گرداب سقوط )2(
گرداب سقوط(2)
قسمت اول را اينجا بخوانيد.
به گرداب سقوط افتادهام
خدا!ياري ميخوام ، يار شكفتن
زيارت نامه نور و تولد
طواف كعبه به خود رسيدن
به وقت آن نماز تنهاي آفتاب ، بگيرم من وضو با اشك مهتاب
صدايي جز صداي غزل ندارم ، همينم اين منه تبكرده خواب
خدايا تشنه بوسيدنم من ، تو نگاها ، تو تمام فصل خوندن
زنم ضربه به اين زمين خاكي ، چرا ميره تو فصل چكيدن
به گرداب سقوط افتادهام
خدا!ياري ميخوام ، يار شكفتن
زيارت نامه نور و تولد
طواف كعبه به خود رسيدن
همان بوسه شده تكيهگاهم ، به سوي آن نگاهت ، قبلهگاهم
همان كاغذ كه بود نامه تو ، شده آن جانماز سجدهگاهم
هميشه با سكوتت روزه گيرم ، به وقت ساززدن من نميرم
از آن روزي كه تو ساز كولي ، گفتي برايم كردي اسيرم
از آن گرداب نجات بودنم ده
ز سايه روزگار قدمتم ده
مرا بر حال بي حال خويش
مگذار و راه نجاتم ده
ياحق-سبز باشيد
خدايار قاقانی









