شکر تلخ

يه چيپ بی‌موقع!

August 05, 2004 انگاری که این لباس شماره یک همیشه باید به تن ما گَل و گشاد باشه. انگاری که ما باید همیشه شاهد رقص و پایکوبی یه...

چه می‌کنند اين فوتباليست‌ها!

July 30, 2004 سيلی كه رحمان رضايی تو ورزشگاه چونگ چنگ و موقع بازی با عمان به زير گوشه بداوی نواخت و عكس‌العمل سريع بداوی كه نذاشت امانتی...

نقطه‌چين هم پاورچين پاورچين رفت!

July 22, 2004 كافه عكس، يه كافی‌شاپ دنج و ساكته كه در طبقه پايينی ساختمون اسكان واقع شده. همون جايی كه قرار شده بود با بر و بچه‌های...

باقالی به چند من؟!

July 15, 2004 هفته‌ی گذشته هم به خیر و خوبی و خوشی به پایان رسید. فکر کنم دیگه یه جورایی شده که خیلی برامون فرقی نمی‌کنه، امروز چندمه...

و باز هم خطای انسانی

July 02, 2004 هفته قبل در حاليكه يه سری‌ها داشتند تو مراسم اختتاميه ششمين نمايشگاه بين‌المللی خودرو تهران سوت و دست می‌زدند و برای اين صنعت و تكنولوژی...

عاشقونه‌های تلخ و شیرین!

June 25, 2004 اومديم و اومديم، يه وقتهايی تند و با شتاب و يه وقتهايی آسه آسه. يه وقتهايی آروم و بی سر و صدا و يه وقتهايی...

یورو 2004 با رقص قاسم آبادی!

June 17, 2004 بازی‌های فوتبال جام ملت‌های اروپا خيلی به‌موقع شروع شد. حداقل برای ماهايی كه تو ايرانيم و دو سه هفته‌ای تو هول و تكون زلزله بوديم...

سلامی دیگر!

June 03, 2004 دو سال گذشت. دو سال با تمام فراز و نشیب و سختی و شیرینی اش به سرعت برق و باد گذشت. با شما بودیم و...

ما می میریم!

June 02, 2004 عصر روز جمعه زمين لرزيد تا دوباره يادمون بيفته خونه هامون سسته و مهندسی ساز نيست و هر كی كه از راه رسيده تو يه...

دلهای شیشه ای

May 28, 2004 ديدم اگه تو خرداد باشیم و از يه روزهايی اسم نبرم و چيزی در رابطه اش ننويسم خيلی بی معرفتي كردم. روزهايی كه ديگه تو...

مدیریت آبدوغ خیاری!

May 20, 2004 ::: يه فرودگاهی بود كه از خيلی سالهای پيش قرار بود ساخته بشه. پس از گذشت چندين و چند سال و كلی كِش و قوس...

خداحافظ رفیق

May 13, 2004 باز هم يكى ديگه تموم خاطرات و روياها و بغضها و بود و نبودش رو چپوند تو يه چمدون تا اشك مادر بدرقه راهش بشه...

فستیوال یا نمایشگاه؟!

May 07, 2004 چند روزیست که هفدهمین نمایشگاه بین المللی کتاب تهران افتتاح شده. نمیدونم تونستین تو این چند روز سری به نمایشگاه بزنید یا نه؟ هر چند...

نمايشگاه كتاب تهران

May 01, 2004 از دو سه روز ديگه دوباره نمايشگاه بين المللى كتاب تهران مثل ارديبهشت هر سال، شروع بكار خواهد كرد و خيل علاقمندان و مشتاقان كتاب...

يه پياله نذرى!

April 22, 2004 دو سه روز قبل حال و هواى كوچه و خيابونها يه جور ديگه بود. يه بو و طعم خاصى تو فضا پخش بود كه شايد...

تهرانِ اُم القُرى!

April 15, 2004 اينجا ايران، صداى ما رو از تهران مى شنويد. شهرى با كوله بارى از تاريخ و مردان و زنان تاريخ ساز. شهرى در دامنه هاى...

لطفاً خانمها نخونند!

