گرداب سقوط(1)



به گرداب سقوط من در ستيزم


به جام اشك تو من مي بريزم


سكوت تو هميشه غصه بوده


هميشه از سكوتت مي‌گريزم



گذر نيست از سپاه بي تعصب ، گنه‌كاران خاموش از تعدد
از اينجا تا ستاره تا راه شيري ، سكوت ،چادريست در تردد
تماشا داره اين به خود رسيدن ، ز راه گمشده تا آخر من
قلندر‌وار به دنبال كشيدن ، به روي يك‌صفحه تا آخر من



به گرداب سقوط من در ستيزم


به جام اشك تو من مي بريزم


سكوت تو هميشه غصه بوده


هميشه از سكوتت مي‌گريزم



به چشمان غريبه خورده سوگند ، به آن لب‌هاي خسته مرده سوگند
صداي رقص تو را من بسازم ، براي كاغذ خيس خورده سوگند


به گرداب سقوط من در ستيزم


به جام اشك تو من مي بريزم


سكوت تو هميشه غصه بوده


هميشه از سكوتت مي‌گريزم



ياحق – سبز باشيد




خدايار قاقانی