فقط هزينه افتتاحيه اش شد كه مشخص بشه اين فرودگاه خيلی مهمه و قراره خيلی ها با اين فرودگاه پُز بدن و بخاطر افتتاح اون خيلی سرها با افتخار بالا گرفته بشه. اولين هواپيما با خواهش و تمنای رئيس جمهور تونست رو باند بشينه و اينجوری رئيس جمهور هم نشون داد كه هنوز هم محبوبيت و اعتبار گذشته رو داره! ولی به هواپيمای دوم به دليل برخی مشكلات اجازه فرود ندادند و هواپيما رو تو آسمون با اسكورت به اصفهان فرستادند و ... راستی تا حالا تو اين فصل به اصفهان مسافرت كردين؟! جداً كه لقب " نصف جهان " رو به درستی به اين شهر دادند.
خيابون سر سبز چهار باغ، زاينده رود پر آب، ابهت مساجد و مناره ها، شكوه ميدون نقش جهان، قدمت و زيبايی عالی قاپو و چهل ستون همه و همه، اصفهان رو به يك شهر زيبا تبديل كرده كه ديدنش برای هر كسی ميتونه خاطره انگيز باشه. به نظر من حتماً تا هوا گرمتر نشده يه سری به اصفهان بزنيد، راهش اينقدرها هم دور نيست كه بخواهيد حتماً با هواپيما به اين شهر مسافرت كنيد!
::: چند روز پيش مشخص شد كه تيم ملی اميد ايران مجدداً از راه يابی به المپيك بازموند تا عقده دور موندن از اين رويداد مهم به 32 سال برسه. امسال هم مثل هميشه تمام كارشناسان، تيم اميد رو بهترين تيم تاريخ می دونستند و حدس و گمانها، چنين بود كه اين تيم با شايستگی و بدون مشکل به المپيك راه پیدا میکنه. ولی نرفتيم تا رسيدن به المپيك برامون يه رويا بشه. در حذف تيم اميد خيلی عوامل دخيل بود. از رئيس فدراسيون و تشكيلات اداری و كميته های مختلف اون گرفته تا برخی از بازيكنان كه بجای اينكه بفكر صعود تيم به المپيك آتن باشند ..... راستی تا حالا تو دوست و آشناهاتون كسی رو داشتين كه به آتن سفر كرده باشه؟! ميگن این شهر خیلی قشنگه. یونان، كشوری با ريشه و تاريخ و تمدن كهن. کشور فلاسفه و دانشمندان و علمای برجسته. من كه خودم خيلی دوست دارم ، برم و يونان و بخصوص پایتختش، آتن رو ببينم. اين روزها آژانسهای مسافرتی هم تو روزنامه زياد تبليغش رو می كنن. يه تلفن كنم ببينم با تور اگه بخوام برم چقدر خرج برميداره!
::: هفته قبل انتظارها به پايان رسيد و خلاصه 27 ارديبهشت از راه رسيد و قرعه كشی موبايلها انجام شد. تو اون روز مردم چه شور و شوقی داشتند. همه منتظر بودند تا شماره دو رقم سمت راست فيشهای موبايلشون رو هر چه زودتر بشنوند. دو رقم سمت راست حتی از قلب سمت چپ هم مهمتر شده بود! قرعه كشی انجام شد و اولويتها اعلام شد و اينبار يه قانون من دراوردی از تو قوطی عطار بيرون اومد! قرار شد تا مرداد سال ديگه به هر كسی يه موبايل بدن و بعدش هم به اونايی كه بيشتر از يه دونه ثبت نام كرده اند به تدریج، مابقی موبايلهاشون داده بشه. اين وسط يه سريها خوشحال شدن. يه سريها بد و بيراه گفتند. يه سريها گفتن کاشکی همه فیشها رو به اسم خودمون نمی نوشتيم.
جالبه، اون موقعی که وزارت مخابرات داشت بابت ثبت نام موبایل پولهای مردم رو با پارو جمع میکرد! یادشون نبود که محدودیت دارن و نباید همین جوری بی رویه ثبت نام کنند ولی حالا که قراره موبایلها رو به مردم بدن یادشون افتاده سیستمشون مشکل داره و تو اجرای برنامه هاشون کلی محدودیت دارن و باید فاز دوم و طرح سوم و مناقصه چهارم و پیمانکار پنجم و شبکه ششم راه اندازی بشه و بعدش بتونند به تعهدات خودشون عمل کنند! شاید هم تو این سازمان اول باید حسن نیت آدمها مشخص بشه و بعد وزارتخونه به این نتیجه برسه که مردم واقعاً موبایل میخوان و پولش رو هم دارند که پرداخت کنند، وقتی این مسئله ثابت شد و اونا هم خاطرشون جمع شد و چشمشون به پولها روشن شد، میرن میشینند و سر فرصت در رابطه با تعهداتشون تصمیم می گیرند!
این یه مورد دیگه مسافرت نداره. تابستون امسال همون اصفهان و آتن برین بقیه اش پیشکشتون!