April 07, 2004 چند روز قبل با يكى از خانمهاى وبلاگنويس صحبت مى كردم. ناراحت بود و از دست يكى از رجال به ظاهر شريف وبلاگستان گله داشت....

تعطيلات عيد را چگونه گذرانديد؟!

March 29, 2004 خلاصه عید و تعطیلاتش تموم شد و دوباره از شنبه روز از نو و روزی از نو. والله بخدا تو تعطیلات نوروز اینقدر ریخت و...

عیدتون مبارک!

March 15, 2004 يه عيد و يه نوروز ديگه هم رسيد. دوباره قرار شد يه سال كهنه رو با كلى خاطره و ياد و نام بديم و يه...

وقايع اتفاقيه!

March 10, 2004 اين هفته من هم مث همه شما انقدر كار دارم كه نگو و نپرس! ظاهراً قراره هفته ديگه سال تحويل بشه ولى هنوز هيچ كارى...

شب غریبون!

March 04, 2004 دوباره لباسهاى سیاه و مشكى چند روزى از تو بقچه و كمدا در اومد و رفت نشست بر دلايى كه هر سال همين موقعها قول...

هو هو چى چى!

February 25, 2004 تو اين جريانات انتخابات اصلا" نفهميديم چى به چى شد. البته هيچ لزومى هم نداره كه آدم از همه چيز سر در بياره! همينى كه...

بابا بزرگ منو ببخش

February 16, 2004 تازه فهميدم عددهايى كه يه چند وقتى اون گوشه بالاى تلويزيون بود و هر روز يكى يكى، كم ميشد نشون دهنده روز انتخابات بوده. عددهايى...

خط قرمز!

February 12, 2004 جون و جوونى دنياى پر تلاطم و پر تنشى داره. نه ميشه افسار گسيخته و به تاخت رفت و نه ميشه ساكت بود و تماشاگر...

سر خوردگی وبلاگنویسان قدیمی!

February 06, 2004 بيشتر از دو ساله كه تو دنياى وب با یه سری صفحات شخصى مواجه شديم به اسم وبلاگ. صفحاتى كه بعضى وقتها فنى و تخصصى...

امشب يه شب ديگه است!

January 28, 2004 امشب نه حال و حوصله ديدن برنامه هاى مزخرف تلويزيون رو دارم، و نه حوصله خوندن مطالب تكرارى روزنامه ها رو. امشب هوس كردم براى...

ماها داريم كجا ميريم؟

January 21, 2004 در هفته گذشته رئيس كلانترى لواسانات به دست يكى از افسران كلانترى كشته شد. زنى 67 ساله در خانه اش خفه شد. در يك نزاع...

مى خواستم چى بگم ؟

January 14, 2004 چه بدبختى بزرگى يقه ام رو گرفته. بيشتر از يه ساعته كه فكر مى كنم چى بنويسم ولى به هيچ نتيجه اى نرسيدم و همينجورى...

توالت نويسى

January 07, 2004 يك موضوع جالب كه چند وقتى هست توجه ام رو بخودش جلب كرده، گلاب به روتون، روم به ديوار، شرمنده از محضر مباركتون، موضوع توالت...

خداحافظ بم

December 30, 2003 زمين لرزيد، لرزيد، لرزيد …. بغض كوير شكست، آسمان گريست، خانه ويران شد، پيرمرد جان داد، طفل در آغوش مادر مرد، مادر و طفل هر...

داره برف مياد

December 23, 2003 اون بيرون داره برف مياد… از پشت شيشه بخار گرفته رقص برفها رو نگاه ميكني. همه جا يه دست سفيد شده. ديگه كم كم بهت...

حريم شخصي

December 16, 2003 بعضي واژه ها و لغات، درفرهنگ و روابط اجتماعي واژه هاي گمشده اي هستند و در زندگي روزمره كمتر كاربرد عملي دارد. علي رغم ظاهر...

خداحافظي به سبك ايراني

December 12, 2003 کیوان ارزاقی ديشب خيلي خسته بودم به همين دليل تصميم گرفتم زودتر بخوابم. تازه چشام گرم شده بود و كپه مرگمو گذاشته بودم كه يه...