كافه عكس، يه كافیشاپ دنج و ساكته كه در طبقه پايينی ساختمون اسكان واقع شده. همون جايی كه قرار شده بود با بر و بچههای سريال نقطهچين دور هم بشينيم و گپی دوستانه بزنيم.
وقتی رسيديم ديديم اونا زودتر از ما رسيدن و دارند دلی از عزا درميارند. ظاهراً اونجا اصلاً احساس ناراحتی نمیكردن و از قرار معلوم تو اون محيط، اونا ميزبان بودن و ما مهمون! سيامك انصاری، محمدرضا هدايتی، حميد مهيندوست و جمال شمس چهار نفری بودند كه از سر صحنه فيلمبرداری به اونجا اومده بودند و مثل اينكه بقيه بچهها هم دوست داشتند بيان ولی بهعلت درگيریهای خاص فيلمبرداری و خستگیهای ناشی از كار فشرده روزانه، معذرت خواهی كرده و نيومده بودند.
سيامك خيلی خودمونیتر از اونی بود كه فكر میكردم. به نظرم اون رُلی رو كه تو سريال نقطهچين بازی میكرد، اصلاً نقش نبود بلكه همون تيپ و شخصيت اصلی خودشه كه تو تموم جريان زندگی روزانهاش داره. يه آدم خوش برخورد، بگو بخند، ساده، راحت و اجتماعی. برخورد و صحبتهاش دلنشين و بیغل و غشه. يه جورايی حس میكنی تو همه صحبتهاش صداقت داره. رك و صريح و بیشيله پيله حرف میزنه و داشتن چنين خصيصهای تو اين دوره زمونه يعنی يه نعمت! اونجايی كه در رابطه با مخملباف خيلی بلند گفت: مگه مخملباف كيه؟! يهويی جا خوردم، شنيدن چنين چيزی برام خيلی جالب بود. سيامك نشون داد كه اهل كتاب و مطالعه است و با دنيای آنلاين و اينترنت هم كاملاً آشناست و میشه گفت كه تو اين زمينه به روز به روزه! چند وقتی هم هست كه داره با سايت خودش سر و كله ميزنه.
محمد رضا هدايتی، خيلی محجوب و ساكتتر از اونيه كه تصور میكردم. از اون شخصيتهاست كه به اين نكته كاملاً اعتقاد داره كه آدم دو تا گوش داره و يه زبون! اكثر لحظات ساكته و فقط اونجاهايی صحبت میكنه كه ازش سوالی پرسيده میشه. ظاهراً اهل زابله و اينو ميشه از تو چهرهاش خوند. چهره دوستداشتنی و محجوبی داره. چهرهای كه بدون داشتن گريم هم بهراحتی میشه فهميد كه اين آقای ساكت، همون دَديه جابر آباده! ساكت و سر بهزير و بيشتر تو خودشه و يه جورايی متفكرانه به همه نگاه میكنه. از اون تيپ شخصيتهاست كه خيلی حرفها واسه گفتن داره ولی خب ورود به دنيای اينجور آدمها معمولاً يه كمی سخته!
وقتی من و يكی دو تای ديگه از بچهها بهشون گفتيم كه سريال نقطهچين رو نگاه نمیكنيم، مثل اينكه براشون خيلی هم مهم نبود و يه جورايی خودشون حدس میزدن! البته توضيح داديم كه نه تنها نقطهچين بلكه اصولاً علاقه چندانی به ديدن برنامههای مفرح تلويزيون نداريم! تو اون دو سه ساعت كه باهاشون بوديم، خيلی حرفها زديم. از شروع و فكر اوليه اين سريال. از پاورچين و اينكه چی شد كه رسيدن به نقطهچين. از كارگردانان بزرگ سينما. از كيا رستمی و مخملباف. از اينكه چه جوری بعضیها اينقدر زود محبوب و معروف میشن! از دغدغههاشون. از مشكلاتشون و خيلی چيزهای ديگه.
الان كه فكر میكنم، میبينم ما هم شايد يه كمی تند رفتيم. تو تمام طول گفتگو همش نقدشون كرديم. از همون اولش، ازشون ايراد گرفتيم. البته يه جاهايی هم خيلی ريز و كوچولو و تو حاشيه ازشون تعريف كرديم ولی ناخواسته مسير گفتگو به سمتی كشيده شد كه همش ازشون انتقاد كرديم. البته با همين ديد هم رفته بوديم. قصد تعريف و تمجيد و بهبه و چهچه نداشتيم. ايراداتی هم كه ازشون گرفتيم منطقی بود ولی خب، حرفهايی هم كه اونا زدند به نظر درست و منطقی میاومد. اونا هم برای درست كردن اين برنامه خيلی مشكل داشتند كه ما ازشون بیخبر بوديم. بر خلاف اون چيزهايی كه گفتن و میخواستن وانمود كنند كه محدوديت سوژهای ندارند ولی استنباط من اين بود كه خيلی هم محدوديت و خطوط قرمز دارند. اونا بايد در ميون كلی قانون نانوشته و محدوديتهای تدوين نشده و خطوط بهشدت قرمز پررنگ(!) يه برنامه بسازند كه نه به كسی بربخوره و نه دلی بشكنه و نه زانوی آهوی بیجفت بلرزه! در رابطه با هر صنف و گروه و با هر لهجه و گويشی كه بخوان برنامه بسازند، فرداش بايد سين جيم بشن و به كلی آدم توضيح پس بدن! هر اسم و لهجه و عملی از طرف اين گروه میتونه حساسيت ايجاد كنه و فردا كلی قش قرق به پا كنه. بههرحال تو مملكتی كه خيلیها نمیدونند طنز چيه و دامنه كاريش تا كجاست، اين مسايل وجود داره.
بنابراين بايد خيلی جاها هم به اونا حق داد. ما داريم از دور نگاه میكنيم و میگيم لنگش كن. بايد لخت شد و رفت وسط ميدون تا سختی و مشكلات كار اونا رو لمس كرد. اينجوری هم يه كمی بیانصافيه كه همش ازشون ايراد بگيريم. در حين گفتگو يه سری جاها بنا به دلايلی ضبط خاموش شد و تو اين لحظات جمع خيلی خودمونیتر و درد دلها خيلی پررنگتر شد! كاشكی اصلاً ضبط و نواری نبود تا میتونستيم راحتتر از اونی كه بوديم باشيم. اونجوری ديگه مجبور نبوديم همش دنبال لغت بگرديم و هی فعل و فاعل جمله رو درست كنيم. حالا ديگه هر چی بود تموم شد...
فكر كنم اون روز يادمون رفت بهشون بگيم ولی الان ديگه خيلی بیمعرفتيه كه اينجا هم نگيم، دوستان خسته نباشيد!
